برگردان به زبان ساده
تویی ، شها ، که بتو چرخ را نیاز آید
ببارگاه تو اقبال در نماز آید
هوش مصنوعی: ای فخر و عظمت، تو آن چنان هستی که برای تو، فلک به نیازی میآید و شانس و خلاقیت در نزد تو به سجده در میآید.
زطبع دشمن جاهت سموم غم خیزد
ز رشح خدمت صدرت نسیم ناز آید
هوش مصنوعی: از طبع دشمن، غمهای سوزان و ناامیدی به وجود میآید، در حالی که از تلاش و خدمات تو، ندا و نسیمی ملایم و خوشایند میوزد.
ز عون تیغ تو ملت بانتظام رسد
ز حسن سعی تو دول در اهتزاز آید
هوش مصنوعی: از کمک و حمایت تو، ملت به سامان خواهد رسید و به خاطر تلاشهای زیبای تو، دولت در حرکت و پیشرفت قرار خواهد گرفت.
مجاز گشت در ایام کار دشمن تو
وگر طلب کندش عکس هم مجاز آید
هوش مصنوعی: در دوران حوادث و مشکلات، دشمن تو به شیوهای غیرمستقیم و قابل قبول رفتار میکند و اگر او بخواهد که چیزی را جزئی از وجود تو ببیند، آن هم به طریقی مجاز و قابل پذیرش خواهد بود.
مگر که سالب کلی شدست کار عدوت؟
که عین سالب کلی بعکس باز آید
هوش مصنوعی: آیا دشمنیات به اندازهای قوی شده که همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد؟ چرا که وقتی چیزی به طور کلی حذف شود، ممکن است به شکل معکوس خود را نشان دهد.
خدایگانا ، من بازگشتم از خدمت
حرام چه ضرورت بود چو آز آید؟
هوش مصنوعی: ای پروردگار، من از خدمت به کارهای نادرست بازگشتم. وقتی که آز و امتحان پیش آید، چه نیازی به این کارهاست؟
مرا ، شها، چو تو عزم ره دراز کنی
ز عاجزی بدل اندیشهٔ دراز آید
هوش مصنوعی: وقتی با عزم و اراده به سوی هدفی بزرگ حرکت میکنی، از ناتوانی و محدودیتهایت دور میشوی و افکار و ایدههای جدیدی به ذهنت میآید.
تنم در آب دو دیده شود فسرده و لیک
دلم در آتش اندوه در گداز آید
هوش مصنوعی: بدنم در آب به حالت سرد و بیروح قرار گرفته، اما دلم در آتش افسوس و غم میسوزد و در حال ذوب شدن است.
منم چو صعوه بعحز و تو بازی و هرگز
که دید صعوه کزو اقتدار باز آید؟
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای کوچک و ضعیف هستم و تو چون شکارچیای قوی. آیا تا به حال دیدی که پرندهای کوچک بتواند در برابر قدرت شکارچی مقاومت کند؟
بسا که پیر کند دور چرخ ، تا ناگاه
بدست چرخ جوانی چو من فراز آید
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات چرخ روزگار انسان را پیر و فرسوده میکند، اما ناگهان ممکن است فرصت جوانی و شادابی برای کسی مثل من به وجود آید.
روا بود که چو من کس برای عصمت جان
ز صحن مهلکه در حصن احتزاز آید؟
هوش مصنوعی: آیا این درست است که هیچکس دیگری مانند من برای حفاظت از جانش از خطرات نجات نیابد؟
تویی ، شها ، که هزاران هزار مثل مرا
ز یک اشارت جاه تو برگ و ساز آید
هوش مصنوعی: تو ای آسمانتاب، که با یک اشارهات هزاران انسان مانند من به خدمت تو درمیآیند و به تو توجه میکنند.
ز تو سزد که چو من بنده ای بخدمت تو
برهنه روز زمستان بتر که تاز آید؟
هوش مصنوعی: از تو انتظار میرود که به بندهای مانند من که در روزهای سرد زمستان بدون هیچ پوششی به خدمتت آمده، توجه بیشتری داشته باشی.