برگردان به زبان ساده
ای از مکارم تو شده در جهان خبر
افگنده از سیاست تو آسمان سپر
هوش مصنوعی: ای فردی که خوبیهایت در دنیا شهرت یافته و از تدبیر و سیاست تو آسمان به حمایت تو آمده است.
صاحب قران ملکی و بر تخت خسروی
هرگز نبوده مثل تو صاحب قران دگر
هوش مصنوعی: صاحب قرآن یک مَلک است و بر تخت سلطنت نشسته است. هیچکس دیگری مانند تو که صاحب قرآن باشی، وجود ندارد.
با رای پیر و بخت جوانی و کرده اند
اندر پناه جاه تو پیر و جوان مقر
هوش مصنوعی: با مشورت و نظر بزرگترها و شانس جوانی، افراد در زیر سایه مقام و منزلت تو، چه پیر و چه جوان، جمع شدهاند.
گیتی زبان گشاده بمدح تو و فلک
بسته ز بهر خدمت تو بر میان کمر
هوش مصنوعی: جهان به ستایش تو زبان باز کرده و آسمان برای خدمت به تو خود را محکم بسته است.
با موکب سیادت تو هم کنف شرف
با مرکب سعادت تو هم عنان ظفر
هوش مصنوعی: با افتخار همراهی تو، مقام و شرافت را در کنار خود میگذارم و با خوشبختیام، موفقیت را به دست میآورم.
گیتی ز امر تو نشود یک نفس جدا
گردون ز حکم تو نکند یک زمان گذر
هوش مصنوعی: جهان هیچگاه از فرمان تو جدا نمیشود و آسمان نیز به خواست تو لحظهای درنگ نمیکند.
از ارتفاع قدر تو بر هر فلک نشان
وز اصطناع بر تو در هر مکان اثر
هوش مصنوعی: تو به اندازهای بزرگ هستی که نشانهات در هر آسمانی دیده میشود و نشانهای از وجود تو در هر جایی حس میشود.
جود برامکه است خبر و آن تو عیان
هرگز براستی نبود چون عیان خبر
هوش مصنوعی: بخشش و کرم برامکه همچون خبری است که تو به وضوح میبینی، اما حقیقتاً هیچ چیز به وضوح همان خبر نیست.
از فیض مکرمات کف راد تو نماند
در قعر بحر لؤلؤ و در جوف کان گهر
هوش مصنوعی: از نعمتها و برکات دستهای تو چیزی در عمق دریا و درون سنگهای گرانبها باقی نمانده است.
ای دستبرد باس تو اندر هدی مثل
وی کارکرد تیغ تو اندر جهان ثمر
هوش مصنوعی: ای دستبرد تو، مانند عیسی در هدایت بخشش میکنی، مثل آنکه تیغ تو در این جهان اثرگذار است.
تا عدل تست بدرقه ، شبها بهیچ راه
از دزد و راهزن نکند کاروان حذر
هوش مصنوعی: هنگامی که عدالت تو همراه است، کاروانها در شب هیچ نگرانی از دزدان و راهزنان ندارند و میتوانند با خیال راحت سفر کنند.
با بیشمار فضلی و با بیقیاس عدل
با بی حساب جودی و با بیکران هنر
هوش مصنوعی: با فضیلتهای بیشمار و با عدالت بسیار زیاد، با بخششهای فراوان و با هنر بینظیر و بیپایان.
در موقفی ، که پاره کند اهل حرب را
زخم سنان تارک و نوک سنان جگر
هوش مصنوعی: در موقعیتی که جنگجویان را با زخمهای شمشیر و نوک نیزهها گرفتار کند، صحنهای بسیار خطرناک و وحشتناک رقم میزند.
صحرای کارزار چو رهبان دیر دار
اندر کشد ز خون یلان طیلسان بسر
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، مانند راهبی در دیر، کشتار شجاعان را در جمعیت غرق در خون مشاهده میکند.
از عکس تیغ ها شده پر اختران هوا
وز خون شخص ها شده چون ارغوان حجر
هوش مصنوعی: به خاطر تیغها، آسمان پر از ستاره شده و به علت خون مردم، رنگش مانند ارغوانی شده است.
آنجا ز نوک رمح تو گیرد حذر قضا
وانک ز حد تیغ تو جوید امان قدر
هوش مصنوعی: در آنجا سرنوشت از نوک نیزهی تو میهراسد و مقدر میخواهد از تیغ تو پناه و نگهداری بیابد.
دل ها کنی فکار بپیکان دل شکاف
جان ها کنی شکار بشمشیر جان گذر
هوش مصنوعی: دلها را به تیرهای عشق میزنی و آنها را مجروح میکنی، جانها را نیز با شمشیر عشق به دام میافکنی.
در مغزها حسام تو چون در ظلام نور
در سینها سنان تو چون در خان شرر
هوش مصنوعی: حسام تو در ذهنها همچون نوری در تاریکی است و سنان تو در دلها مانند شعلهای در میانه آتش میدرخشد.
ای گشته دشمن تو ببند هوان اسیر
وندر زمانه چیست ز بند هوان بتر؟
هوش مصنوعی: ای کسی که دشمن تو به دام افتاده، به یاد داشته باش که در این دنیا چه چیزی از بندهای ناپاک بدتر است؟
از فکرت تو ساخته جسم هنر روان
وز نکتهٔ تو یافته چشم بیان بصر
هوش مصنوعی: از تفکر و اندیشهات، جسم و صورتی هنری ساخته شده و از نکتههای تو، چشمی برای بیان و مشاهده پیدا کرده است.
هر مشکلی گشاده شود چون گماشتی
بر حل مشکلات گه امتحان فکر
هوش مصنوعی: هر مشکلی که پیش بیاید، با کمی تفکر و تلاش میتوان آن را حل کرد. به یاد داشته باش که برای حل مسائل، باید به خوبی فکر کنی و صبر داشته باشی.
در راه کین و مهر تو خوف و رجا دلیل
بر شاخ لطف و عنف تو سود و زیان ثمر
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و انتقام تو، ترس و امید نشانهای است بر شاخسار محبت و خشونت تو، که منفعت و ضرر ثمره آن است.
چون مدح خوان مدیح تو آورد در دهان
گردد مدیح در دهن مدح خوان درر
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به ستایش و تمجید تو بپردازد، این ستایش مانند جواهراتی در دهان او جلوهگری میکند.
بد گوی تو اگر شکر اندر دهان نهد
در حال زهر گرددش اندر دهان شکر
هوش مصنوعی: اگر کسی بدگویی تو را با ظاهری شیرین و خوشایند بیان کند، در واقع آن سخنان میتوانند زهرآگین و مضر جلوه کنند.
هر خلق را عطای تو قارون کند همی
همچون بهار از در و همچون خزان ز زر
هوش مصنوعی: هر انسانی با بخشش تو مانند قارون ثروتمند میشود، همانطور که بهار از در میآید و خزانی هم از طلا.
شاها ، گذشت انده و وقت طرب رسید
آمد بصدرت از شرف جاودان حشر
هوش مصنوعی: ای شاه، زمان غم و اندوه گذشته و اکنون وقت شادی و خوشی فرارسیده است. از مقام بزرگ و ماندگار، وقت آن است که به سویت بیایم.
در دولت تو بود گمان خلق را ، کنون
آمد گل یقین ز درخت گمان ببر
هوش مصنوعی: در زمان تو، مردم تصور میکردند که خوشبختی و سعادت در دست توست، اما اکنون حقیقت روشن و مشهودی از درخت امید به بار نشسته است.
زین پس نکرد خواهد ، تا روز رستخیز
چشم بد زمانه در این خاندان نظر
هوش مصنوعی: از این پس، تا روز قیامت، چشم بد و آسیبهای زمانه بر این خاندان نخواهد افتاد.
در مملکت تو همچو روانی ، بتن روانی
نارد بنزد خلق تن بی روان خطر
هوش مصنوعی: در سرزمین تو، همانطور که جان در بدن جاری است، این بدن بدون جان نیز برای مردم خطرناک است.
همواره تا بتابد از آسمان نجوم
پیوسته تا بروید در بوستان شجر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تا زمانی که ستارهها از آسمان روشنایی میافکنند و طبیعت به رشد و شکوفایی ادامه میدهد، باید در انتظار زیباییها و نعمتهای آن بود.
از گرز همچو گوز سر حاسدان
بکوب وز نیزه همچو سنبه دل دشمنان بدر
هوش مصنوعی: حسادت و کینه دشمنان را با قدرت و شدت مانند چوبی بزرگ و محکم درهم بشکن و دل آنها را مثل تیری که به هدف میخورد، سوراخ کن.
تا بر فراز گنبد فیروزه گون شود
هر مه دوبار چون سپر و چون کمان قمر
هوش مصنوعی: هر ماه وقتی که در بالای گنبد آسمان با رنگ فیروزهای درخشان میدرخشد، دوباره مانند سپر و کمان به شکل قمر نمایان میشود.
بادا ولیت را زسعود سپهر مهر
بادا عدوت را ز صروف زمان ضرر
هوش مصنوعی: امیدوارم تو در سایهی خوشبختی و موفقیت قرار بگیری و از لطف روزگار بهرهمند شوی. همچنین، امیدوارم دشمنت از ناملایمات و مشکلات زمان آسیب ببیند.