برگردان به زبان ساده
پناه ملک عجم ، شهریار دولت یار
چراغ دین عرب ، پادشاه گیتی دار
هوش مصنوعی: پناهندهی ملک عجم، فرمانروای دولت یار، روشنیبخش دین عرب و فرمانروای جهانیان.
ابوالمظفر ، اتسز ، خدایگان بشر
که اختیار ملوک است و افتخار تبار
هوش مصنوعی: ابوالمظفر، فرمانروای بزرگ و شایستهای که بر ملوک حکمرانی میکند و به نسل خود افتخار میآورد، شناخته میشود.
خدایگانی ، کز علم و حلم او هستند
کمینه ذره جبال و کهینه قطره بحار
هوش مصنوعی: خدای بزرگی که علم و بردباریاش باعث شده حتی کوچکترین ذرات زمین و قدیمیترین قطرات دریاها تحت تأثیر او قرار بگیرند.
غبار مرکب او سرمهٔ سنین و شهور
حریم مجلس او کعبهٔ صغار در کبار
هوش مصنوعی: رنگ و بوی نگارش او به مانند سرمهای است که بر چشمان زمان نشسته و محل برگزاری محفل او، نقطهای مقدس برای جوانان همچون کعبهای برای بزرگترهاست.
بلند کردهٔ انعام او نگردد پست
عزیز کردهٔ اخلاق او نگردد خوار
هوش مصنوعی: هرکس که مورد لطف و نعمت خدا قرار گیرد، دیگر به حالت پست و پایین برنمیگردد و آن کسی که به خاطر اخلاق نیکو و خوبش عزیز و محترم شده است، هیچگاه در نظر مردم بیارزش و خوار نخواهد شد.
محاسن شیم او برون شده ز قیاس
خصایص کرم او برون شده ز شمار
هوش مصنوعی: زیباییهای او فراتر از اندازهگیری است و ویژگیهای بزرگ او قابل شمارش نیستند.
به طلوع داده ستاره به چاکریش رضا
به طبع کرده زمانه به بندگیش اقرار
هوش مصنوعی: ستاره به صبح درخشش خود افتخار کرده و زمان با عشق و ارادت به او، به بندگیاش اعتراف میکند.
نه همچو دست زر افشان اوست باد صبا
نه همچو کف گهربار اوست ابر بهار
هوش مصنوعی: باد صبا نه مانند دست زرین اوست و نه ابر بهار مانند کف گهربارش است.
حدیقهٔ هنر از تیغ او گرفت نما
صحیفهٔ شرف از جاه او گرفت نگار
هوش مصنوعی: باغ هنر از قدرت او شکوفا شد و صفحات شرف از عظمت و مقام او مزین شدند.
خدایگانا ، آنی که حضرت عالیت
شدهست مجمع اشراف و مقصد احرار
هوش مصنوعی: خداوند، آن کسی که مقام والای تو به جمع ناچیزان و هدف آزادگان تبدیل شده است.
سرشتهاند سرشت ترا ز فضل و کرم
نهادهاند نهاد ترا ز علم و وقار
هوش مصنوعی: شما با لطف و بخشش خلق شدهاید و بنیاد وجودتان بر علم و احترام قرار گرفته است.
به مهر تست همه رقبت اولوالباب
ز تیغ تست همه عبرت اولوالابصار
هوش مصنوعی: محبت و دوستی تو، جذابیت همه خردمندان است و از بلایایی که به مانند تیغ میزنند، درس عبرت همه بینایان به حساب میآید.
کدام بقعه که آنجا نبردهای لشکر؟
کدام خطه که آنجا نکردهای پیکار؟
هوش مصنوعی: کدام مکان وجود دارد که تو در آنجا نبرد نکرده باشی؟ کدام سرزمین است که تو در آنجا جنگ راه نینداخته باشی؟
بسا موافق حربا ! کز آتش فزعش
بر اوج قبهٔ خضرا همی رسید شرار
هوش مصنوعی: بسیاری از جنگجویان هستند که از شدت ترس و وحشت، حتی شعلههای آتش به قبه سبز آسمان هم میرسد.
ز دام فتنه دلِ پُردلانْ اسیر عنا
ز جام کینه سرِ سرکشانْ قرینِ خمار
هوش مصنوعی: دلهای پر از درد و رنج به دام فتنهها گرفتار شدهاند؛ از جام کینه، سران فتنهها همچون نشئهورانی شاداب به خود میپیچند.
نهاده دیده نهنگِ بلا به راه طمع
گشاده پنجه هزبرِ قضا به حرص شکار
هوش مصنوعی: دیده نهنگ در اینجا به شگفتی و حیرت اشاره دارد. آنچه در این بیت بیان شده، توصیف موجودی است که با دیدی باز و به امید شکار، آماده میشود تا با قدرتی بزرگ و بیرحم به سوی قضا و سرنوشت حرکت کند. این تصویر از تلاش و آرزوی دستیابی به چیزی ارزشمند و در عین حال خطرناک حکایت دارد.
شده بسان فلک ساحت زمین ز سلاح
شده بسان زمین چهرهٔ فلک ز غبار
هوش مصنوعی: زمین در اثر سلاحها به حالت آسمان درآمده و آسمان نیز به خاطر غبار، مانند زمین به نظر میآید.
تو در مصاف خرامیده و ز صف اعدا
به نیملحظه برآورده خنجر تو دمار
هوش مصنوعی: تو با وقار و اعتماد به نفس در میدان جنگ حاضر شدهای و به راحتی در برابر دشمنان، شمشیرت را میکشی و آنها را به زانو در میآوری.
ز شخص کشته گهی غار کرده همچون کوه
به سُم باره گهی کوه کرده همچون غار
هوش مصنوعی: گاهی انسانها در برابر مشکلات مانند کوه ایستا و ثابت میشوند و گاهی در زیر فشار زندگی و حوادث به سختی تاب میآورند و مانند غار، پناهگاهی برای خود میسازند.
نموده تیغ تو آثار فتح و گفته فلک:
«چنین نماید شمشیر خسروان آثار »
هوش مصنوعی: تیغ تو نشانههای پیروزی را به نمایش گذاشته و آسمان میگوید: «شمشیر شاهان اینگونه تأثیر میگذارد.»
زهی ! به گاه سخاوت چو حاتم طایی
خهی ! به وقت شجاعت چو حیدر کرار
هوش مصنوعی: چه نیکوست که در زمان بخشندگی مانند حاتم طایی باشی و در زمان شجاعت مانند امام علی (ع) رفتار کنی!
به حکم تست مدار دوایر گردون
به امر تست مسیر کواکب سیار
هوش مصنوعی: به فرمان تو، چرخش روزگار و حرکت سیارات در آسمان تنظیم شده است.
عریض دولت تو بر زمانه جوید فخر
رفیع همت تو از ستاره دارد عار
هوش مصنوعی: دولت و نعمت تو در دنیا به دنبال افتخار است و بلند همتی که تو داری، از ستارهها هم بینیاز است.
ز بهر تقویت شرع مصطفی بردی
به سوی کشور کفار لشکری جرار
هوش مصنوعی: برای تقویت دین پیامبر، سپاهی بزرگ به سوی سرزمین کافران فرستادی.
چو شیرْ پُردل و در زیر بارهای چو پیل
چو مور بیپر و در دست نیزهای چو مار
مور بیپر یعنی مورچه بیآزار زیرا مورچه در زمانی از سال که بال دارد، بر سر و روی مردم میافتد و آزار میرساند.
چو باد حملهبر و همچو کوه حملهپذیر
چو رعد نعرهزن و همچو برق تیغگزار
حملهپذیر: مقاوم
چو باد راندی و از تیغ همچو آتش و آب
به خون سرشتی خاک قبایل کفار
هوش مصنوعی: تو همچون باد به جلو میروید و به تیزی همچون تیغ و در عین حال نرم مثل آب، خون را بر خاک قبایل کافر جاری میسازید.
بسا دلا! که دریدی به رمحِ آهندَر
بسا سرا! که بریدی به تیغ آتشبار
رمح: نیزه
بسوی مرکز ملک آمدی به نصرت و گشت
ز مقدم تو مزیّن همه بلاد و قفار
قفار جمع قفر است یعنی بیابان بیآبوعلف که در آن حیوان وجود نداشته باشد.
زهی ! به هیبت تو کُند، شرک را دندان
رهی! به حشمت تو تیز، شرع را بازار
هوش مصنوعی: وای! چه زیبا و تاثیرگذار هستی، که کفر را به زانو درمیآوری! با جلال و شکوه تو، دین هم همچون بازار پررونق میشود.
به حل و عقد تو راضی ستارهٔ توسن
ز امر و نهی تو خایف زمانهٔ غدّار
هوش مصنوعی: ستارهٔ اسب تو به تسلط تو راضی است و زمانهٔ بدخواه از فرمان و نهی تو میترسد.
فلک ز حادثها پاسبان جاه تو گشت
از این بود همه شب دیدههای او بیدار
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر حوادث مختلف از مقام و منزلت تو مراقبت کرده و به همین دلیل، شبها چشمانش همیشه بیدار و هوشیار هستند.
یسار اهل هنر از یمین فرخ تست
که یمن و یسر ترا باد بر یمین و یسار
هوش مصنوعی: اهل هنر در سمت چپت نیکوست، چون خوشبختی و برکت به طرف راست و چپت میوزد.
نزاد شبه تو دور سپهر هیچ جوار
ندید مثل تو دور زمانه هیچ سوار
هوش مصنوعی: جز تو هیچ کسی را در آسمانها و در کنار دیگران ندیدهام که مانند تو باشد. در سرتاسر زمانه نیز هیچ سوار دیگری را به زیبایی و لیاقت تو نمیتوان پیدا کرد.
تو بر زمین سر شاهان چنان نثار کنی
که بر عروسان زر و درم کنند نثار
هوش مصنوعی: تو چنان احترامی به شاهان میگذاری که مانند عروسان که برای آنها زر و جواهر نثار میشود، نثار کنی.
اگر جهان همه جز پستی و بلندی نیست
که کردهاند خلایق بدین دو جای قرار
هوش مصنوعی: اگر دنیا فقط پر از بالا و پایینهاست، پس این انسانها چرا به این دو مکان قرار گرفتهاند؟
بلند و پست جمله دشمنان تراست
که گاه در بن چاهند و گاه بر سر دار
هوش مصنوعی: همه دشمنان تو در هر موقعیتی هستند، گاهی در شرایط سخت و ناامیدکنندهای مثل ته چاه قرار دارند و گاهی در اوج و قدرت، مثل کسانی که میخواهند تو را به دار بزنند.
ز عهد مهد نبودهست در سرایر تو
بجز عنایت خیر و رعایت احرار
هوش مصنوعی: از زمان تولد تا کنون، در زندگیات جز محبت و توجه به انسانهای آزاد، چیز دیگری وجود نداشته است.
سریر دولت تو بر سر سپهر نهاد
چو سر جان تو دانست عالم الاسرار
هوش مصنوعی: پادشاهی تو مانند تاجی بر آسمان نشسته و چون جان تو را جهان رازها میداند.
سعادت تو خبر داد هم به اول امر
که : والی همه عالم شبی به آخر کار
هوش مصنوعی: خوشبختی تو در ابتدا نشان داد که همه چیز در جهان در یک شب به پایان میرسد.
تو ماند خواهی بر خلق صاحب فرمان
تو بود خواهی درد هر صاصب الاعمار
هوش مصنوعی: تو در بین مردم صاحب قدرت باقی خواهی ماند و تو تنها کسی هستی که میتوانی درد هر بینوا و درماندهای را درک کنی.
به فر کلک تو گیرد زمین جمال و جلال
ز نور عدل تو سازد جهان شعر و دثار
هوش مصنوعی: زمین به زیبایی و عظمت تو میبالد و با نور عدالت تو، جهان را به شعر و زیبایی میآراید.
ز حشمت تو بسازند چینیان ارژنگ
ز هیبت تو ببُرند رومیان زنار
هوش مصنوعی: چینیها به خاطر عظمت و شکوه تو، ظرفهای زیبای آبرنگی میسازند و رومیها از روی هیبت و وقار تو، زنجیرهای خود را قطع میکنند.
به شرق خطبه به نامت کنند در منبر
به غرب سکه به نامت زنند بر دینار
هوش مصنوعی: در شرق، در خطبهها از تو یاد میکنند و نامت را بر زبان میآورند، و در غرب، بر سکهها نام تو را حک میکنند و بر دینارها میزنند.
همیشه تا نبود جرم خاک جز ساکن
همیشه تا نبود سیر چرخ جر دوار
هوش مصنوعی: هرگز هیچ چیز ثابت نمیماند و تنها چیز ثابت، نبود جرم خاک است؛ مانند چرخ که همواره در حال چرخیدن است و هیچگاه ساکن نیست.
مباد آن را جز بر اشارت تو سکون
مباد این را جز بر ارادت تو مدار
هوش مصنوعی: مبادا هیچ چیزی بدون اشاره تو آرام گیرد و هیچ چیز جز با اراده تو، در مسیر خود قرار بگیرد.
نهاده بر کف احباب تو سعادت گل
خلیده در دل اعدای تو شقاوت خار
هوش مصنوعی: دوستانت باعث خوشبختی من شدهاند، در حالی که دشمنانت به من بدی و درد میرسانند.
در این قصیده من از فال نیک هر چه زنم
ترا بدان برساناد ایزد دادار
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسنده بیان میکند که هر چیزی که از نشانهای خوب یا فال نیک میبیند، همه را به تو منتقل میکند. او از خداوند میخواهد که این پیامها به تو برسد و تو بهرهمند شوی.