برگردان به زبان ساده
جهان ظفر پادشا بو المظفر
که رایت اسلام ازو شد مظفر
هوش مصنوعی: جهان سرشار از پیروزی و موفقیت پادشاهی است که پرچم اسلام به وسیله او به پیروزی رسیده است.
سپهدار اسلام ، اتسز ، که نامش
بیافزود آرایش مهر و منبر
هوش مصنوعی: سپهدار اسلام، که به نامش زیبایی مهر و منبر افزوده شده است.
خداوند دین و خداوند دولت
خداوند فضل و خداوند گوهر
هوش مصنوعی: خداوند حاکم بر دین و حاکم بر حکومت، خداوند بخشش و خداوند ارزشها است.
ستوده به باطن ، گزیده بظاهر
خجسته بمخبر ، همایون بمنظر
هوش مصنوعی: این بیت به تمایز بین صفات درونی و ظاهری اشاره دارد. آن کسی که در باطن نیکو و شایسته است، با ظاهری زیبا و مناسب خود را نشان میدهد. همچنین، خبری خوش و دلپذیر از او به گوش میرسد که او را در چشم دیگران بزرگ و با عظمت جلوهگر میکند.
همه محض بخشش ، همه صرف دانش
همه نفس حکمت ، همه عین مفخر
هوش مصنوعی: تمامی چیزها به خاطر بخشش هستند، تمام تمرکز بر دانش است، هر نفس حاکی از حکمت است و همه چیز برای افتخار و بزرگی است.
شده پست بار رفعتش هفت گردون
شده تنگ بابسطتش هفت کشور
هوش مصنوعی: به خاطر دستاوردهای بزرگ او، آسمانها به پایین آمدهاند و به خاطر وسعت وجودش، هفت سرزمین به تنگی درآمدهاند.
سپهر سیادت بجاهش مزین
جهان سعادت ز خلقش معطر
هوش مصنوعی: آسمان مقام و رهبری به زیبایی آراسته شده و جهان خوشبختی به واسطه وجود او معطر شده است.
ز اوصاف او حیرت چرخ و گیتی
ز اخلاق او غیرت مشک و عنبر
هوش مصنوعی: از ویژگیهای او آسمان و زمین حیرتزدهاند و از اخلاق او غیرت مشک و عنبر نمایان است.
کرامات گیتی به ذاتش مبین
مقامات تیغش بعالم مشهر
هوش مصنوعی: نیکوکاران و بزرگان دنیا ویژگیهای بارز خود را به خوبی نمایان میکنند و قدرت و شجاعت آنها در جهان شناخته شده و قابل احترام است.
شده لعل از شادی روی او گل
شده زرد از هیبت جود او زر
هوش مصنوعی: به خاطر شادی چهره او، گل به رنگ قرمز تبدیل شده و به خاطر بزرگواری و شخصیتش، زر به رنگ زرد در آمده است.
کرم از کف راد او گشته پیدا
ظفر در سر تیغ او گشته مضمر
هوش مصنوعی: کرم از درون راد او نمایان شده و پیروزی در نوک شمشیرش مخفی شده است.
نماید از ایادی دست جوادش
نه در بحر لؤلؤ ، نه در کوه گوهر
هوش مصنوعی: دست جوانمردی او را نشان میدهد، نه در دریاهای مروارید و نه در کوههای جواهرات.
سر نیزه نصرت افزای او را
سر سرکشان جهان گشته افسر
هوش مصنوعی: سر نیزه او، به پیروزی و نصرت او کمک میکند و باعث شده که او بر سر سرکشان جهان تاج و مقام داشته باشد.
جهان گیر شاها ، عدو بند گردا
ترا چرخ و گیتی غلامست و چاکر
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگ، دشمنانت همچون بندگانی در دست تو هستند و جهان و کیهان به خدمت تو آمدهاند و در واقع زیر دست تو هستند.
کشیدی ز بحر نظام ممالک
سوی قلعهٔ دشمن ملک لشکر
هوش مصنوعی: از دل دریا نظام و ترتیب پادشاهیها را به سوی قلعهٔ دشمن کشیدهای.
سپاهی ز هیبت چو امواج دریا
گروهی بکثرت چو اعداد اختر
هوش مصنوعی: سپاهی به قدری بزرگ و با شکوه است که مانند امواج دریا به نظر میرسد و گروهی آنقدر زیاد است که همچون تعداد ستارهها در آسمان میباشد.
بنیزه همه حافظ عهد رستم
بخنجر همه وارٍث رسم حیدر
هوش مصنوعی: نسبت به هر کس که مانند رستم است، به عنوان قهرمان و نیرومند، میتوان گفت که او همچون حرکتی قاطع و تأثیرگذار در تاریخ باقی مانده است. همینطور، نسل هر کسی که به روش حیدر (علی) پیروی کند، با نیرویی شجاعانه، به انجام کارهای مهم میپردازد.
در ایوان ریاحین عشرت یکایک
بمیدان شیاطین غیرت سراسر
هوش مصنوعی: در گلستان شادی، هر لحظهای که میگذرد، در میدان وسوسهها و چالشها، غیرت و شجاعت کاملاً نمایان است.
گه وقفه باشند صفدار ، لیکن
چو در حمله آیند گردند صفدر
هوش مصنوعی: در زمانهایی ممکن است که نیروها با تأخیر و توقف روبرو شوند، اما وقتی به میدان جنگ وارد میشوند، دوباره به شکلی هماهنگ و منظم ظاهر میشوند.
نجویند در عمر از صف هیجا
جدایی ز اعراض لازم چو جوهر
هوش مصنوعی: در طول عمر، از صف هیجانی که در آن هستیم جدا نشوید، زیرا دوری از چیزهایی که لازم است، مانند دور شدن از جوهر و ذات واقعی است.
گهت بوده اقبال ایام همره
گهت بوده تأیید افلاک رهبر
هوش مصنوعی: گاههایی بوده که خوششانسی و اقبال تو به یاریات آمده و زمانی هم بوده که ستارهها و نیکبختی، هدایتگر تو بودهاند.
شده همچو هامون اغبر بصورت
ز گرد سوارانت گردون اخضر
هوش مصنوعی: چهرهات مانند هامون غبارآلود شده است، از آنرو که آسمان سبز رنگ سواران تو را پوشانده است.
زدی بر حصاری ، که چرخ معظم
نماید ز بالاش چاهی مقعر
هوش مصنوعی: تو بر دیواری زدی، که اگر روزی بخواهد، چرخ روزگار از بالای آن، چاهی عمیق و توخالی حفر خواهد کرد.
بن خندق او رسیده بمرکز
سر بارهٔ او گذشته ز محور
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که میخی در مرکز جایی فرو رفته و سر آن میخ از محور آن نقطه عبور کرده است. به عبارتی دیگر، عمق و وسعت مکانی را نشان میدهد که به مرز خود رسیده و از حد خود فراتر رفته است.
همه خاک اکناف او منشأ کین
همه سنگ اطراف او منبع شر
هوش مصنوعی: همه جاهایی که دور او هست، منبع دشمنی و کینه هستند و همه سنگهایی که در اطراف او وجود دارند، منبع شر و بدی به حساب میآیند.
ز آسیب چنبر صفت چرخ گردون
برو دیدبان چفته رفته چو چنبر
هوش مصنوعی: از آسیبها و وقایع تلخ زندگی، دور شو و به دقت مراقب باش، چرا که مانند چنبرهای که به دور کسی میپیچد، میتواند تو را در بر بگیرد و گرفتار کند.
در آن قلعه ای باک قومی ، که بودی
فنا و بقا نزد ایشان برابر
هوش مصنوعی: در آن قلعهای که قومی از ترس و شجاعت در آنجا زندگی میکردند، مفهوم فنا و بقا برای آنها به یک اندازه معنی داشت.
که طعنه نوک سنان را برغبت
و تن ساختندی چو معشوق در بر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که انسانی بیقرار و مشتاق به سوی معشوق خود میرود، حتی اگر خطراتی در پیش باشد. در اینجا، فرد به دلخواه خود آماده است که با مشکلات و چالشها مواجه شود، همانطور که معشوقش در آغوشش است. به نوعی، این تصویرگر شجاعت و آرزو در عشق است.
همه تن بتن عاشق تیر و نیزه
همه سربسر آفت درع و مغفر
هوش مصنوعی: تمام وجود عاشقان به تیر و نیزه آلوده است و همه به نوعی تحت تأثیر خطرات و چالشهای جنگی قرار دارند.
نه شیران ، و لیکن چو شیران بقوت
نه پیلان ، و لیکن چو پیلان بپیکر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی میپردازد که از نظر ظاهری معمولی هستند، اما در درون، از قوت و قدرتی شگرف برخوردارند. آنها مانند شیران قدرت دارند، همچنین همانند فیلها از استحکام و شکوه برخوردارند. به عبارت دیگر، ممکن است ظاهرشان نیرومند نباشد، اما از نظر روحی و باطنی قدرتمند و استوارند.
حسد برده بر وقفه شان کوه بابل
خجل گشته از حمله شان باد صرصر
هوش مصنوعی: حسادت به تأخیر افتادن کوه بابل، باعث شده که باد سرد و تند از حمله آنها شرمنده شود.
سوی مشرب مرگ تازان بهیجا
چو از موقف حشر مومن بمحشر
هوش مصنوعی: به سوی چشمه مرگ با شوق و شور میشتابم، همانطور که مؤمن در روز قیامت به سوی جمع مؤمنان میآید.
سر اندر زوایا کشیدند جمله
چو از چشم نامحرمان اهل معجر
هوش مصنوعی: همه به گوشهها و زوایا نگاه کردند، مانند کسانی که از چشم نامحرمان به چهره اهل معجر مینگرند.
ز نام تو کردند یکسر هزیمت
چو خیل شیاطین ز الله اکبر
هوش مصنوعی: به سبب نام تو، همه به طور کامل شکست خوردند، مانند انبوه شیاطینی که از ندا و فریاد "الله اکبر" فرار میکنند.
بماند ندا ز خواب و خور همچو نقشی
که بر روی دیوار بینی مصور
هوش مصنوعی: صدای زندگی، مانند تصویری که بر دیوار نقش بسته، همیشه باقی میماند و از خواب و خورشید فراتر میرود.
همه از خیال قبول تو حیران
همه از نهیب نهاب تو مضطر
هوش مصنوعی: همه به خاطر انتظار قبول تو سردرگم هستند و همه به خاطر تأثیر قدرت تو در وضعیت اضطراب قرار دارند.
دماری برآوردی از حصن دشمن
بیک لحظه چون حیدر از حصن خیبر
هوش مصنوعی: با یک لحظه قدرت و شجاعت، دشمن را به زانو درآوردی، همچنان که حیدر در لحظهای قلعه خیبر را فتح کرد.
بتازنده خیل و ببازنده نیزه
ببرنده تیغ و بدرنده خنجر
هوش مصنوعی: نظامی در حال توصیف جنگی است که در آن افراد زیادی در حال حمله و نبرد هستند. برخی با نیزه، برخی با تیغ و برخی با خنجر میزنند و برندهای در این میانه وجود دارد.
گرفتی بداندیش و بدکیش خود را
بخاری بی حد ، بزاری بی مر
هوش مصنوعی: اگر به شخص بداندیش و بد کردار خود دل ببندی، مانند شعلهای بزرگ و بیپایان میشوی که هیچگاه خاموش نمیشود.
ز کوهش بصحرا فگندی و آنگه
بخنجر بریدیش آنگاه حنجر
هوش مصنوعی: تو از کوه به دشت آمدهای و سپس با خنجر او را زدی و اینک حنجرهاش را بریدهای.
اگر کافر نعمتت گشت ، اینک
ز آسیب شمشیر تو برد کیفر
هوش مصنوعی: اگر کسی به نعمتهای تو کفر ورزد و به آنها بیاعتنایی کند، حالا میبیند که به خاطر اعمالش دچار عذاب و مجازات تو شده است.
و گر کرد احمر بکین تو رخ را
بدید از سر تیغ تو موت احمر
هوش مصنوعی: اگر صورت تو را احمر سازد به اشک و آه، از سر تیغ تو مرگ هم احمر خواهد شد.
و گر اصطناع ترا گشت منکر
عذابی کشید از جناب تو منکر
هوش مصنوعی: اگر تو از نیت خوب من پیروی نکنی، عذابی از جانب تو بر من فرود خواهد آمد.
فگندیش در فرغر مرگ زیرا
که ماوی گه ماهیان گش فرغر
هوش مصنوعی: به او بیندیش که مرگ مانند زندگی است و در حقیقت، منزلی را که ماهیان در آن میزیند، نمیتوان از یاد برد.
پلنگان حربند جیش تو و آن به
که سازند مسکن بکهسارها بر
هوش مصنوعی: جنگاوران همگی در تلاش و نبرد هستند و بهتر است که در مکانهای امن و مناسب زندگی کنند.
ز مار و ز ماهی و کردار ایشان
مثلهاست مشهور در بحر و در بر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که رفتار و ویژگیهای موجودات زنده مانند مار و ماهی در دریا و محیطشان به شکلهای مختلف و شناختهشدهای معروف است.
و لیکن ندانست دانا کزین دو
کدامین بود وقت کوشش فزونتر؟
هوش مصنوعی: با این حال، دانای فرزانه نمیداند که از این دو، کدام یک زمان تلاش و کوشش بیشتری میطلبد.
یقین شد چو دشمن ز زخمت نگون شد
که در پیش مارست ماهی محقر
هوش مصنوعی: وقتی دشمن به خاطر زخمهایش به شکست افتاد، مشخص شد که در مقابل او، یک موجود کوچک و بیقدر مانند ماهی وجود دارد.
یکی نخوتی داشت در سر حسودت
که از کبر بر آسمان زد همی سر
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر حسادت، خود را آنچنان بزرگ و برتر احساس میکرد که خود را از دیگران بالاتر میدانست و طوری برخورد میکرد که گویی بر آسمانها است.
بیک خطه قانع نگشت از ممالک
دو خطه شد اکنون مرو را میسر
هوش مصنوعی: در یک سرزمین نمیخواهد قانع باشد و از کشورهای دیگر بیشتر اکراه دارد؛ اکنون میتواند به مرو برود.
سرش هست در دام یک خطه از تن
تنش هست بردار یک بقعه از سر
هوش مصنوعی: سرش در دام یک ناحیه از بدنش قرار دارد و آن بدنش، یک قسمت از سرش را در بر گرفته است.
چو مخرج نبود از دیار تو او را
بگرد دیار تو برگشت یکسر
هوش مصنوعی: اگر از سرزمین تو کسی نتواند خارج شود، او هم به طور کامل به سرزمین تو بازخواهد گشت.
سری داشت ، او ، لیکن از کاه فربه
تنی داشت ، او ، لیکن از نیزه لاغر
هوش مصنوعی: او دارای سری بود، ولی بدنی چاق از کاه داشت و در عین حال، بدنی لاغر مانند نیزه.
ازین فتح خواهند کردن حکایت
بزرگان آفاق تا روز محشر
هوش مصنوعی: از این پیروزی، داستان بزرگان دنیا تا روز قیامت را خواهند گفت.
ترا باد هر لحظه فتحی بدین سان
که مؤمن نوازی و اسلام پرور
هوش مصنوعی: هر لحظه نسیم تو توفیق و پیروزی به همراه میآورد، زیرا که تو با لطف و محبت به مؤمنان و پرورشدهنده اسلام هستی.
بجز تو چنین فتح را کیست لایق ؟
بجز تو چنین نام را کیست در خور؟
هوش مصنوعی: غیر از تو، هیچ کس لیاقت چنین پیروزیای را ندارد. غیر از تو، هیچ کس شایستگی این نام بزرگ را ندارد.
چو یزدان بگسترد فرش جلالت
تو اندر جهان فرش نیکی بگستر
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند فرش عظمت و بزرگیاش را گسترانید، تو نیز در این جهان زمینههای نیکی و خوبی را فراهم کن.
همه عدل ورز و همه مکرمت کن
همه مال بخش و همه محمدت خر
هوش مصنوعی: همه باید عدل و انصاف را رعایت کنند و مهربانی و خوبی را در پیش بگیرند. همچنین باید ثروت و دارایی خود را با دیگران تقسیم کنند و از دل و جان برای کمک به یکدیگر تلاش کنند.
بپرور تو در کار گیتی درختی
که در دار عقبی ثوابت دهد بر
هوش مصنوعی: در دنیای تلاش و کوشش، همچنان که درختی را پرورش میدهی، بکوش تا به ثمرات پایداری دست یابی که در دنیا و آخرت برایت فایده داشته باشد.
الا تا بود در فلک ماه و زهره
الا تا بود در چمن سرو و عرعر
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آسمان ماه و زهره وجود دارند، و تا زمانی که در باغ سرو و درختان عرعر به چشم میخورد، این وضعیت ادامه خواهد داشت.
لوای تو بافتح بادا مقارن
نهاد تو در ملک بادا معمر
هوش مصنوعی: پرچم تو همواره با پیروزی همراه است و جایگاه تو در سرزمین، همیشگی و پایدار خواهد بود.
تن تو ز راحات پوشیده کسوت
لب تو ز لذات نوشیده ساغر
هوش مصنوعی: بدن تو پوشیده از آرامش و راحتی است، و لبهای تو از لذتها و خوشیها پر است.
ز تأیید ایام و اقبال گردون
ترا باد هر لحظه ای فتح دیگر
هوش مصنوعی: به خاطر حمایت روزگار و خوششانسی، امیدوارم در هر لحظه برایت موفقیت جدیدی به ارمغان بیاید.