برگردان به زبان ساده
بدیع شعر تو ، ای صابر بن اسمعیل
مرا بسوی امانی وامن گشت دلیل
هوش مصنوعی: زیبایی شعر تو، ای صابر بن اسمعیل، مرا به سوی آرامش و امنیت هدایت کرده است.
بساحت تن و در جان من بهم کردند
قصیدهٔ تو نزول و سپاه رنج رحیل
هوش مصنوعی: در جسم و روح من، درد و رنج تو سبب شدهاند که دلم از قصیدهات پر شود و سرشار از اندوه گردد.
قصیده ای همه الفاظ او نشاط حزین
قصیده ای همه ابیات او شفای علیل
هوش مصنوعی: شعری که تمام واژههایش حس شادی را در دل دارد، شعری که هر بیت آن برای بیمارانی که رنج میکشند، تسکین و درمانی به شمار میآید.
جلیل مرتبه ، لیکن دقیق در معنی
کثیر فایده ، لیکن ز روی لفظ قلیل
هوش مصنوعی: بزرگ و با ارزش است، اما در معنا بسیار دقیق است. فایدههای آن زیاد است، اما از نظر واژهها محدود به نظر میرسد.
چو سلسبیل بود لفظ تو لطیف ، مگر
که سلسبیل سخن بر تو کردن سبیل ؟
هوش مصنوعی: اگر سخن تو شیرین و دلنشین باشد، مانند نهر زلالی است که چقدر زیباست؛ اما آیا میتوان مجدداً از این نهر در مورد خودت سخن گفت؟
همی ریاحین خیزد ترا ز آتش طبع
مگر تو داری میراث معجزات خلیل ؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آیا از آتش درون تو، زینتها و زیباییها به وجود میآید؟ مگر تو از اعجاز و تواناییهای خلیلالله (ابراهیم) بهرهمند هستی؟
جهان ز شعر تو پوشد ملابس زینت
فلک ز نطم تو سازد جواهر اکلیل
هوش مصنوعی: جهان به خاطر شعر تو زینت میگیرد و آسمان به واسطه نظم تو جواهراتی زیبا خلق میکند.
متانتیست ترا در هنر ، رفیع و منیع
ولایتیست ترا در سخن ، عریض و طویل
هوش مصنوعی: تو در هنر، مقام بلند و ارجمندی داری و در سخن، سخنانی گسترده و فراخ داری.
بعلم بر همه عالم بود ترا ترجیح
بفضل بر همه گیتی ترا تفضیل
هوش مصنوعی: با دانش، تو بر همه دانشمندان برتری داری و به خاطر فضیلت، بر تمامی جهان برتری یافتهای.
ایا بلند ضمیری ، که در فنون هنر
شدست طبع تو آگاه از دقیق و جلیل
هوش مصنوعی: ای کسی که از هنرهای مختلف آگاهی داری و در آنها مهارت پیدا کردهای، آیا تو فهم عمیق و والایی در این زمینهها داری؟
بزادن چو تو فحل و بدادن چو توشهم
زمانه گشت عقیم و ستاره گشت بخیل
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف فردی میپردازد که به اندازهای برجسته و باوقار است که تولد او سبب تحول در زمانه شده و ستارهای با ویژگیهای نیکو و پرثمر از آسمان درخشیده است. اما به نوعی، زمانه از نسل او محروم شده و دیگر نمیتواند چیزی به جامعه ارائه دهد. در واقع، اشاره به نایابی و کمبود ویژگیهای برجسته در میان مردم دارد.
تراست هرچه معالیست ، اندک و بسیار
تراست هر چه معانیست ، جمله و تفضیل
هوش مصنوعی: هر چیزی که از امور عالی و شایسته است، چه کم باشد و چه زیاد، متعلق به تو است. هر چیزی که از معانی و مفاهیم وجود دارد، خواه به طور کلی باشد یا به شکل خاص، باز هم برای توست.
تویی امیر امور ولایت دانش
در آن ولایت جز تو همه غریب و دخیل
هوش مصنوعی: تو رئیس و سرآمد امور علم و دانش هستی و در این عرصه جز تو، دیگران همگی بیگانه و وابسته به تو هستند.
سواد خط تو کحلیست بر بیاض صحف
کزوست چشم عروسان نظم و نثر کحیل
هوش مصنوعی: خط تو مانند جوهر سیاه است بر روی صفحات سفیدی که چشم عروسان شعر و نثر به آن دوخته شده است.
چگونه ای تو در اندوه حبس آن صدری
که در معالی و عقلست چون علی و عقیل ؟
هوش مصنوعی: چطور میتوانی در اندوه زندگی کنی، در حالی که آن روح بلند که چون علی و عقیل فرزانه و باعظمت است، در درونت حبس شده است؟
چه عهد بود که در مجلس مقدس تو
بشعر جزیل همی یافتی عطای جزیل ؟
هوش مصنوعی: چه میثاقی بود که در محفل با شکوه تو، با شعر فاخر و ارزشمند، عطایا و نعمتهای بزرگ دریافت میکردی؟
گهت رسیدی از جود دست او انعام
گهت رسیدی از سعی جاه او تبجیل
هوش مصنوعی: هر گاه که به لطف و بخشش او برسی، از زحمات و تلاش او به مقام و احترام میرسی.
چگونه باشد در حبس ، آنکه بود او را
سرای پردهٔ حشمت کشید میل بمیل ؟
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است کسی که در دنیای عظمت و شکوه قرار داشته، در حبس و زندان بماند؟
چگونه صبر کند از مکارم و افضال
کسی که بود با رزاق اهل فضل کفیل؟
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است کسی که خود را تحت حمایت پروردگار با فضل و کرامت میبیند، در برابر کارهای نیک و خوبیها صبر کند؟
اگر ز حبس بحبسش همی برند بقهر
چه شد ؟ نه برج ببر جست شمس را تحویل ؟
هوش مصنوعی: اگر او را به زور از زندان بیرون ببرند، چه فایده دارد؟ آیا این که خورشید را از برج خود پایین بیاورند، ارزش دارد؟
همی تواند در حبس دیدنش گردون ؟
کشیده بادا در دیدهای گردون میل ؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است در آسمان، دیدن او در حبس باشد؟ آیا بادی که از نظرها میگذرد، تمایل به دیدن او دارد؟
رسیده شعر تو ، ای بی دلیل در هر باب
بلهو کرد همه انده مرا تبدیل
هوش مصنوعی: شعر تو به گونهای آمده که بیدلیل در هر موضوعی، تمام غمهایم را به شادی تبدیل کرده است.
بجان خستهٔ من کرد نامهٔ تو ز لطف
چنانکه جامهٔ یوسف بچشم اسراییل
هوش مصنوعی: نامهٔ تو به جان خستهام چنان تأثیر گذاشت که مانند جامهٔ یوسف در چشمان یعقوب بود.
بدیع نیست چنان عهد و صدق و لطف و وفا
از آن خصال حمید و از آن جمال جمیل
هوش مصنوعی: این ویژگیها مانند عهد، صداقت، مهربانی و وفا، از صفات خوب و زیبای او انتزاع شده است و هیچ چیز جدیدی نیست.
تبارک الله ! هرگز بود بر غم فلک
مرا بصحن جوار تو در مبیت و مقیل ؟
هوش مصنوعی: خداوند را شگفتا! آیا هیچ غمی بر دل من رنجیده است که در جوار تو، در شب و روز، خود را به آرامش نرساندهام؟
رسیده از کنف جاه تو بحصن حصین
رسیده از لطف لطف تو بظل ظلیل
هوش مصنوعی: از مقام و منزلت تو به مکانی امن و محکم رسیدهام و از مهربانی و الطاف تو در سایهای آرام و مطمئن قرار گرفتهام.
ثنای تست عدیل زبان من پیوست
اگر چه نیست مرا در زمانه هیچ عدیل
هوش مصنوعی: مدح تو بر زبانم جاری است، حتی اگر در این زمان کسی به اندازه تو نباشد.
از آن نویسم کمتر ، که خدمتی دانم
نگاه داشتن مجلس تو از تثقیل
هوش مصنوعی: من کمتر مینویسم چون میدانم که مهم است مجلس تو را از سنگینی و فشار دور نگه دارم.
همیشه تا که بود در بسیطهٔ گیتی
یکی ز بخت عزیز و یکی ز چرخ ذلیل
هوش مصنوعی: در تمام طول تاریخ، همیشه در دنیای گسترده، افرادی با سرنوشتهای مختلف وجود داشتهاند؛ برخی از آنها به خاطر بخت خوبشان مورد احترام و ارزشمندی قرار گرفتهاند و برخی دیگر به خاطر ناملایمات زندگی و سرنوشت بدشان، در موقعیتهای ضعفی به سر میبرند.
بتو مراسم ؟ آداب زنده باد و عدوت
بتیغ حادثهٔ روزگار باد قتیل
هوش مصنوعی: به تو گفتم که آداب زندگی را زنده نگهدار و دشمنیات را به مانند تیری در دل حوادث روزگار بکش.