برگردان به زبان ساده
ای خرم از مکارم اخلاق تو جهان
منقاد امر و نهی تو اجرام آسمان
هوش مصنوعی: ای دلشاد از نیکیهای تو، جهان تحت تأثیر دستورات و نهیهای توست، همانطور که اجسام آسمانی به حرکت در میآیند.
در زیر پای همت تو تاریک سپهر
در زیر دست حشمت تو عرصهٔ جهان
هوش مصنوعی: زیر پای اراده و تلاش تو، آسمان تیره و تار است و زیر دستان نیرومند تو، فضای جهان پر از عظمت و بزرگی است.
بر خیر محمدت دل تو گشته پادشاه
بر گنج مکرمت کف تو گشته قهرمان
هوش مصنوعی: دل تو به خوبی و نیکی محمد امیدوار و فرمانروا شده است، و دست تو در بخشش و سخاوت به چنان جایگاهی رسیده که قهرمانی از خود به نمایش میگذارد.
از دولتست خاطر جاه ترا نگین
وز نصرتست مرکب عزم ترا عنان
هوش مصنوعی: از برکت و نعمت دنیا، دل تو همچون نگینی درخشان است و به دلیل پیروزیها و موفقیتها، ارادهات مانند اسبی است که با قدرت و نرمی پیش میرود.
جوید هم ملک ز علوم تو فایده
گوید همی فلک ز رسوم تو داستان
هوش مصنوعی: آسمان و زمین به دنبال بهرهمندی از دانشهای تو هستند و روایتهای تو را به زبان میآورند.
آنجا که حشمت تو ، ز دولت بود اثر
و آنجا که همت تو ، ز رحمت بود نشان
هوش مصنوعی: جایی که بزرگی و عظمت تو به برکت و قدرت مالی باشد، و جایی که اراده و تلاش تو نشانهای از رحمت و لطف الهی باشد.
ایام را سعادت تو بوده بدرقه
و اسلام را سیاست تو گشته پاسبان
هوش مصنوعی: روزگار خوشیها با تو بوده و تو محافظی برای اسلام به شمار میروی.
رأی تو بر دقایق آفاق مطلع
کلک تو از سرایر افلاک ترجمان
هوش مصنوعی: نظر تو بر جزئیات جهان حاکم است و نوشتههای تو از رازهای آسمانها بیانگر است.
بر تو دیدهٔ کرم و جود را بصر
طبع تو پیکر هنر و فضل را روان
هوش مصنوعی: چشم تو برای دیدن نیکی و سخاوت آماده است و طبیعت تو، شکل و جلال هنر و فضیلت را به نمایش میگذارد.
چشم طمع چو جود تو نادیده مایده
گوش امل چو لطف تو نشنیده میزبان
هوش مصنوعی: چشم طمع، وقتی که د generosity تو را نبیند، بیفایده است و گوش امید، وقتی که لطف تو را نشنیده بماند، بیمعناست.
از سعی تو منافع دولت شده پدید
وز کلک تو مصالح ملت شده عیان
هوش مصنوعی: از تلاشها و کوششهای تو، منافع کشور روشن شده و با نوشتهها و افکار تو، مصالح مردم مشخص و آشکار گشته است.
خیل مراد کرده دلت را متابعت
حفظ خدای گشته تنت را نگاهبان
هوش مصنوعی: فكر و آرزوهای قلبت را تحت کنترل داشته باش و برای سلامت بدنت همیشه به خدا تکیه کن.
هر چان بگفته اند در اخبار انبیا
گشتست خلق را ز کرامات تو عیان
هوش مصنوعی: در اخبار انبیا آمده است که مردم کرامتهای تو را به وضوح دیدهاند.
ای گشته با زمانه مساعی تو قرین
وی کرده با ستاره معالی تو قران
هوش مصنوعی: ای که تلاشها و کوششهای تو با زمانه پیوسته است، و به واسطه ستارههای درخشان تو، مقام و منزلت تو همواره به اوج میرسد.
از آل و دودمان نبی و وصی تویی
وندر جهان تراست چنین آل و دودمان ؟
هوش مصنوعی: تو از نسل پیامبر و وصی او هستی و در کل جهان، آیا خانواده و نسل تو مانند این خانواده و نسل است؟
منت خدای را که درین خطه کس ندید
ما را ، مگر بمجلس عالیت مدح خوان
هوش مصنوعی: شکرگزار خداوند هستم که در این سرزمین هیچ کس ما را ندید جز اینکه در مجالس بزرگ مدح و ستایش ما را خواندند.
جز مهر تو نگشت مرا هیچ در دماغ
جز مدح تو نرفت مرا هیچ بر زبان
هوش مصنوعی: جز عشق تو هیچ چیز دیگر در ذهنم نمیآید و به جز ستایش تو، هیچ کلمهای بر زبانم نمیگردد.
صد را، بفر تو ، که نهشتم بعمر خود
عرض کریم را بهوی در کف هوان
هوش مصنوعی: بفرست صد را، زیرا من در طول زندگیام همواره تلاش کردهام که در تقدیر خود، احسان و kindness را در دستان خویش نگهدارم.
ز آنها نیم که بر در هرکس کنم قرار
همچون سگان ز بهر یکی پاره استخوان
هوش مصنوعی: من از آن دسته نیستم که به خاطر هر کسی مانند سگها در برابر در منتظر بمانم، فقط به خاطر یک تکه استخوان.
از بهر خرقه ای نکشم طعنه های این
وز بهر لقمه ای نخورم عقبه های آن
هوش مصنوعی: برای بدست آوردن یک لباس ساده، نمیخواهم به طعنههای این و آن توجه کنم و برای یک لقمه نان هم، نمیخواهم به سختیهای آن دقت کنم.
گر مال نیست ، هست مرا فضل بی شمار
ور سیم نیست ، هست مرا علم بیکران
هوش مصنوعی: اگر مال و ثروت ندارم، اما فضل و کرامت زیادی دارم. و اگر نقره و جواهر در دسترس نیست، دانش و علم بیپایانی دارم.
یک فضل به مرا که بسی در شاهوار
یک علم به مرا که بسی گنج شایگان
هوش مصنوعی: به من یک نعمت عطا کن، زیرا که سالها در تلاش و سختی بودهام، و به من یک دانش و علم بده که مانند گنجی با ارزش و نایاب باشد.
نگذاردم هنر که من از روزگار خویش
رازی شوم به جامه و قانع شوم بنان
هوش مصنوعی: نمیگذارم که هنرم دچار فریب روزگار شود و به ظواهر زندگی راضی شوم و خود را با اندک چیزهایی که دارم قانع کنم.
آخر همان زمانه بکوبد در عنا
بر کام دل مرا کند اقبال کامران
هوش مصنوعی: در نهایت، همان زمانه، اوضاع خوبی را برای من رقم خواهد زد و به من فرصتی خواهد داد که به آرزوهایم برسم.
آرام بفضل موکب حشمت بزیر چنگ
و آرام بعلم مرکب دولت بزیر ران
هوش مصنوعی: با آرامش و دلخوشی در زیر سایهی قدرت و ثروت قرار گیر و با خونسردی و اطمینان بر مرکب دولت سوار شو.
من کرده خویشتن سره از فضل و آن گهی
در کنج خانه مانده چو بر خایه ماکیان
هوش مصنوعی: من خود را از علم و فضیلت پر کردهام، اما گاهی پایین و در گوشهای نشستهام مانند مرغهای خانگی که در لانه خود میمانند.
لؤلؤ چه قدر داردد اندر صمیم بحر ؟
گوهر چه قیمت آرد اندر میان کان ؟
هوش مصنوعی: در عمق دریا چه مقدار مروارید وجود دارد؟ و ارزش یک گوهر در میان معادن چیست؟
کاری کنم که ماندم از مکرمات اثر
جایی روم که باشدم از حادثات امان
هوش مصنوعی: من کاری میکنم که از خوبهای من نشانهای باقی بماند، و به جایی میروم که از حوادث و مشکلات در امان باشم.
خواهم شدن چو تیر ازین جا سوی عراق
با قامتی ز بار عطای تو چون کمان
هوش مصنوعی: میخواهم مانند تیر از اینجا به سمت عراق پرتاب شوم، با قامتی که از برکات و بخشش تو به قوت کمان است.
بگشاده چون دوات باوصاف تو دهن
بر بسته چون قلم بثناهای تو میان
هوش مصنوعی: چون دوات برای نوشتن، به زیباییهای تو میافتد، دهان به تحسین تو بسته میشود مانند قلمی که مشغول نیاست.
مسکین ضعیفه والدهٔ گنده پیر من
برخود همی بپیچد ازین غم چو خیزران
هوش مصنوعی: مادر ضعيف و ناتوان من به خاطر این غم، همچون یک خیزران به خود میپیچد و به افسردگی فرو میرود.
داود سری گران ز دل و خاطری سبک
دارد دلی سبک ز غم وانده گران
هوش مصنوعی: داود دل سنگینی دارد ولی از نظر روحی و احساسات حالتی سبک و آزاد دارد. در واقع، دلی که از غم و اندوه سبک شده، دیگر سنگینی و فشار غم را تحمل نمیکند.
جانش رسیده در کف تیمار من بلب
کارش رسیده از غم دیدار من بجان
هوش مصنوعی: روح او در دستان من است و حالش به خاطر غم دیدن من بسیار خراب شده است.
چون تار ریسمان تن او شد نزار و من
بسته کجا شوم بیکی تار ریسمان؟
هوش مصنوعی: وقتی که جسم او مانند تاروپود ضعیف و ناتوان شده، من که به او وابستهام، چگونه میتوانم به تنهایی از این وضعیت رها شوم؟
پوشیده رفت خواهم ازو ، کز گریستن
بر بندد اشک دیدهٔ او راه کاروان
هوش مصنوعی: من به آرامی از او دور میشوم، زیرا اشکهایش راه عبور را بر من میبندد و باعث میشود نتوانم از غم و اندوهش عبور کنم.
یا رب چگونه صبر کند در فراق من ؟
آن طبع ناشکیبش و آن شخص ناتوان
هوش مصنوعی: ای خدای من، چگونه میتواند در جدایی من صبر کند؟ آن روح حساس و آن فرد ناتوان!
هستش دلی شکافته چون نار و از عنا
رویی چو مغز نار و سرکشی چو ناردان
هوش مصنوعی: دلی دارند که مانند میوه انار شکافته شده است و درونش پر از زیبایی و لطافت مانند مغز انار است، اما رفتار و خودسریاش مانند دانههای انار است.
از زخمهای پنجه و از بادهای سرد
بر چون بنفشه دارد و چهره چو زعفران
هوش مصنوعی: به خاطر زخمهای ناشی از پنجهها و وزش بادهای سرد، چهرهاش همچون گل بنفشه آسیبدیده است و رنگ صورتش مانند رنگ زعفران است.
شبهای تیره زار بسی گفت خواهد او :
یا رب ، تو آن غریب مرا باز من رسان
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک و اندوهبار، دلباختهای آرزو میکند: ای رب، تو که مهربانی، مرا به آن عزیز غریبم برسان.
حالی شگفت دیده ام امروز من ازو
والله! که نیست هیچ خلاف اندرین میان
هوش مصنوعی: امروز وضعیت عجیبی از او دیدهام، و راست میگویم که هیچ گونه تناقضی در این موضوع وجود ندارد.
شد ناگهان ز عزم من آگاه وز جزع
خوناب شد دو گوهر تابانش ناگهان
هوش مصنوعی: ناگهان عزم من به آگاهی رسید و در نتیجه، از بیتابی من، دو گوهر درخشانش به خون نشست.
فرزند دیده ای تو ازین گونه بی وفا ؟
مادر شنیده ای تو بدین شکل مهربان؟
هوش مصنوعی: آیا تو فرزندی را دیدهای که اینقدر بیوفا باشد؟ و آیا تو مادری را شنیدهای که اینقدر مهربان باشد؟
گر حق این ضعیفهٔ بیچاره نیستی
در دل مرا کجا بودی یاد خانمان؟
هوش مصنوعی: اگر تو حقّ این زن ضعیف و بیچاره نیستی، پس چگونه در دل من یادی از خانمان خود نداری؟
در مجلس ملوک مرا باشدی مقر
در محفل صدور مرا باشدی مکان
هوش مصنوعی: در محافل پادشاهان، من جایگاه و مقام ویژهای دارم و در جمع چهرههای برجسته، نیز برای خودم جا و منزلتی کسب کردهام.
غبنا و حسرتا ! که رساند بمن همی
یک سود را زمانه بخروارها زیان؟
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم از این وضعیتی که دارم خلاص شوم! چرا که زمانه به من سودی نمیرساند و به جای آن، فقط زیانهای زیادی به همراه دارد.
ای گشته شرع را بهمه تقویت ضمین
وی کرده خلق را بهمه مکرمت ضمان
هوش مصنوعی: ای کسی که با ایمان و تقوا، قوانین دین را تقویت میکنی و برای مردم عزت و احترام به ارمغان میآوری.
تیمار این ضعیفه ، چو رفتم ، نکوبدار
مقدار آن عفیفه ، که گفتم ، نکو بدان
هوش مصنوعی: به محض اینکه من رفتم، از روی حرف من به معصومیت و زیبایی این زن آسیب نرسانید، چون او الگویی از فضیلت و نیکی است که من دربارهاش صحبت کردم.
تا شرح داده ای تو گویم بهر زمین
تا مدح کرده های تو خوانم بهر زبان
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو درباره زمین سخن میگویی، من هم خواهم گفت. و وقتی تو در وصف دیگران صحبت میکنی، من هم با زبانم به تحسین تو میپردازم.
جز من که گفت داند مدح ترا سزا ؟
جز من که کرد داند وصف ترا میان ؟
هوش مصنوعی: غیر از من که میتواند شعر و ستایش تو را به خوبی بگوید؟ غیر از من که میتواند تو را توصیف کند و به تو بپردازد؟
آنم که در دقایق تازی و پارسی
دوران چراغ پیر نیارد چو من جوان
هوش مصنوعی: من کسی هستم که در لحظات زیبا و حساس، مانند زبانهای عربی و فارسی، درخشان و پرنور هستم و هیچکس نمیتواند مانند من در جوانی چنین شکوهی داشته باشد.
آن پیشوای معرکهٔ دانشم ، که من
هرگز سپر نیفگنم از تیر امتحان
هوش مصنوعی: او کسی است که در عرصهٔ علم و دانش، برتر از همه مینماید و من هرگز از چالشهای آزمونهای زندگی فرار نمیکنم یا از آنها نمیهراسم.
از صوت من خجل شود الحان عندلیب
وز طبع من حسد برد اطراف بوستان
هوش مصنوعی: صدای من باعث شرمنده شدن نغمههای بلبل میشود و طبع من باعث حسادت گلها و گیاهان در اطراف باغ میگردد.
حسان کجاست ؟ تا که در آموزش بنظم
در دو زبان مدایح اوصاف خاندان
هوش مصنوعی: حسان کجا است؟ تا اینکه در یادگیری شعر و نثر به دو زبان درباره ویژگیهای خاندان صحبت کنیم.
تا باغ هست چون رخ دلبر بنوبهار
تا باد هست چون دم عاشق بمهرگان
هوش مصنوعی: تا زمانی که باغ وجود دارد، زیبایی دلبر در بهار خواهد بود و تا زمانی که باد میوزد، عشق و شوق نیز در مهرگان ادامه خواهد داشت.
اندر کمال باد وجود تو پایدار
وندر جلال باد بقای تو جاودان
هوش مصنوعی: وجود تو همیشه با کمال و پایداری همراه است و بقای تو در زیبایی و جلال، همیشگی و جاودان خواهد بود.
بادا مخالف تو در ادبار مستمند
بادا موافق تو در اقبال شادمان
هوش مصنوعی: من امیدوارم که در روزهای سخت و بدی، اتفاقات منفی و دشوار بر تو بوزد؛ و در زمانهای خوب و پرخیر، خوشبختی و شادمانی در کنار تو باشد.
ای زر فشانده بر سر مردی بکمرمت
کردم بشکر بر سرت امروز زر فشان
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر نیکیها و بزرگواریهای تو به دیگران طلا و زر میپاشم، امروز به نشانهی قدردانی و ارادت، بر سرت طلای بیشتری میپاشم.
اندر جهان بماند جاوید این ثنا
تا این ثنا بماند اندر جهان بمان
هوش مصنوعی: این ستایش تا زمانی که در جهان باقی است، جاودانه خواهد ماند.