برگردان به زبان ساده
رایت شهریار دین گستر
سایه افگند بر جهان یکسر
هوش مصنوعی: پرچم فرمانروای دین، در سراسر جهان سایه افکنده است.
مسرعات فلک رسانیدند
خبر فتح او بحر کشور
هوش مصنوعی: گردش آسمانها خبر پیروزی او را به دورترین نقاط کشور رساند.
رونقی یافت ملت ایزد
قوتی یافت شرع پیغمبر
هوش مصنوعی: درخشندگی و پیشرفت جامعه به برکت قدرت الهی و اصول دین پیامبر به دست آمده است.
قلب فتنه گشت زار و نزار
خانهٔ بغی گشت زیر و زبر
هوش مصنوعی: دل دچار آشفتگی و پریشانی شد و خانهٔ فساد و ظلم به هم ریخت.
بحسام علاء دولت و دین
شاه صفدر ، خدایگان بشر
هوش مصنوعی: به راحتی میتوان گفت که در اینجا به مقام و عظمت پادشاهی به نام شاه صفدر اشاره شده است، که هم در زمینه سیاست و حکمرانی و هم در دین و معنویت نقش مهمی دارد. او به عنوان یک مقام بزرگ و خدایی برای انسانها توصیف شده است.
بوالمظفر، پناه ملک ، اتسز
که بدو ملک را فزون خطر
هوش مصنوعی: بوالمظفر، پناهگاه پادشاه، در اینجا ذکر شده که او با وجود قدرتش، مشکلات و خطرات بیشتری بر پادشاهی خود دارد.
آن سپهر جلال و مهر شرف
آن مکان نوال و کان هنر
هوش مصنوعی: آن آسمان پر از عظمت و نور، جایی است که نعمت و هنر در آن جریان دارد.
آن ستوده بظاهر و باطن
و آن گزیده بمخبر و منظر
هوش مصنوعی: او که در ظاهر و باطن مورد ستایش است و کسی که در خبر و منظر انتخاب شده است.
وانکه باغ سخاوت او را
نیست جز فتح و نصر هیچ ثمر
هوش مصنوعی: کسی که درخت سخاوت او فقط میوههای پیروزی و موفقیت را میدهد، هیچ ثمر دیگری ندارد.
گردن دهر و گوش گیتی را
در آثار او شده زیور
هوش مصنوعی: دوران و دنیا به وسیله آثار او زینت یافته و آرایش شدهاند.
تارک ماه و فرق فرقد را
خاک اقدام او شده افسر
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و روشنایی شخصیتی اشاره شده است که به قدری درخشان و برجسته است که عطری از جلال آسمانیان (ماه و ستارهها) را تحتالشعاع قرار میدهد. او به مانند یک تاج بر سر خود، مایه افتخار و عظمت است.
متحلی بنام او سکه
متبهج بیاد او منبر
هوش مصنوعی: درخود آراسته به نام او و خوشحال از یاد او بر منبر نشسته است.
عنف و لطفش دلیل خوف و رجا
مهر و کینش نشان نفع و ضرر
هوش مصنوعی: رفتار و ویژگیهای او موجب ترس و امید میشود، و عشق و نفرتش نشاندهنده سود و زیان است.
لفظ او را رشک لؤلؤ لالا
رأی او شرم زهرهٔ ازهر
هوش مصنوعی: این عبارت به زیبایی و جاذبهی کلام اشاره دارد. به طوری که زیبایی کلمات و سخنان کسی به قدری است که حتی مرواریدها نیز به آن حسادت میکنند و زیبایی افکار او آنقدر والاست که گلهای زیبا هم از آن شرم میکنند. در واقع، این جمله نمایانگر عظمت زیبایی و قدرت بیان است.
خیره مانده زخط او دیبا
طیره گشته ز خلق او عنبر
هوش مصنوعی: چشمها به زیباییهای خط او خیره مانده و روح و روان از عطر وجود او به وجد آمده است.
نایب کمترین او کسری
حاجب کمترین او قیصر
هوش مصنوعی: هر کس که مقام و منزلت کمی دارد، میتواند به عنوان نماینده و جانشین شخصی با مقام بالاتر در نظر گرفته شود، همانطور که کسری و قیصر، که نماد قدرت و امپراتوری هستند، نمایندگان و نایبان خود را دارند.
ای تو اندر میان چرخ و زمین
لیکن از چرخ و از زمین برتر
هوش مصنوعی: تو در میان آسمان و زمین هستی، اما از هر دو بالاتر و برتر هستی.
هست مر آش فروزان را
زبر و زیر دود و خاکستر
هوش مصنوعی: آش داغ و خوشمزهای که در حال حاضر در حال تهیه است، زیر لایهای از دود و خاکستر پنهان شده است.
اصل مهر ترا سعادت فرع
شاخ کین ترا شقاوت بر
هوش مصنوعی: محبت تو منجر به خوشبختی میشود و ریشه کینه باعث میشود که به بدبختی دچار شوی.
صدر فرخندهٔ تو چون جنت
دست بخشندهٔ تو چون کوثر
هوش مصنوعی: چهرهٔ خوشحال تو همانند بهشت است و دست بخشندهٔ تو مانند نهر کوثر میباشد.
از تو رایات مملکت عالی
وز تو آیات مکرمت مظهر
هوش مصنوعی: تو نماد عظمت مملکت هستی و ویژگیهای حکمت و بزرگی تو در آیات و نشانههای مختلف نمایان است.
دل اعدای تو شب تاریک
وندر آن شب سنان تو اختر
هوش مصنوعی: دل دشمنان تو مانند شب تاریک است و در آن تاریکی، تیرکمان تو همچون ستارهای میدرخشد.
و آنکه آن اخترست رهبر مرک
اختر ، آری ، بشب بود رهبر
هوش مصنوعی: و آن فردی که مانند ستارهای درخشان، راهنمای مسیر است، بله، او در شب، راهنمایی برای ماست.
شهریارا، بعون حق بردی
بسوی کشور عدو لشکر
هوش مصنوعی: ای شهریار، به کمک خداوند، تو لشکری را به سمت سرزمین دشمن هدایت کردی.
لشکری در نبات چون بابل
سپهی ؛ در نفاذ ، چون صرصر
هوش مصنوعی: درختان مانند لشکری در بابلایستادهاند و در قدرت خود، به طوفانی مهیب همچون صرصر میمانند.
همه قاهر تر از سپهر و نجوم
همه قادرتر از قضا و قدر
هوش مصنوعی: همه از آسمان و ستارهها قویتر و توانمندتر از سرنوشت و تقدیر هستند.
بگه وقفه یک بیک صف دار
بگه حمله سر بسر صفدر
هوش مصنوعی: بگو که یک لحظه همه در صف ایستادهاند، بگو که حملهای در پیش است و همه آمادهاند.
جان ربایان نیزه چون رستم
دژ گشایان بتیغ چون حیدر
هوش مصنوعی: جان ستانندهها همچون رستم، دژهای دشمن را با شمشیر و قدرت حیدری میشکافند.
چرخ از زخم تیرشان بفزع
مرگ از نوک رمحشان بحذر
هوش مصنوعی: چرخ (زندگی) از زخم تیرهای آنان به تکاپو افتاده و مرگ از نوک نیزههایشان باید بترسد.
با هز بران بیشه هم بالین
با پلنگان بکوه هم بستر
هوش مصنوعی: با هزبرها در جنگل، همخواب با پلنگها بر کوه میخوابم.
زیر ران تو باره ای ، که ازو
وهم خیره شود بکر و بفر
هوش مصنوعی: زیر پای تو باری هست که باعث شگفتی و حیرت میشود و به طبیعتی ناب و دستنخورده اشاره دارد.
مشتری جبهت و قمر رفتار
آسمان گردش و زمین پیکر
هوش مصنوعی: مشتری نماد زیبایی و جاذبه است، در حالی که قمر نمایانگر نرمی و لطافت آسمان است. زمین نیز به عنوان جسمی قابل لمس و محسوس به شمار میآید. در واقع این جمله به توصیف رابطه و تأثیر این اجزاء بر یکدیگر و زیبایی آنها در هستی میپردازد.
سوی بالا چو دعوت مظلوم
سوی پستی چو رحمت داور
هوش مصنوعی: وقتی مظلوم فریاد میزند، به سوی آسمان میرود و در عوض، رحمت خداوند به سمت پایین نازل میشود.
چشم چرخ از غبار او شده کور
گوش دهر از صهیل او شده کر
هوش مصنوعی: چشمها از گرد و غبار او نابینا شدهاند و گوش زمان نیز از صدای او ناشنوا شده است.
ماهیان زو بحیرت اندر بحر
آهوان زو بعبرت اندر بر
هوش مصنوعی: ماهیها به خاطر عمیق بودن دریا در حیرت هستند و آهوان نیز به علت وجود درختان در کنارههای دریا در شگفتی به سر میبرند.
در کفت خنجری چون بصفا
لیک زو جان صفدران بخطر
هوش مصنوعی: در دست او خنجری است زیبا و روشن، اما این خنجر جان دلیران را به خطر میاندازد.
چرخ نی و چو چرخ پر زینت
بحرنی و چو بحر پر گهر
هوش مصنوعی: من مانند چرخ نی هستم که به راحتی میچرخد و زینتدهندهای برای زندگیام دارم، همچنین مانند دریا هستم که پر از گوهر و زیبایی هست.
فتح بر صفحه های او پیدا
مرگ در چشمه های او مضمر
هوش مصنوعی: پیروزی در کلمات او آشکار است و در چشمههای او، راز مرگ نهفته است.
لاله روید بحر بگاه ازو
ورچه دارد نهاد نیلوفر
هوش مصنوعی: در هنگام صبح، لاله در دریا میروید و نیلوفر به خاطر شکل خاصش در آنجا وجود دارد.
قاهر صد هزار تاج و کلاه
و آفت صد هزار خود و سپر
هوش مصنوعی: قویتر از تمامی پادشاهان و افرادی که تاج و کلاههای زیادی بر سر دارند، و برتر از هر کسی که خود و سپر دارد.
آب کردار و آتش از بیمش
مستقر گشته در صمیم حجر
هوش مصنوعی: آب و آتش به خاطر ترس از او در دل سنگ قرار گرفتهاند.
راندی و پس بباره ای معروف
بر یکی قلعه ای زدی منکر
هوش مصنوعی: تو به دنبال دلیری و شجاعت هستی، اما در حقیقت به یکی دیگر از قلعهها حمله کردهای و به آنجا راه یافتهای، در حالی که آنجا را انکار میکنی.
در بلندی برابر جودی
در حصینی برابر خیبر
هوش مصنوعی: در اوج بلندی و عظمت مانند کوه جودی، در دژی محکم و استوار مانند قلعه خیبر.
گفته با اختران تابان سر
برده بر آسمان گردان سر
هوش مصنوعی: با ستارههای درخشان صحبت کرده و سر خود را بر آسمان بلند کرده است.
گرد آن قلعه باره ای محکم
در متانت چو صد اسکندر
هوش مصنوعی: دور آن قلعه دیواری محکم است که استحکام آن مانند صد اسکندر میباشد.
پیش آن باره خندق معظم
در مهابت چو بحر بی معبر
هوش مصنوعی: در برابر آن دروازه بزرگ، مثل دریای وسیع و بیعبرتی، احساس ترس و هیبت میکنم.
معدن صد هزار کینه شور
موضوع صد هزار فتنه و شر
هوش مصنوعی: منبعی از کینه و دشمنیهای فراوان، جایی برای بروز بسیاری از مشکلات و شرارتهاست.
بگسلد شیر از شکوهش پی
بفگند مرغ از نهیبش پر
هوش مصنوعی: شیر به خاطر قدرت و عظمتش از ارتباطش گسسته میشود و پرنده به دلیل ترس از صدای بلندش، برمیافزاید و فرار میکند.
اندران قلعه شیر مردانی
همه هنگام حرب شیر شکر
هوش مصنوعی: در آن دژ، مردان شجاعی هستند که همواره در میدان جنگ勇مندی و صفا را نشان میدهند.
همه در جسم پر دلی چو روان
همه در چشم صفدری چو بصیر
هوش مصنوعی: همه موجودات دارای روح و احساساتی عمیق هستند، مانند روحی که در یک جسم زنده وجود دارد. همچنین، همه آنها از طریق چشمانشان، حقیقت و بینش را مشاهده میکنند.
صورت کینه را شده مایه
عرض فتنه را شده جوهر
هوش مصنوعی: کینه و دشمنی حالا به چیزی نمایان تبدیل شده و باعث شده که فتنه و مشکلاتی به وجود بیاید که به نوعی خودِ آن فتنه، اصلیترین جزء یا جوهر مسأله به حساب میآید.
دل سیاهان بخشم چون لاله
شوخ چشمان بحرب چون عبهر
هوش مصنوعی: دلهای تیره و شاد را به گلی مانند لالهای میبخشم، مانند زیبایی و جذابیت چشمان دریا که در میان آب میدرخشد.
نیزه هاشان چو مار گَرزهٔ بد
بارهاشان چو شیر شرزهٔ نر
هوش مصنوعی: نیزههای آنها همچون مار سمی هستند و زخمهای آنها به شدت خطرناک و وحشتآور مانند شیر نر است.
کوششی کردی اندران موضوع
که از آن ماند آسمان بعبر
هوش مصنوعی: تو در این موضوع تلاشی کردی که حتی آسمان هم در برابر آن متوقف شده است.
در زمانی کز آتش هیجا
همه روی هوا گرفت شرر
هوش مصنوعی: در زمانی که آتش جنگ همه جا را فرا گرفته و هر چیزی را نابود میکند، شعلههای آتش به شدت در حال گسترش هستند.
عرصهٔ حربگاه شد ز غریو
سهمگین تر ز عرصهٔ محشر
هوش مصنوعی: محل جنگ به خاطر سر و صدای هولناک، از روز قیامت نیز ترسناکتر شده است.
تیر بانده گشت چو باران
تیغ رخشنده گشت چو آذر
هوش مصنوعی: تیر پس از پرتاب، مانند باران پراکنده میشود و تیغ نیز مانند آتش درخشان و تیز میشود.
صحن هامون ز تیغ شد روشن
روی گردون ز گرد شد اعبر
هوش مصنوعی: فضای هامون از شعلههای آتش روشن شده و آسمان نیز تحت تاثیر گرد و غبار تیره و تار است.
یاس بر بست مرامل را راه
خوف بگشاد مراجل را در
هوش مصنوعی: یاس و ناامیدی، به من نشان داد که چگونه میتوانم بر ترسهایم غلبه کنم و قدمهای بعدی را بردارم.
مجتمع گشته نیزه و سینه
مقترن گشته خنجر و حنجر
هوش مصنوعی: نیزه و سینه به هم پیوستهاند و خنجر و حنجره نیز در ارتباط هستند.
گشته تا زنده ادهم و اشهب
گشته گسترده ارزق و احمر
هوش مصنوعی: از زمانهای قدیم، رنگهای مختلف حیوانات و زندگیهای گوناگون بر روی زمین به وجود آمدهاند. در این دوران، امکانات معیشتی و منابع غذایی نیز به طور گستردهای در دسترس بوده است.
وز علمهای مختلف اشکال
رزمگه شد چو گنبد اخضر
هوش مصنوعی: از دانشهای گوناگون، میدان جنگ مانند گنبد سبز پدید آمده است.
رفتی اندر مصاف وز هولت
جنت عدن خصم شد چو سقر
هوش مصنوعی: تو به میدان جنگ رفتی و از ترس تو، بهشت عدن به دشمنت تبدیل شد همچون آتش سقر.
حمله بردی سوی یمن و یسار
وز پی تو ز یمن و یسر حشر
هوش مصنوعی: تو به یمن و سرزمین یسار حمله کردی و شتابان از یمن و این دیار به دنبالت آمدهاند.
بر تن از سعی دولتت جوش
بر سر از حفظ ایزدت مغفر
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش تو سبب بالا رفتن مقام و موقعیتت شده است و از حفاظت خداوند نیز مانند کلاهی بر سر خود بهرهمند هستی.
چرخ از نعرهٔ تو شد ناله
دهر از حملهٔ تو شد مضطر
هوش مصنوعی: چرخ (جهان) از فریاد تو به افسردگی افتاد و زمان (دنیا) از حملهٔ تو به اضطراب و نگرانی درآمد.
در فتادی بلکشر اعدا
همچو آتش بمرغزار اندر
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف وضعیتی پرداخته شده که دشمنان به گونهای مانند آتش در طبیعت گسترش یافتهاند و باعث آسیب و نابودی میشوند. به عبارت دیگر، حالتی بحرانی بوجود آمده که تهدیدی جدی از سوی اعدا وجود دارد، مشابه آتشسوزی که میتواند به راحتی در یک مرغزار گسترش یابد.
لاجرمشان بسوختی چونانک
زان طوایف نه خشک ماند و نه تر
هوش مصنوعی: بنابراین، تو باعث شدی که آنها بسوزند به گونهای که از آن گروهها نه چیز خشک باقی ماند و نه چیز مرطوب.
گاه کردی دو را یکی از رمح
گاه کردی یکی دو از خنجر
هوش مصنوعی: گاهی دو مسیر را با یک حرکت به هم میپیوندی، و گاهی یک مسير را با دو حرکت از یک ابزار جدا میکنی.
من شنیدم که : با محمد خان
از سران سپاه ترک و از خزر
هوش مصنوعی: من خبرهایی را درباره محمد خان، یکی از سرداران سپاه ترک و خزر، شنیدم.
بر در آن حصار جمع شدند
صد هزاران سوار جوشن ور
هوش مصنوعی: در کنار آن دژ، گروهی بسیار از سواران مسلح گرد آمده بودند.
همه با تیغ های آتشبار
همه با نیزه های آهن در
هوش مصنوعی: همه با شمشیرهای آتشین و نیزههای آهنی آمادهاند.
مدتی کارزار کرد ولیک
هیچ گونه ندید روی ظفر
هوش مصنوعی: مدتی در میدان نبرد تلاش کرد، اما هیچ نشانهای از پیروزی ندید.
عاقبت بازگشت بی مقصود
مال و مردش شده هبا و هدر
هوش مصنوعی: در نهایت، همهی کوششها و تلاشهای شخص به گونهای بیثمر و بیهدف میشود و نتیجهاش تنها اتلاف وقت و منابع است.
بس غرورا! که از محمد خان
بودشان در دماغ کرده مقر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دیگر بس است از خود بزرگ بینی! زیرا آنها از محمد خان به حدی مغرور شدهاند که هیچ گونه احساس تواضعی در خود ندارند.
لیک امروز گرز تو نگذاشت
زان غرور اندران دماغ اثر
هوش مصنوعی: اما امروز ضربههای تو به خاطر آن غرور نتوانست در ذهن من تأثیری بگذارد.
خسروا، الب سنغر غازی
یافت از خدمت تو هشمت و فر
هوش مصنوعی: ای خسروا، سنغر غازی از خدمت تو عزت و بزرگی به دست آورد.
منهزم گشته از برادر خویش
بسوی حضرت تو کرد گذر
هوش مصنوعی: شخصی از برادر خود شکست خورده و در این حال به حضور تو میآید.
از بلای زمانه گشته روان
وز جفای سپهر جسته مفر
هوش مصنوعی: از ناملایمات زمانه دل و جانم آزرده شده و از ظلم و بیرحمی آسمان رهایی یافتهام.
جز بدین بارگاه فرخنده
ز حوادث نیافت هیچ مقر
هوش مصنوعی: جز در این مکان خوشیمن، به دلیل حوادث، هیچ جایی را نیافتم.
مدتی بس مدید بود بطوع
چاکران ترا کمین چاکر
هوش مصنوعی: مدتی طولانی بود که من به خاطر عشق و وفاداری به تو، خود را آماده و در دسترس کرده بودم.
گاه بر درگه تو کرده سجود
گاه در خدمت تو بسته کمر
هوش مصنوعی: گاهی در مقابل تو به سجده افتادهام و گاهی در خدمت تو با کمر راست ایستادهام.
حال او را پس از خلل دریافت
چشم افضال تو بحسن نظر
هوش مصنوعی: حال او را پس از وقفهای متوجه شدم که نگاه خوب تو به او بوده است.
تا بجایی رسید از رتبت
کز برادر فزون شد و ز پدر
هوش مصنوعی: به جایی رسید که مقامش از برادر و پدرش بالاتر رفت.
راه کفران سپرد در عالم
خود ز کفران چه خصلتیست بتر؟
هوش مصنوعی: در جهانی که کفران و نافرمانی فزونی یافته، نشانهای از کفران چه ویژگی بدتری میتواند وجود داشته باشد؟
برد کیفر زتیغ تو ، لابد
هر که کافر شود برد کیفر
هوش مصنوعی: هر کسی که کافر شود، قطعاً با تیغ تو مجازات خواهد شد.
شد ز مادر جدا و لیک زمین
در کنارش کشید چون مادر
هوش مصنوعی: او از مادر جدا شد، اما زمین او را همانند مادر در آغوش گرفت و حمایت کرد.
شاد باش ، ای ستاره را مقصد
دیر زی ، ای زمانه را مفخر
هوش مصنوعی: خوشحال باش، ای ستارهی درخشان، تو هدف دیرین هستی، ای زمانهای که به تو افتخار میکنیم.
تویی آن سروری ، که هست امروز
در تو سجده گاه هر سرور
هوش مصنوعی: تو آن سروری هستی که امروز هر سروری به تو سجده میکند.
روز هیجا نهیب خنجر تو
مغفر سرکشان کند معجر
هوش مصنوعی: روز جنگ، صدای خنجر تو به دشمنان سخت میزند و آنان را به هراس میاندازد.
وندر اصلاب بدسگالانت
پسر از بیم تو شود دختر
هوش مصنوعی: در دل مردانی که دارای صفات ناخوشایند هستند، پسر به خاطر ترس از تو به دختر تبدیل میشود.
گر پسر زاید از عدوت ، آید
روز عمرش ز خنجر تو به سر
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو پسری به دنیا بیاورد، روزی خواهد رسید که سرنوشت او به وسیلهی خنجر تو رقم خواهد خورد.
باحسام تو دشمنان ترا
نیست جز ماتم از وجود پسر
هوش مصنوعی: با توانمندیهای خود، دشمنان تو تنها چیزی که از وجود تو خواهند داشت، اندوه و غم است.
ای شده ذات تو بعلم علم
وی شده نام تو بفضل سمر
هوش مصنوعی: ای ذات تو از علم پر شده و نام تو به خاطر نعمتها و فضلها مشهور شده است.
بشنو این نظم را ، که هر بیتش
هست افزون ز صد خزانهٔ زر
هوش مصنوعی: به این شعر گوش بسپار، هر یک از ابیاتش ارزشش بیشتر از صدها خزانه طلاست.
در طراوت چو دسته های سمن
در حلاوت چو تنگهای شکر
هوش مصنوعی: در شادابی مانند دسته های گل سمن و در شیرینی مانند ظرف های شکر.
وقت انشای او بسان صدف
پر شود گوش سامعان ز درر
هوش مصنوعی: زمانی که او صحبت میکند، همچون صدفی که پر از مروارید باشد، گوشهای شنوندگان از زیبایی کلماتش پر میشود.
تا که آیین شاعری آمد
هیچ شاعر چنین نگفت دگر
هوش مصنوعی: زمانی که هنر شاعری به وجود آمد، هیچ شاعری مانند او سخن نگفت.
گر نداری کلام من مقبول
ورت ناید حدیث من باور
هوش مصنوعی: اگر سخنانم برای تو قابل قبول نیست، پس نشنیده گرفتن حرفهای من، بیهوده است.
شو ز ابیات رفتگان بر خوان
یا در اشعار ماندگان بنگر
هوش مصنوعی: به آثار و اشعار کسانی که در گذشته رفتهاند توجه کن، یا به اشعار کسانی که هنوز ماندهاند نگاه کن.
تا بدانی که: هیچ رونق نیست
اختران را بپیش چشمهٔ خور
هوش مصنوعی: تا بفهمی که هیچ زیبایی و رونقی در دنیا نیست، وقتی که ستارهها را در مقابل نور خورشید ببینی.
تا بتابد بر آسمان خورشید
تا بروید ز بوستان عرعر
هوش مصنوعی: تا وقتی که خورشید در آسمان بدرخشد و گلهای عرعر در باغ شکوفا شوند.
باد گیتی بعدل تو تازه
باد عالم بعلم تو انور
هوش مصنوعی: باد دنیا به خاطر عدالت تو تازه و زندگی جهان به نور علم تو روشن است.
دولتت باد سال و مه تابع
ایزدت باد روز و شب یاور
هوش مصنوعی: خوشی و prosperity تو برقرار باشد و سالها و ماهها تحت تأثیر رحمت خداوند باشد. همچنین روزها و شبها نیز پشتیبان تو باشند.
در معالی و منقبت خوش باش
وز بزرگی و مملکت بر خور
هوش مصنوعی: در جایگاه بلند و فضیلتهای خوب با خوشی زندگی کن و از بزرگی و حکومت بهرهمند شو.
مر جهان را بخرمی بگذار
لیک تا حشر از جهان مگذر
هوش مصنوعی: من تمایل دارم که تمام جهان را به دست آورم و از آن بهره ببرم، اما این را بدان که تا روز قیامت نباید از این جهان بگذرم.