برگردان به زبان ساده
بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی
چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی
هوش مصنوعی: زیبایی چهره و موی مشکی تو، جانا، بینظیر است و میدانم که هیچکس مانند تو اینقدر زیبا نیست.
مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو
کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که در دوری تو صبر داشته باشم، اما کسی چه میتواند از چنین حالتی صبر کند؟
زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا
هزار چشمهٔ خون از دو دیده بگشایی
هوش مصنوعی: اگر زبانت را ببندی و به هر لحظه از ماجرای من بگویی، هزار چشمهٔ اشک از چشمانت جاری خواهد شد.
گهی بخار جفا جان من بیازاری
گهی ببار عنا شخص من بفرسایی
هوش مصنوعی: گاهی با سختیها و بیرحمیهای خود به جان من آسیب میزنی و گاهی با لطف و محبت خود وجودم را زنده میکنی.
ز جورت، ای شده جانم نشانهٔ غم تو
بجان رسیده مرا کار و هم نبخشایی
هوش مصنوعی: از عشق تو، جانم به نشانهای از غم تو تبدیل شده است. کار من به جایی رسیده که حتی نمیتوانی مرا ببخشی.
هنوز در بر من نامدی شبی بمراد
بر چو سیم دردا که رفت و برنایی
هوش مصنوعی: هنوز شبهایی را با تو سپری نکردهام که به آرزویم برسم، همچون نقرهای که از دست رفته و دیگر برنمیگردد.
مرا ز پای درآورد درد و اندوه تو
بگیر دست من، آخر کرا همی بایی؟
هوش مصنوعی: درد و غم تو باعث شده که دیگر نتوانم بایستم. دستم را بگیر، زیرا چه کسی غیر از تو به من کمک خواهد کرد؟
اگر خیال تو شبها نیامدی بر من
مرا چه بود برین حال ؟ اینت رسوایی !
هوش مصنوعی: اگر تو شبها به سراغ من نمیآمدی، حال من چه تفاوتی میکرد؟ این وضعیت به خودی خود باعث رسوایی من است!
خیال تو ز وفا هیچ می نیاساید
چنانکه تو ز جفا هیچ می نیاسایی
هوش مصنوعی: خیال تو هیچگاه از وفا خسته نمیشود، همانطور که تو از بیوفایی خسته نمیشوی.
تو از خیال نگارین بتیره شبها در
چو روز کلبهٔ ادبار من بیارایی
هوش مصنوعی: تو با خیال زیبا و دلانگیز خودت، شبهای تیره و تار را روشن کن و کلبهی غمگین و تاریک من را به شادابی روز بیاور.
کلاه گوشهٔ حکم تو چون پدید آید
در افتد ز سرمه کلاه رعنایی
هوش مصنوعی: زمانی که نشانههای قدرت و فرمانروایی تو نمایان شود، زیبایی و جاذبه آن به حدی میرسد که تمام زیباییهای ظاهری را تحتالشعاع قرار میدهد.
بموکب تو روان همچو بندگان خورشید
میان بفخر ببندد، اگر بفرمایی
هوش مصنوعی: در حضور تو مانند بندگان خورشید با افتخار سر به زیر میاندازند، اگر تو دستور بدهی.
بگرد من سپه غم گرفتهای تو چنان
دلیروار، ندانم که از کجا آیی؟
هوش مصنوعی: بیا دور من، حسی پر از غم دارم، تو به مانند یک دلیر، نمیدانم از کجا میآیی.
ز بهر جستن من همچو امر خسرو شرق
بیک زمان همه آفاق را بپیمایی
هوش مصنوعی: برای یافتن من، مانند فرمانروای شرق، در یک زمان تمام دنیا را میگردی.
علاء دولت، خوارزمشاه عالی رأی
که برد هیبت رایش ز دهر خود رایی
هوش مصنوعی: علاء دولت، خوارزمشاه بزرگ و با تدبیر، به خاطر قدرت و نفوذش، بر زمانه خود تسلط داشت و از اقتدارش به خوبی بهره میبرد.
خدایگانی، کندر مصاف هیبت اوست
هزار لشکر آراسته بتنهایی
هوش مصنوعی: خداوندگار در میدان جنگ، از نظر قدرت و عظمت خود تنهاست و توانایی اداره ی هزاران سپاه را دارد.
ضیای طلعت فرخندهٔ مبارک او
شدست دیدهٔ اقبال را چو بینایی
هوش مصنوعی: نور چهرهٔ خوشبخت و مبارک او، مانند بینایی، افق خوشبختی را روشن کرده است.
خدایگانا، چونانکه کهربا که را
ز پشت اسب عدو را بنیزه بربایی
هوش مصنوعی: خداوندگارا، مانند کهربا که به وسیله نیزه از پشت اسب دشمن گرفته میشود.
اگر نه عاشق فتحست خنجر تو چرا
رخش ز خون چو رخ عاشقان بیالایی؟
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق واقعی نیستی، پس چرا شغل خنجر تو به کسی آسیب میزند و او را به خون میآورد؟
چنانکه خسرو سیارگان ز خیل نجوم
ز خسروان جهان تو بجاه والایی
هوش مصنوعی: مانند اینکه خسرو، ستارهها را از میان جمع ستارگان انتخاب کرده، تو نیز برتر و باوقارتر از تمامی پادشاهان جهان هستی.
بقدر صاحب چرخ هزار خورشیدی
بجود ناسخ موج هزار دریایی
هوش مصنوعی: بسته به توانایی و قدرت کسی که چرخ را در دست دارد، هزار خورشید وجود دارد که به اندازه او درخشان و پرنور هستند. همچنین، موجهای هزاران دریا به عدد آن شخص هستند که در اختیار او قرار دارند.
بدست جود دفین زمین همی پاشی
بپای قدر جبین فلک همی سایی
هوش مصنوعی: با بخشش و generosity خودت، گنجهای زمین را پراکنده میکنی و با قامت بلندت، سایهای بر سر ستارهها میافکندی.
برزم جز همه اخبار فتح ننیوشی
برزم جز همه آثار فتح ننمایی
هوش مصنوعی: تنها در میدان نبرد خبر از پیروزی نمیرسد و نشانههای پیروزی تنها در میدان جنگ نمایان نمیشوند.
همه منافق سوزی و ملت افروزی
همه مخالف کاهی و دولت افزایی
هوش مصنوعی: همه در حال آتش زدن به یکدیگر هستند و به جای وحدت و همدلی، بیمهری و کارشکنی میکنند. همه به جای حمایت از دولت و پیشرفت جامعه، در تلاشند که در کارها موانع ایجاد کنند.
بروز مکرمت اقبال عمر احبابی
بروز معرکه آشوب جان اعدایی
هوش مصنوعی: وقتی که فضایل و برکات زندگی دوستان ظاهر میشود، در عین حال، دشمنان در موقعیتهای سخت و آشفتهای قرار میگیرند.
هر آن عدو که چو سرو سهی بر آرد سر
بسان سرو مسطح سرش بپیرایی
هوش مصنوعی: هر دشمنی که مانند سرو بلند و زیبایی به میدان بیاید، باید سرش را همچون سروی که به آرامی اصلاح میشود، مرتب و آراسته کنی.
بصیقل خرد صافی و دل روشن
ز روی آینه ملک زنگ بزدایی
هوش مصنوعی: با پرورش و تصفیه عقل و روشن کردن دل، مانند اینکه روی آینهای را پاک کنیم، زنگار و تیرگیها را از زندگی و وجود خود دور میسازیم.
همه سعادت ملک و فروغ دین از تست
که مشتری اثر و آفتاب سیمایی
هوش مصنوعی: تمام خوشبختی در کشور و درخشش دین به خاطر وجود توست، زیرا تو مانند مشتری تأثیرگذار و آفتاب تابناک هستی.
بطوع مسند شاهی ترا مهیا شد
کراست مسند شاهی بدین مهیایی ؟
هوش مصنوعی: مسند پادشاهی برای تو آماده شده است. چه کسی میتواند به این شکل برای پادشاهی آماده باشد؟
همیشه بادی بر جای ، زانکه شرع رسول
بود منزه ز آفات، تا تو بر جایی
هوش مصنوعی: همیشه قوت و نیرویی وجود دارد، زیرا قوانین پیامبر از آسیبها و مشکلات دور است، تا تو در جای خود بایستی و استوار باشی.
مبادا هیچ پریشانیی بمجلس تو
مگر ز طرهٔ مه پیکران یغمایی
هوش مصنوعی: نگذار هیچ دردسری در محفل تو به وجود آید، مگر از زیبایی و جذابیت موهای آن معشوقه که دلها را میرباید.