برگردان به زبان ساده
تویی که دل به تو کردند عاشقان تسلیم
سلیم باشد ، اگر جان بتو دهند ، سلیم
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که عاشقان به عشق تو دل باختهاند. اگر جانشان را هم برای تو بدهند، این کار بر آنها سلیم و پاک قلبانه خواهد بود.
یکی منم، که اگر صد هزار جان بودم
به جان تو که کنم جمله را به تو تسلیم
هوش مصنوعی: من یک نفر هستم که اگر صد هزار جان هم داشتم، همه را برای تو تقدیم میکردم و به جان تو تسلیم میشدم.
ز طلعت تو به خورشید دادهاند فروغ
ز طرهٔ تو به فردوس بردهاند نسیم
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات، نورش را به خورشید بخشیدهاند و از جلوه موهایت، نسیمی به بهشت منتقل شده است.
تراست حشمت جم در میان جمال
که زلف تست چو جیم و دهان تست چو میم
هوش مصنوعی: حشمت و زیبایی جم در وجود توست، زیرا زلفهای تو مانند حرف جیم و لبهایت مانند حرف میم هستند.
بر چراغ رخت تیره زهره و پروین
بر شراب لبت تیره کوثر و تسنیم
هوش مصنوعی: بر روی صورت تو نور ستارهها و سروش آسمانیها میدرخشد و بر لبهای تو طعم بهترین نوشیدنیها و نهرهای بهشتی، احساس میشود.
شدهست در غم رخسارهٔ چو کوکب تو
ز خون دل رخ من پر ز جدول تقویم
هوش مصنوعی: در غم زیبایی تو، چهرهام مانند جدولی پر از نشانههای درد و غم شده است.
یتیم گشت دل من ز صبر، تا دیدم
در آن دو لعل توسی و دو دانه دُر یتیم
هوش مصنوعی: دل من از صبر خالی و بییار شده است، زیرا وقتی به آن دو دندان زیبا و سفید تو نگاه کردم، احساس یتیمی و تنهایی بیشتری کردم.
چو زر و سیم شدهستم به روی و موی و رواست
مگر فریفته گردی یکی به زر و سیم
هوش مصنوعی: هنگامی که قدرت و ثروت بر انسان حاکم میشود، زیبایی و نیکی ظاهری میتواند فریبنده باشد، و تنها در این صورت است که ممکن است کسی تحت تاثیر آن قرار گیرد.
ز ماه و ماهی بگذشت آه من، پی آنک
به رخ چو ماه تمامی، به بر چو ماهی شیم
هوش مصنوعی: با عبور از زیباییهای ماه و ماهی، حسرت من ادامه دارد، چرا که اگر مانند ماه کامل شویم، باید همچون ماهی نیز در حرکت باشیم.
قدیم عهدم در دوستی، وفای ترا
تبه مکن به جفا عهد دوستان قدیم
هوش مصنوعی: دوستی قدیمیام را فراموش نکن و به خاطر وفای تو، پیمانمان را خراب نکن. ملتفت باش که به عهد دوستان قدیمی خیانت نکن.
ندیم شاهم، این کی روا بود که مرا
کند جفای تو با رنج روزگار ندیم
هوش مصنوعی: ای دوستی که در کنارم هستی، آیا درست است که با وجود درد و رنجی که در زندگی میکشم، تو نیز به من ظلم و بیتوجهی کنی؟
ابوالمظفر، اتسز، خدایگان عجم
که در گذشت ز فضل و کرم ز معن و تمیم
هوش مصنوعی: ابوالمظفر، اتسز، حاکم ایرانی که با بزرگی و سخاوت خود شهرت داشت و از نظر علمی و فرهنگی هم شناخته شده بود، حالا درگذشته است و یاد و نام نیکش باقی مانده است.
به یک دقیقهٔ اقسام علم او نرسد
هزار صاحب قانون و واضح تفهیم
هوش مصنوعی: در یک لحظه از دانشی که او دارد، به اندازه هزاران نفر که صاحب نظریه و فهم واضح هستند، نمیتوانند به آن برسند.
چنو حلیم نیاورد آسمان عجول
چنو کریم نپرورد روزگار لئیم
هوش مصنوعی: اگر آسمان شتابزده باشد، نمیتواند حلیم خوبی به ارمغان بیاورد، و اگر زمانه بخیل و بدسرشت باشد، نمیتواند انسانهای با کرامت را بارور کند.
شده سعادت او دست فتح یاره
شده جلالت او فرق ملک را دهیم
هوش مصنوعی: سعادت او باعث پیروزیاش شده و بزرگواریاش چنان است که میتوانیم تاج پادشاهی را به او اعطا کنیم.
ز عفو اوست نکوخواه را ثواب جزیل
ز خشم اوست بداندیش را عذاب علیم
هوش مصنوعی: پاداش نیکوکاران از بخشش اوست و عذاب سخت بر بداندیشان از خشم او ناشی میشود.
فلک به دامن اشباه او شدهست بخیل
جهان ز زادن امثال او شدهست عقیم
هوش مصنوعی: آسمان به موجودات مشابه او بیاعتناست و دنیا به خاطر تولد افرادی مانند او، ناکام و ناتوان شده است.
سعادت ازلی با ولی اوست مدام
شقاوت ابدی با عدوی اوست مقیم
هوش مصنوعی: سعادت همیشگی در کنار ولی خداست، و بدبختی همیشگی در همراهی با دشمن اوست.
ستاره حاسد او را همی کند تحقیر
زمانه ناصح او را همی کند تعظیم
هوش مصنوعی: ستاره حسود به او توهین میکند، اما زمانه به او احترام میگذارد.
خدایگانا، آنی که آفرید مگر
ز بهر رحمت عالم ترا خدای رحیم
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، آیا کسی که آفرینش کرده، جز برای رحمت به جهان، تو را به عنوان خدای رحیم نمیبیند؟
به فایده شده جود تو چون دعای مسیح
به معجزه شده رمح تو چون عصای کلیم
هوش مصنوعی: بخشش و مهربانی تو به اندازه دعای مسیح ارزشمند و مؤثر است و نیروی تو چنان قوی است که مانند عصای حضرت موسی معجزهآسا عمل میکند.
بلند قدری و رکن هدایت از تو بلند
عدیم مثلی و نام ضلالت از تو عدیم
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، اگر تو راهنمایی کنی، بلند مرتبه میشوی و اگر از تو فاصله بگیریم، به گمراهی میرسیم.
درخت جود ترا صد هزار گونه ثمر
جهان لطف ترا صد هزار نوع نعیم
هوش مصنوعی: درخت جود تو میوههای فراوان و مختلفی دارد و دنیا به خاطر لطف تو، نعمتهای گوناگونی را به ارمغان آورده است.
تراست قدر بلند و تراست جاه رفیع
تراست اصل منیع و تراست فصل عمیم
هوش مصنوعی: تو سزاوار احترام و مقام عالی هستی، تو از نژادی با شکوه و با اصالت برخورداری و تو ویژگیهای برجستهای داری.
نه مهر با تو بلند و نه چرخ با تو بزرگ
نه بحر با تو جواد و نه ابر با تو کریم
هوش مصنوعی: نه مهر و ماه در مقام بلندی با تو برابرند، نه افلاک و ستارهها از تو بزرگترند، نه دریاها به بخشندگی تو میرسند و نه ابرها به نیکویی تو.
به نور رأی تو افروخته است هفت اختر
به فیض عدل تو آراسته است هفت اقلیم
هوش مصنوعی: هفت ستاره به نور اندیشه تو روشن شده و هفت اقلیم به برکت عدالت تو سامان یافتهاند.
کمینه فضل تو پیرایهٔ هزار فصیح
کِهینه علم تو سرمایهٔ هزار حکیم
هوش مصنوعی: فضیلت و دانش تو به قدری زیاد است که مانند زینتی برای هزار سخنور فصیح و سرمایهای برای هزار حکیم به شمار میآید.
عزیز جانبی و ضد تو همیشه ذلیل
حمیده عادتی و خصم تو همیشه ذمیم
هوش مصنوعی: دوست گرامی، تو همیشه در جبههای بلندمرتبه و با عزت قرار داری و در مقابل تو، کسانی که مخالف تو هستند همواره بیمقام و ذلیل هستند. تو به خوبی عادت کردهای و رقیبانت همیشه در وضعیت ناهنجار و زشت قرار دارند.
ز دولت تو در ایام نعمتیست بزرگ
ز خنجر تو بر اسلام منتیست عظیم
هوش مصنوعی: بواسطه نعمتهای تو، روزگار بسیار خوبی داریم و به خاطر آسیبهایی که تو به اسلام زدهای، دین ما بدهکار بزرگی است.
نه با غذای بنان تو جود گشته ضعیف
نه با علاج بیان تو فضل مانده سقیم
هوش مصنوعی: نه لطف و بخشش تو میتواند ضعف را درمان کند و نه کلام خوب تو میتواند به کسی که در مشکل است کمک کند.
به پیش تو چو حدیث سخا و حلم رود
نه حاتمست سخی و نه احنفست حلیم
هوش مصنوعی: وقتی در حضور تو از سخاوت و بزرگواری صحبت میشود، دیگر نه حاتم، آن بخشنده معروف، و نه احنف، که به صبر و حلم شهرت دارد، به حساب میآید.
اگرچه هست مؤخر وجود تو به زمان
تراست بر همه اسلام در شرف تقدیم
هوش مصنوعی: هرچند وجود تو بعد از زمان پیدایش یافته، اما تو بر همه مسلمانان پیشی داری و در آستانه بزرگداشت و احترام هستی.
به مدح جز تو هر آن کو سیاه کرد قلم
بود به نزد همه علاقلان سیاه گلیم
هوش مصنوعی: هر کسی که به جز تو را ستایش کند، قلمش سیاه و ناپاک است. مدح تو مانند رنگ سیاه بر فرش تمام عاقلان است.
کسی که گشت چو پرگار گرد کینهٔ تو
ز زخم تیغ تو پرگارورا شد به دو نیم
هوش مصنوعی: کسی که مانند یک پرگار دوران کینهات را میگذراند، حالا خودش به خاطر زخمهایی که از تو خورده، به دو نیم تقسیم شده است.
نسیم لطف تو گر در مسام خاک شود
کند حیات ابد تحفهٔ عظام رمیم
هوش مصنوعی: اگر نسیم محبت تو بر خاک بوزد، حیات جاودان به عنوان هدیهای برای جسمهای پوسیده به ارمغان خواهد آورد.
در آن زمان که شود در مصافگاه یلان
ز خون کشته ادیم زمین به رنگ ادیم
هوش مصنوعی: زمانی که قهرمانان در میدان نبرد به مقابله میپردازند، زمین به رنگ خون کشتهها درمیآید.
بهار عمر دلیران شود به شبه خزان
بهشت عیش سواران شود بسان جحیم
هوش مصنوعی: زمانی که بهار زندگی دلیران به پایان میرسد، مانند فصل خزانی است که در آن نعمتها و لذتها کمرنگ میشود و زندگی خوشگذرانان به وضعیتی تلخ و دشوار تبدیل میشود.
بَدَل شود دل مردان مرد را از حول
عنا به راحت وشادی و غم، امید به بیم
هوش مصنوعی: دل مردان از شدت اضطراب و نگرانی به راحتی و شادی و امید تغییر میکند.
در آن زمان ز تن سرکشان ربودند جان
حسام تو ملک الموت را کند تعلیم
هوش مصنوعی: در آن زمان، جان سرکشان را گرفتند و حسام (دست نظامی) به ملک الموت (فرشته مرگ) آموخت.
گر آب و آتش گردد جهان، نداری باک
ز آب و آتش چون موسی و چو ابراهیم
هوش مصنوعی: اگر جهان به آب و آتش تبدیل شود، تو نگران نیستی، زیرا مانند موسی و ابراهیم هستی.
همیشه تا که همی جزو و کل عالم را
بدو محیط بود علم کردگار علیم
هوش مصنوعی: همیشه علم خداوندی که دانا است، به تمامی اجزا و کل جهان احاطه دارد.
مباد پشت هدی جز به حشمت تو قوی
مباد دین نبی جز به دولت تو قویم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت و قوت محبت و حمایت الهی اشاره میکند و تأکید میکند که هیچ چیز جز قدرت و عظمت خداوند نمیتواند ما را قوی و پایدار نگه دارد. همچنین، او بر این باور است که دین پیامبر نیز تنها با عنایت و برکت خداوند است که قوت و استحکام واقعی پیدا میکند.
سپاه شرک ز بیم تو منهزم بادا
بدان صفت که ز بیم شهاب دیو رجیم
هوش مصنوعی: سپاه کافران باید از ترس تو فرار کند، به همین خاطر که مانند خوفی که از درخشش شهاب سنگی وحشتزده میشود، از تو میلرزد.
حریم تست خجسته بر اهل فضل و تمیز
گسسته باد حوادث ازین خجسته حریم
هوش مصنوعی: محل و مکانی که برای اهل علم و دانش محترم و مقدس است، باید از حوادث و مشکلات دور بماند.