برگردان به زبان ساده
ای خلایق را پناه و ای شرایع را امان
خسروان را مقتدایی، خسروی را قهرمان
هوش مصنوعی: ای مردم، شما پناهی و ای قوانین، شما امنیتی هستید. پیشوای پادشاهان، قهرمان یک پادشاه است.
کشور اقبال را چون تو نبوده پادشاه
لشکر اسلام را چون تو نبوده پهلوان
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده است که در هیچ کشوری، پادشاهی مانند تو وجود ندارد و همچنین هیچ جنگجویی به توانایی تو برای دفاع از اسلام نبوده است.
در ضلال جای تو آسایشی دارد بشر
وز جمال عدل تو آرایشی دارد جهان
هوش مصنوعی: در گمراهی تو، انسان راحتی پیدا میکند و زیبایی و زینت جهان به خاطر جمال و عدالت تو است.
تحفهٔ انجام تو سرمایهٔ خرد و بزرگ
طاعت درگاه تو پیرایهٔ پیر و جوان
هوش مصنوعی: هدیهای که تو به پایان میرسانی، نشان دهندهٔ ارزش دانشی و بزرگترین عبادت درگاه تو است که برکت و زینت برای همه از پیر تا جوان میآورد.
کین تو خوفیست کان را نیست تدبیر رجا
مهر تو سودیست کان را نیست تقدیر زبان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ترس و نگرانی تو بر اساس تدبیر و امید نیست، بلکه عشق و محبت تو به آن قدرتمند است که هیچ چیز نمیتواند بر آن تأثیر بگذارد. به عبارت دیگر، احساسات و وابستگی عاطفی تو فراتر از هرگونه پیشبینی و تدبیر است.
عقد دانش را بیان نکتهٔ تو واسطه
سر نصرة را زبان خنجره تو ترجمان
هوش مصنوعی: دانش و علم را به وسیلهٔ بیان تو میتوان فهمید، تو مانند خنجری هستی که حقیقت را با زبان خود تشریح میکنی.
مدحتت را دهر همچون تیر بگشاده دهن
خدمتت را چرخ همچون نیزه بسته میان
هوش مصنوعی: زمانه در مدح تو مانند تیر تند و تیز است و در خدمت به تو، چرخ فلک مانند نیزهای که در میانه بسته شده، در انتظار است.
چون سپهر و آفتابی با نصا و با ضیا
چون جهان و روزگاری کامگار و کامران
هوش مصنوعی: این دو نفر مانند آسمان و خورشید هستند که به یکدیگر نور و روشنایی میدهند. آنها به گونهای با هم پیوند دارند که همچون دنیا و زمانهای موفق و خوشبخت به نظر میرسند.
چرخ پر کرده برایت عدت جود ترا
از لئالی قعر دریا وز جواهر جوف کان
هوش مصنوعی: چرخ (زمان) برایت تمام ثروت و بخشش را فراهم کرده است، مانند مرواریدهای گرانبها که از عمق دریا و جواهرات درون زمین استخراج میشوند.
گشته از اکرام تو آباد قصر محمدت
کرده از انعام تو فریاد گنج شایگان
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و کرم تو، کاخ محمد آباد و شکوهمند شده و بخاطر بخششهای تو، سروصدای ثروتهای زیاد به گوش میرسد.
دولت تو بی زوال و مدت تو بی فنا
کوشش تو بی قیاس و بخشش تو بیکران
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت تو همیشگی است و زمانی برای آن وجود ندارد. تلاشهای تو بینظیر است و بخششهایت حد و مرزی ندارد.
حیدر کراری اندر حرب هنگام ضراب
رستم دستانی اندر جنگ هنگام طعان
هوش مصنوعی: حیدر کرار در میدان جنگ مانند رستم دستان در مبارزه با دشمنان حاضر است.
از نهیب تیغ جرم آتش زخم تو
گشته اندر جرم خارا آهن و آتش نهان
هوش مصنوعی: از صدای تند و سخت تیغ، زخم تو به حالت خارا (سنگ) تبدیل شده و در عمق خود، آهن و آتش را پنهان کرده است.
خسروا، از زخم تیغ تو در اکناف عراق
ماند خواهد ناظران را تا گه محشر نشان
هوش مصنوعی: خسرو، زخمهای ناشی از تیغ تو در دوردستهای عراق به یاد ناظران خواهد ماند تا روز قیامت.
یارب! ساعت چه ساعت بود؟ کز احوال او
پر زلازل شد زمین، از قیروان تا قیروان
هوش مصنوعی: ای خدا! چه ساعتی بود که زمین از شدت ناراحتی او به لرزه درآمد، از قیروان تا قیروان؟
از شعاع تیغها همچون فلک شده رزمگاه
وز غبار مرکبان همچون زمین شد آسمان
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، نور تیغها به قدری درخشان است که مانند آسمان میدرخشد و غبار ناشی از حرکت اسبها به قدری زیاد است که زمین را شبیه آسمان کرده است.
ممتنع اندیشههای عاقلان از نیک و بد
منقطع امیدهای صفدرات از جسم و جان
هوش مصنوعی: عقلهای باهوش و اندیشمند نمیتوانند به درستی به خوبیها و بدیها پی ببرند و همچنین آرزوهای کسانی که در جستجوی حقیقت هستند، از امور دنیایی و مادی جدا شده است.
شخص گیتی را زخون سرفرازان پیرهن
فرق گردون را ز گردره نوردان طیلسان
هوش مصنوعی: این بیت به تفسیر به وضوح به ارتباط بین فداکاری و بزرگمردی در عرصه زندگی اشاره دارد. در آن نشان داده میشود که تاریخ بشر به خون و جانفشانی افرادی که برای عظمت و سرفرازی جامعه تلاش کردهاند، آغشته است. به عبارتی دیگر، پیروزیها و موفقیتهای کنونی، نتیجهی زحمات و فدای کسانی است که برای آرمانهای بلند تلاش کردهاند و در واقع، آنها لباس افتخار را بر تن این جهان میکنند.
پردلان را از غریو کوس گشته دل سبک
سرکشان را از شراب تیغ گشته سر گران
هوش مصنوعی: دل شجاعان از صدای کوس جنگی سبک شده و سرکشها از می تیز و برنده به حالت سرگشتگی درآمدهاند.
تیغها در مغزها کرده مقر همچون خرد
تیرها در شخصها گشته روان همچون روان
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح اشاره شده که اندیشهها و افکار مانند شمشیرهایی هستند که بر ذهنها تأثیر میگذارند و روحها نیز به نوعی تحت تأثیر این افکار قرار دارند. به این معنا که تفکر و اندیشه میتواند به همان اندازه که شمشیر برای یک جنگجو مؤثر است، بر دیگران و وجود آنها تأثیر بگذارد.
اختران بشکسته شاهین اطایب را جناح
و آسمان بگشاده تنین مصایب را دهان
هوش مصنوعی: ستارههای شکسته، پرندگان با افتخار را در آغوش گرفتهاند و آسمان به روی نالههای مشکلات گشوده شده است.
همچو برق در هوا در بیضها جسته حسام
همچو باد اندر شمر در عیبها رفته سنان
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به توصیف قدرت و سرعت دو سلاح اشاره میکند. او میگوید که مانند برق در آسمان، نیزه (حسام) به طور ناگهانی و شگفتانگیز به سمت هدف حرکت میکند و همچنین مانند باد، شمشیر (سنان) به سمت عیبها و نقصها میشتابد. این توصیف به جمال و کارآمدی سلاحها و تواناییهای جنگجویان اشاره دارد.
حلقهٔ بند اجل در پای جباران رکاب
رشته دام فنا در دست مکاران عنان
هوش مصنوعی: سرنوشت ناگزیری که بر دستان ظالمین و فریبکاران وجود دارد، آنها را از کهنسالی به سوی فنا و زوال میکشاند. این نشان میدهد که حتی قدرت و تزویر هم نمیتواند از زوال و سرنوشت اجتناب کند.
گشته طیر و وحش را اندر فضای معرکه
شخص گردان بزمگه ، اطراف خنجر میزبان
هوش مصنوعی: پرندگان و حیوانات در فضای نبرد پراکنده شدهاند، در حالی که شخصی در میان مهمانی، به دور خنجر میزبان میچرخد.
تاخته در صف تو مرکب وز جناح جبرییل
مرکبت را ساخته تأیید حق بر گستوان
هوش مصنوعی: در صف تو، مرکبی به راه افتاده که بر اساس حمایت و تأیید حق، به کمک جناح جبرئیل ساخته شده است.
گرد تو از جوق عصمت بدرقه در بدرقه
سوی تو از فوج نصرت کاروان در کاروان
هوش مصنوعی: از هر سو به خاطر پاکی و عصمت تو، گروه گروه به سمت تو میآیند و همراه با لشکرهای کمک و یاری، کاروان به کاروان به سوی تو حرکت میکنند.
نیزهٔ دولت فگنده بخت تو بر روی دست
بارهٔ عزت کشیده جاه تو در زیر ران
هوش مصنوعی: خوشبختی و شانس تو به مانند نیزهای است که در دست توانگری و قدرت قرار دارد، و بزرگیت و مقام تو به گونهای است که زیر پاهای قدرت ریشه دارد.
تیر تو ناپیوسته گشته با کمان وز بیم تو
جسته جان از شخص اعدای تو چون تیر از کمان
هوش مصنوعی: تیمی از تو که مانند تیر و کمان به هم پیوند ندارد، و به خاطر ترس تو، جان دشمنان تو مانند تیر از کمان جدا میشود و میگریزد.
تیغ تو در مغز خصمان چون شهاب اندر ظلام
تیر تو در جان اعدا چون شرار اندر دخان
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند شهابی در دل تاریکیها به دشمنان ضربه میزند و تیر تو همچون ذرههای آتش در میان دود جانشان را میسوزاند.
تیغ چون نیلوفر تو صحن آن اقلیم را
کرده از آثار خون طاغیان چون ارغوان
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند نیلوفر، سرزمین آنجا را با آثار خون ظالمین مانند رنگ ارغوانی آراسته است.
کرده اطفال مخالف را حسام تو یتیم
و آن یتیمان را به نیکی گشته جاه تو ضمان
هوش مصنوعی: تو با شمشیر خود، اطفال دشمنان را یتیم کردی و آن یتیمان در سایهی احسان تو، به نیکی و احترامی دست یافتند.
ای تو بر خون خوارگان روز شجاعت کینه ورز
وی تو بر بیچارگان وقت رعایت مهربان
هوش مصنوعی: ای تو که بر دلهای زخمی و خونی روزهای شجاعت حسد میورزی، و ای تو که در زمانهای بیچارگی و نیاز به دیگران، مهربان هستی.
آن فتوحی کز حسام تو یقین شد خلق را
صدیک آن را تصور کرد نتوان در گمان
هوش مصنوعی: آن پیروزی که به وسیلهی شمشیر تو به یقین رسید، مردم تنها با تصورات خود قادر به درک و تصور آن نیستند.
در دیار روم و ترک از صدمت شمشیر تو
مندرس شد قصر قیصر، منهدم شد خان خان
هوش مصنوعی: در سرزمین روم و ترکیه، به خاطر ضربههای تو، کاخ قیصر خراب شد و خانه بزرگترین خان نیز ویران گشت.
کس نخواهد کرد هرگز با وجود حرب تو
در بسیط هفت کشور یاد حرب هفت خوان
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز در برابر قدرت و حضور تو در هفت کشور، یاد و خاطره جنگ هفت خوان را نخواهد کرد.
خسروا، صاحب قرانا، در جهان هرگز نبود
شبه تو یک خسرو و مثل تو یک صاحب قران
هوش مصنوعی: ای خسرو، صاحب قرآن! در این دنیا هرگز هیچ کس مانند تو وجود نداشته است؛ نه خسرو دیگری همانند تو و نه صاحب قرانی همچون تو.
تا نسیم عدل تو بر عرصهٔ عالم وزید
هاویه چون روضه گشت و بادیه چون بوستان
هوش مصنوعی: وقتی نسیم عدالت تو در جهان بوزد، دنیا به مانند باغی سرسبز و زیبا در خواهد آمد و بیابانها نیز به صورت بوستانی دلانگیز در خواهند آمد.
بودت اندر ملک حاصل عدت افراسیاب
کردی اندر عدل ظاهر سیرت نوشیروان
هوش مصنوعی: شما در سرزمین افراسیاب به دنیا آمدهاید و در تاریخ و عدالت با خصوصیات نیکو و شایسته نوشیروان شناخته میشوید.
ماه منجوق ترا سجده برد ماه فلک
شیر اعلام ترا سخره شود شیر ژیان
هوش مصنوعی: ماه که مانند منجوق میدرخشد، به تو احترام میگذارد و به آسمان سجده میکند. شیر که نشان قدرت و ریا است، از تو خوار و کوچک میشود و به تو میخندد.
شخص تو کان جلالت، طبع تو بحر هنر
فعل تو محض شجاعت، قول تو عین عبان
هوش مصنوعی: شخصیت تو بازتاب بزرگی و عظمت است، استعداد تو مانند دریای هنر وسیع و بیانتهایى است. کارهایت خالصانه نشانه شجاعت است و سخنان تو حقیقتاً نماد صداقت و درستی است.
شرح اخلاق تو گشته روح روح مرد و زن
مدح تو گشته انس جان انس و جان
هوش مصنوعی: اخلاق تو روح زندگی مردان و زنان را زنده کرده و ستایش تو باعث شده که جانها با هم پیوند خورده و آرامش پیدا کنند.
از نهیب تیغ تو دریا شود چون هاویه
با نفاذ تیر تو خارا شود چون پرنیان
هوش مصنوعی: از شدت ضربهی تیغ تو، دریا مانند جهنم میشود و با نفوذ تیر تو، سنگها نرم و مانند پارچه ابریشمی میگردند.
لفظ تو گشته اسالیب هنر را پیشوا
حفظ تو گشته اقالیم جهان را پاسبان
هوش مصنوعی: تو در زبان، معیارهای هنری را تعیین کردهای و از سوی دیگر، به عنوان نگهبان، تمام مناطق دنیا را تحت حفاظت خود داری.
از برای عصمت اغنام در جلباب شب
با ضیای عدل تو از نور مه فارغ شبان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای حفاظت و حفظ آرامش و امنیت گوسفندان در تاریکی شب، وجود نور و روشنایی ناشی از عدالت تو، شبان را از نگرانیها و مشکلات دور میکند.
ای بگنج و رنج حاصل کرده بس ملک عریض
این چنین ملکی بعالم کس نیابد رایگان
هوش مصنوعی: ای کسی که با زحمت و تلاش به ثروت و دارایی رسیدهای، بدان که اینگونه سرزمین وسیع و پر نعمت را هیچکس بهطور رایگان به دست نخواهد آورد.
گنج داری، لاجرم اندر نکونامی بباش
رنج دیدی، لاجرم اندر تن آسانی بمان
هوش مصنوعی: اگر بهرهمندی و ثروتی داری، طبیعی است که زیبایی و نیکنامی را حفظ کنی. اگر سختی کشیدهای، جایز است که در آسایش و راحتی باقی بمانی.
بشنو از احوال من لختی، که خود احوال تو
بانظام جاودانی شد، که بادی جاودان
هوش مصنوعی: لحظهای به حال من گوش کن، چون خودت در شرایطی قرار گرفتی که همیشه پابرجاست و بیوقفه ادامه دارد، مانند یک باد ابدی.
از حجاب هفت گردون کرد قدر تو گذر
در بسیط هفت کشور گشت حکم تو روان
هوش مصنوعی: باری، هفت آسمان مانع از رسیدن ارزش تو نشد و فرمان تو در گسترهی هفت سرزمین جاری گردید.
بندهٔ صدر توام ، پروردهٔ درگاه تو
از تو دارم جاه و جان و از تو دارم نام و نان
هوش مصنوعی: من بنده و خدمتگزار تو هستم و در درگاه تو پرورش یافتهام. از وجود تو عزت و زندگیام را دارم و نام و روزیام هم از توست.
از ثنای تست صیت من بگیتی مشتهر
وز قبول تست نام من بعالم داستان
هوش مصنوعی: از ستایش تو، نام من در دنیا معروف شده و به برکت قبول تو، داستان من در میان مردم گسترده است.
نظم شکر تو دهم، چون معنی آرم در ضمیر
نقش مدح تو کنم، چون خامه گیرم در بنان
هوش مصنوعی: من به پاس نعمت تو شعری مینویسم و وقتی معنای آن را در درونم جستجو میکنم، به ستایش و حمد تو میپردازم، زیرا وقتی قلم را به دست میگیرم، همه آنچه میخواهم بگویم درباره توست.
جز هوای صدر تو شوری ندام در دماغ
جز دعای ملک تو قولی ندارم بر زبان
هوش مصنوعی: جز عشق و هوای تو چیزی در ذهن ندارم و تنها دعای تو را بر زبان میآورم.
مادری دارم ضعیفه، داعی ایام تو
دیده نابینا و دل شاکی و تن هم ناتوان
هوش مصنوعی: مادری دارم که ضعیف و ناتوان است، چشمانش نابینا شده و دلش دچار ناراحتی است. او همچنین از لحاظ جسمی به شدت ناتوان است.
نور چشم و زور جسم او ربوده یکسره
مهنت دور سپهر و نکبت جور زمان
هوش مصنوعی: نور چشم و قدرت جسم او تماماً در چنگال سختیهای زندگی و بدبختیهای زمانه گرفتار شده است.
موی او گشته ز آفات زمان چون نسترن
روی او گشته ز احداث جهان چون زعفران
هوش مصنوعی: موهای او از آسیبهای زمان مانند گل نسترن شده است و چهرهاش به دلیل تأثیرات جهان مانند زعفران زیبا و درخشان به نظر میرسد.
از تپانچه گشته رخسارش چو نار و پس برو
قطرهای اشک همچون دانهای ناردان
هوش مصنوعی: چهرهاش از تیرگی و زخمهای تپانچه مانند میوهی نار شده و بعد از آن اشکهایش مانند دانههای انار بر زمین میریزد.
گر نبودی درد این بی چشم مرحومه مرا
تاخته بر دل سپاه و ساخته در جان مکان
هوش مصنوعی: اگر این درد نبود که به دل من هجوم آورده و در جانم جای گرفته، چه چیزی میتوانست مرا به این حال و روز برساند؟
از بساطت فرد کی ماندی دل من یک نفس ؟
وز رکابت دور کی گشتی سر من یک زمان ؟
هوش مصنوعی: دل من از سادهگویی و محبت تو بیخود شده است، آیا میتوانی یک لحظه در کنارم بمانی؟ و تا چه زمانی از من دور خواهی بود؟
ما ضعیفان آمدیم اکنون و در حکم توایم
گر دلت خواهد بدارو گر دلت خواهد بران
هوش مصنوعی: ما انسانهای ناتوانی هستیم و اکنون در خدمت تو هستیم. اگر بخواهی میتوانی ما را بکار بگیری و اگر بخواهی میتوانی ما را کنار بگذاری.
گر بداری کس نخواهد گفت: چون کردی چنین؟
ور برانی کس نیارد گفت: چون کردی چنان؟
هوش مصنوعی: اگر کسی را نزد خود نگهداری، هیچکس نخواهد گفت که چرا او را چنین نگهداشتی. و اگر کسی را از خود برانی، هیچکس نخواهد پرسید که چرا او را چنین رها کردهای.
خانمان دادم بباد و هست امید من آنک
سازم اندر حوزهٔ خاک جنابت خان و مان
هوش مصنوعی: خانهام را به باد دادم، اما امیدم این است که در عرصه خاک تو، خانه و زندگی بسازم.
تا بود اندر خزان و در بهار از باد و ابر
باغها را زرافشان و راغها را درفشان
هوش مصنوعی: تا زمانی که در پاییز و بهار، باغها و دشتها با وزش باد و بارش ابر، سرسبز و پررونق هستند.
باد در دولت خزان نیکخواه تو بهار
باد در محنت بهار بدسگال تو خزان
هوش مصنوعی: در فصل خزان، باد به نفع تو است و باعث میشود بهار را به یاد بیاوری. اما در دوران سختی بهار، باد به ضد تو میوزد و باعث میشود خزان را احساس کنی.
حاسد ملک تو بادا بستهٔ بند بلا
دشمن جاه تو بادا خستهٔ تیر هوان
هوش مصنوعی: حسودان به تو آسیب میزنند و در مشکلات تو را گرفتار میکنند. دشمنان خواستههای تو را با رنج و مشکل مواجه میسازند.
از نوایب جاه تو اصحاب تقوی را پناه
وز حوادث صدر تو ارباب دانش را امان
هوش مصنوعی: تو با افتخارات و مقامهای خود، مایهی پناه و حمایت اهل تقوا و پرهیزکاران هستی و در برابر حوادث و مشکلات، به دانایان و فرهیختگان آرامش و امنیت میبخشی.
دولت تو بی زوال و قدرت تو بی فنا
کوشش تو بی قیاس و بخشش تو بی کران
هوش مصنوعی: سرنوشت تو همواره پایدار و قدرت تو همیشگی است. تلاشهای تو بینظیر و بخششهایت بیحد و مرز هستند.
در ادای شکر ملک و در قضای حق شرع
استعانت خواه از حق و هو خیرالمستعان
هوش مصنوعی: در بیان شکرگزاری نسبت به خداوند و عمل به وظایف شرعی، از خداوند کمک بخواه و او بهترین یاور است.