برگردان به زبان ساده
چیست آن شکل آسمان کردار؟
کآفتاب اندرو گرفته قرار
هوش مصنوعی: چه چیزی در آسمان وجود دارد که باعث شده است خورشید در آن جا آرام بگیرد؟
دیده کس آفتاب ناسایر
دیده کس آسمان نادوار؟
هوش مصنوعی: آیا کسی تابش خورشید را دیده که به آسمان نرسیده باشد؟
نعمت و محنتست از آثارش
آسمان را چنین بود آثار
هوش مصنوعی: خداوند نعمتها و سختیها را در زندگی ما میفرستد و این ویژگی آسمان و آفرینش است که هر دو روی سکه را به نمایش میگذارد.
گه خورد زینهار بر اعدا
گاه احباب را دهد زنهار
هوش مصنوعی: گاهی دشمنان را هشدار میدهد و گاهی به دوستان نیز ایمنی میبخشد.
ناظم کارها بی تدبیر
کاشف رازها بیگفتار
هوش مصنوعی: مدیر امور بیفکری میکند و کسی که اسرار را فاش میکند، نیازی به صحبت کردن ندارد.
زو یکی را بشارتست بتخت
زو یکی را اشارتست بدار
هوش مصنوعی: از یکی خبر خوشی به گوش میرسد که بر تخت نشسته است و برای دیگری نشانهای از او وجود دارد که در انتظارش است.
عاشق زار نی و پیکر او
زرد و چفته بسان عاشق زار
هوش مصنوعی: عاشق به شدت ناراحت و غمگین است و جسم او به شدت رنجور و پژمرده شده، مانند حال و روز خودش.
زرد شد تا چشیده شربت عشق
چفته شد نا کشیده فرقت یار
هوش مصنوعی: او به خاطر درد جدایی معشوقش رنگ باخته و در این حال، با طعم شربت عشق آشنا شده است. عشق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و حالتی از غم و حسرت در او ایجاد کرده است.
هست لاغرتر از میان صنم
هست کوچکتر از دهان نگار
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی، گاهی به حدی ظریف و لطیف است که میتوان آن را از تمام موجودات بسیار لاغرتر و کوچکتر دانست. این احساسات عمیق و شکننده، در عین ظرافت و کوچکی، قدرت زیادی دارند که تأثیر عمیقی بر زندگی انسانها میگذارند.
نیست مار و چو مار حلقه شده
وندرو مهره ای چو مهرهٔ مار
هوش مصنوعی: در اینجا به موجودی اشاره شده که ظاهری بیخطر دارد، اما در واقع میتواند خطرناک و مضر باشد. مثل اینکه دایرهای از چنگالها مانند چنبرهای در دور خود ایجاد کرده و درون آن، موجودی مانند مهرهای که میتواند آسیب برساند، نهان است. این تصویر به نوعی نمایانگر فریبندگی و پنهانکاری در واقعیت است.
اصل او را وجود در دل خاک
شکل او را حصول از تف نار
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که وجود اصلی یک چیز در عمق زمین نهفته است، و شکل ظاهری آن به واسطه حرارت و آتش به وجود آمده است. در واقع، این عبارت به ارتباط بین وجود و شکل اشاره دارد که یکی در عمق زمین و دیگری از حرارت ناشی میشود.
موم کز نقش او خبر یابد
کنار آهن کند به موقف کار
هوش مصنوعی: موم که از شکل و نقشی که دارد باخبر شود، در کنار آهن قرار میگیرد تا کارش را انجام دهد.
هر چه یک باره موم او بندد
نگشایند صد هزار سوار
هوش مصنوعی: هر چیزی که با یک بار تلاش و اصرار به دست بیاید، صدها رنج و زحمت را از بین میبرد و سختیها را نادیده میانگارد.
بر در گنج سد او از موم
به ز سد سکندری صد بار
هوش مصنوعی: در ورودی گنجی که او ساخته از موم، به اندازهی صد بار بیشتر از دیوار سکندر مقاومتی ندارد.
اوست گردون و او را قطب
هست انگشت شاه گیتی دار
هوش مصنوعی: او مرکز دایره وجود است و در دست او قلمرو جهان قرار دارد.
دوم خاتم سلیمان اوست
در ممالک بقدرت و مقدار
هوش مصنوعی: دومین نشانه و علامت قدرت سلیمان در سرزمینها به اندازه و اندازهاش است.
شاه خواهد بدان دلیل گرفت
همه ملک جهان سلیمان وار
هوش مصنوعی: پادشاه به خاطر آن دلیل، همهی سرزمینها را مانند سلیمان به دست خواهد آورد.
شاه غازی، علاء دولت و دین
آن فلک اقتدار کوه وقار
هوش مصنوعی: شاه غازی، علاء دولت و دین، به معنای پادشاهی که به عنوان حامی و پشتیبان دیانت و دولت شناخته میشود. او نشانهای از اقتدار و عظمت است که به مانند کوهی با وقار و استحکام، در برابر چالشها و ناملایمات ایستاده و برتری خود را نمایان میسازد.
بوالمظفر ، پناه دین، اتسز
که ظفر را ز تیغ اوست شعار
هوش مصنوعی: بوالمظفر، حامی و پشتیبان دین است و پیروزی از شمشیر او نشأت میگیرد.
آن چو ایمان منزه از هر عیب
و آن چو تقوی مطهر از هر عار
هوش مصنوعی: آن چیزهایی که به من ایمان میدهند، از هر گونه عیب و نواقص دورند و مانند تقوی، پاک و منزه از هر عیب و نقص هستند.
فضل را در دلش کمال و جمال
جود را از کفش شعار و دثار
هوش مصنوعی: فضل در دلش به کمال و زیبایی میرسد و ویژگی جود و بخشش را در لباس و پوشش خود نمایان میکند.
بفزع وقت کین برانگیزد
عنفش از چشمهٔ حیات غبار
هوش مصنوعی: در زمان وقوع خشم و کینه، شدت آن میتواند مانند غباری از چشمهٔ حیات برآید.
بکرم روز مهر بنشاند
خلقش از آتش جهیم شرار
هوش مصنوعی: در روز روشن و دلانگیز، افرادی را مشاهده میکنی که از حرارت و شدت آتش، به آرامش و زیبایی رسیدهاند.
طاعتش عادت شهور و سنین
خدمتش عدت صغار و کبار
هوش مصنوعی: فرمانبرداری از او به یک عادت در طول ماهها و سالها تبدیل شده است و خدمت به او، شمارش و آمادهسازی برای افراد بزرگ و کوچک است.
قطرههای عطای او گه رزم
مانده عاجز چو پنجههای چنار
هوش مصنوعی: عطا و بخشش او به اندازهای قوی و بینظیر است که حتی قهرمانان و دلیران نیز در برابر آن درمانده میمانند، مانند شاخههای ضخیم و محکم درخت چنار که با همه قدرتشان نمیتوانند قدرت این عطا را تحمل کنند.
ملک او بیزوال همچو روان
علم او بیکران همچو شمار
هوش مصنوعی: پادشاهی او ابدی و پایدار است، مانند روح که هرگز نمیمیرد. دانش او بیپایان و نامحدود است، مثل شمارش اعداد که همیشه ادامه دارد.
چرخ از آن زر همی زند هر شب
تا کند بر سر ولیش نثار
هوش مصنوعی: هر شب چرخ و دوران به گرد خود میچرخد تا بر سر محبوبش، هنر و زیباییاش را نثار کند.
صبح از آن تیغ میکشد هر روز
تا کند سینهٔ عدوش فگار
هوش مصنوعی: هر صبح، خورشید مانند تیغی تیز برمیخیزد تا بر سینهٔ دشمنش یعنی شب، آسیب بزند و آن را مایوس کند.
طیره از حلم او همیشه جبال
خیره از علم او همیشه بحار
هوش مصنوعی: قدرت و شکیبایی او مانند کوهها است که هرگز متزلزل نمیشوند، و دانش او به قدری وسیع و عمیق است که مانند دریاها میباشد و همواره درخشان و چشمنواز است.
دست او قطب بخششت و برو
ساخته چرخ مکرمات مدار
هوش مصنوعی: دست او محور و منبع بخششهاست و بر او است که دایرهی کرامت و احسان بچرخد.
با سخای یمین گه بذل
بحر و کان را نماید هیچ یسار
هوش مصنوعی: با بخشش دست راست، گاهی دریای نعمت را میبخشد و از هیچ چیز نمیکاهد.
ای ممالیک مجلس تو ملوک
وی عبید جناب تو احرار
هوش مصنوعی: ای فرمانروایان این مجلس، تو همچون پادشاهانی و این بندگان نیز آزادگانی هستند.
از تو عمر مخالفان اندک
وز تو عز موافقان بسیار
هوش مصنوعی: عمر دشمنان تو کوتاه است، اما عزت و عظمت دوستانت بسیار زیاد است.
شیر فرش ترا ز حشمت تو
شیر گردون شده کمینه شکار
هوش مصنوعی: شیر فرش تو به خاطر عظمت و جلالت، مانند شیری در آسمان شده و من به عنوان شکار کوچکی در مقابل تو قرار دارم.
تیغ تو هست در مواقف حرب
نایب تیغ حیدر کرار
هوش مصنوعی: شمشیر تو در میدانهای جنگ، جانشین شمشیر حیدر کرار است.
قدرت تخت و منبر اسلام
آفت درع و مغفر کفار
هوش مصنوعی: قدرت حکومت و جایگاه اسلامی باعث نابودی و شکست دشمنان و غیرمسلمانان میشود.
پیشهٔ اوست بردن ارواح
عادت اوست غارت اعمار
هوش مصنوعی: او در کار خود توانایی خاصی دارد و روحها را میدزدد. این کار برای او عادت شده و در ویرانی و خرابکاری مهارت دارد.
پاک چون خاطر اولوالباب
تیز چون فکر اولوالابصار
هوش مصنوعی: خالص و پاک است مانند دل انسانهای صاحب عقل و تفکر، و تند و سریع است مانند اندیشه کسانی که بینش عمیق دارند.
حبل دین را بدوست استحکام
خیل حق را بدویت استظهار
هوش مصنوعی: پیوند دین به دوستی و محبت استوار است و جمعیت حق به نیکی و صفات خوب استحکام مییابد.
عاشق فتح شد وزین باشد
رخ بخون همچو عاشقانش نگار
هوش مصنوعی: عاشق پیروز شد و به خاطر این پیروزی، صورتش مانند عاشقانی که محبوبشان را دوست دارند، به خون آغشته است.
دی کلید حصار اعدا بود
که گشایند هر چه هست حصار
هوش مصنوعی: هر آنچه که در مقابل دشمنان قرار دارد، به مانند قفلی است که تنها با کلید خاصی گشوده میشود. این کلید میتواند رمزگشای تمام مشکلات و موانع باشد که در برابر ما قرار دارند.
باز امروز قفل ملک تو شد
که نگهدارد این بلاد و دیار
هوش مصنوعی: امروز سرزمین و قلمرو تو به گونهای محافظت میشود که از این کشور و سرزمین نگهداری کند.
آنچه مرغست کلک تو؟ که مقیم
همه در مشک باشد منقار
هوش مصنوعی: آنچه که تو به آن میپردازی و به بیان میآوری، همچون پرندهای است که همه تمرکز و توجهاش در مکانی خاص است و در آن جا به جستوجو و جواهرسازی مشغول است.
پیک عقلست و پیک دید کسی
که مرو را بسر بود رفتار؟
هوش مصنوعی: پیامآورِ عقل و خرد، نمایندهی کسی است که در آن شرایط نمیتواند خود را کنترل کند و رفتارش تحت تأثیر احساسات و هیجانات است.
گل نماید همی ز معدن گل
در بر آرد همی ز چشمهٔ قار
هوش مصنوعی: گل از معدن خود به نمایش درمیآید و زیباییاش را از چشمهای که دارد، بروز میدهد.
هست زرد و نزار و شاید، از آنک
گل خورد وین چنین بود گلخوار
هوش مصنوعی: این تک خال به دلیل مصرف گل آفتابپرست شده و رنگ و حالتی زرد و بیمارگونه پیدا کرده است. به عبارتی دیگر، او به خاطر زیادهروی در خوردن گل، به چنین وضعیتی دچار گشته است.
بسته دارد میان و بگشاید
نیک آسان و امور پس دشوار
هوش مصنوعی: در ابتدا، کارها به نظر آسان میآیند و انجامشان راحت است، اما بعد از آن، مشکلات و چالشهای بیشتری بوجود میآید و امور پیچیدهتر میشوند.
هست نالان و نیستش اندوه
هست گریان و نیستش تیمار
هوش مصنوعی: او در حال گریه است اما دلش از غم خالی است و در حالی که ناله میکند، در واقع هیچ اندوهی ندارد.
علم نامی بدست اوست جماد
عقل فربه بدست اوست نزار
هوش مصنوعی: علم در دست او به نامی تبدیل شده است و عقل به شکلی نیرومند تحت کنترل اوست، ولی به نظر میرسد که در اینجا یک نوع ضعیفی یا زودگذر بودن وجود دارد.
سر بریده است و کس بریده سری
مثل او دیده، ناقل اخبار ؟
هوش مصنوعی: سر بریدهای وجود دارد که کسی مانند او را با سر بریده نـدیده است، آیا کسی هست که خبر این را نقل کند؟
دل دریده است و کس دریده دلی
شبه او دیده صاحب اسرار؟
هوش مصنوعی: دل شکستهای دارم و آیا کسی را میشناسی که مانند او دلشکستهای داشته باشد، صاحب اسرار؟
رخ تاریک باشدش پیوست
تن بیمار باشدش هموار
هوش مصنوعی: صورتش همیشه تاریک و غمگین است، اما بدنش همچنان راحت و بیدرد به نظر میرسد.
حق منبرست از آن رخ تاریک
دین صحیحست از آن تن بیمار
هوش مصنوعی: حقایق دین و معرفت، مظاهر روشنی هستند که از چهرهای تاریک و غمانگیز بیرون میآیند، و در عین حال به شدت به وجود یک وجود آسیبدیده وابستهاند. به عبارت دیگر، اعتقادات و آموزههای دینی میتوانند از چیزهایی پیدا شوند که در ابتدا به نظر نمیرسند، و در پی شناخت و شفای آنهاست که حقیقت واقعی نمایان میشود.
دو گواهند بر جلالت تو
کلک در بار و تیغ جان او بار
هوش مصنوعی: دو چیز بر بزرگواری و عظمت تو گواهی میدهند: قلمی که در دستانت است و تیغی که جان تو را حفظ میکند.
کردهاند از نهیب این دو گواه
همه عالم ببندگیت اقرار
هوش مصنوعی: به دلیل قدرت و شدت این دو شاهد، تمام جهان به بندگی و وابستگیات اعتراف کردهاند.
گر ستوده است مکر نزد خور
بر بدانیش در صف پیکار
هوش مصنوعی: اگر در ستایش نیرنگ و فریب باطل در برابر خورشید حقیقت قرار داشته باشد، در میدان نبرد در آن موضوع، به خاری و شکست میرسد.
تو بدین کلک و تیغ با اعجاز
معجز دین همی کنی اظهار
هوش مصنوعی: تو با این ترفند و سلاح خود، جلوههای شگفتانگیزی از دین را به نمایش میگذاری.
کلک و تیغ تراست مکر و که دید
دو زبان یا دو روی جز مکار؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تنها کسی که میتواند به دو رویکرد یا رفتار متناقض اقدام کند، فردی حیلهگر و مکار است. در واقع، اشاره دارد به این که در مسائلی که ظاهر و باطن متفاوتی دارند، باید مراقب افرادی بود که به راحتی میتوانند در دو وجه مختلف صحبت کنند و رفتار کنند.
ای شب دوستان ز مهر تو روز
وی گل دشمنان ز کین تو خار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان دو نوع احسا س متفاوت میپردازد. شب که به معنای تنهایی و دوری از محبوب است، نمادی از محبت و دوستی را به همراه دارد. در مقابل، روز نمایانگر دشمنی و کینه است که شگفتیهای غمانگیز را میآفریند. بهطرز کنایی، شاعر به تلخی و شیرینی زندگی و تأثیر محبت و کینه بر آن اشاره میکند.
از جهان زادی و بهی ز جهان
چون جواهر، که زاید از احجار
هوش مصنوعی: تو از جواهراتی هستی که از دل سنگها به وجود آمدهای. یعنی تو راز و زیباییی را از این دنیا به همراه داری که نشاندهندهی یک ویژگی خاص و درخشان است.
دوستان از عطات با برگند
تو بهاری و دوستان اشجار
هوش مصنوعی: دوستان تو را با مهربانی و محبت احاطه کردهاند، و تو همچون درختان در فصل بهار، شاداب و زندهای.
دشمنت تا چسیده شربت عز
گشت از ضربت حوادث خوار
هوش مصنوعی: دشمن تو زمانی که طعم تلخ عذاب را چشید، از ضربههای حوادث و روزگار ضعیف و پست شد.
گل ندیده بچیده خار بلا
می نخورده کشیده رنج خمار
هوش مصنوعی: در دنیای مشکلات و مصائب، کسی که روزگار سختی را تجربه نکرده، نمیداند لذت واقعی چیست. آنهایی که به راحتی و بدون زحمت زندگی کردهاند، طعم رنج و غم را نچشیدهاند و لذا نمیتوانند مقام شادی و خوشحالی را درک کنند.
جان بمحنت دهد هر آن جاهل
که کند نعمت ترا انکار
هوش مصنوعی: هر فرد نادانی که به زحمت جان میدهد، به خاطر اینکه نعمت تو را انکار کند.
تا ز تأثیرپذیر دور گردونست
روز روشن معاقب شب تار
هوش مصنوعی: تا زمانی که تأثیرات منفی وجود دارد، روز روشن نمیتواند بیغیرتی شب تار را جبران کند.
بر جهان ظفر چو مهر بتاب
بر ریاض هنر چو ابر ببار
هوش مصنوعی: به جهانی که پیروزی در آن حاکم است، همانند تابش خورشید، روشن و دلانگیز باش و در عرصه هنر همانند بارش باران، به شکوفایی و رشد بپرداز.
خاضعت باد گنبد توسن
طایعت باد عالم غدار
هوش مصنوعی: حضور تو همچون گنبدی است که بر فراز همهچیز قرار دارد و به توسل به آن میتوان بر مشکلات و سختیهای دنیای فریبنده غلبه کرد.
بر زبان زمانه باد روان
مدح تو بالعشی والابکار
هوش مصنوعی: زمانه به یاد تو در هر صبح و شام سخن میگوید و از تو ستایش میکند.