برگردان به زبان ساده
ای ز نعل مرکبانت صحن عالم پر هلال
آفتابی در معالی ، آسمانی در جلال
هوش مصنوعی: تو به خاطر نشانههای زین اسبهایت، دنیای بیرون را پر از نور و درخشش کردهای، بهگونهای که آفتاب در معنویت و عظمت به اوج رسیده و آسمان در زیبایی و شکوهی خاص قرار دارد.
تیغ تو روز وغا آباد کرده گنج فتح
وسعت تو روز سخا تاراج کرده گنج مال
هوش مصنوعی: تیغ تو در روز نبرد، ثروت و به دست آوردن پیروزی را رونق بخشیده است، و generosity تو در روزهای بخشش، باعث تصاحب و تاراج ثروتها شده است.
نیست از مالیدن کفار تیغت را ستم
نیست از بخشیدن اموال دستت را ملال
هوش مصنوعی: مالیدن تیغ به کفار باعث ستم نمیشود و بخشیدن ثروتت هم موجب دلزدگی نخواهد بود.
پیشوایی گشت تیغت ، عون افلاکش تیغ
که خدایی گشت جودت، خلق آفاقش عیال
هوش مصنوعی: تیغ تو به عنوان پیشوا بر دیگران تأثیر گذاشته و کمککار آسمانها شده است، به طوری که بخشندگیات به خدایی نزدیک شده و موجودات عالم بهعنوان وابسته و نیازمند به تو در نظر گرفته میشوند.
از برای عدت جودت وجود سیم و زر
وز برای مدت عمرت دوام ماه و سال
هوش مصنوعی: برای تمام روزهای زندگیات، ثروت و سخاوتی داشته باشی و این ثروت تو برای سالها و ماههای عمرت پایدار بماند.
هست بر وفق تو اجرام فلک را اتفاق
هست از عدل تو احکام جهان را اعتدال
هوش مصنوعی: همه چیز در آسمان طبق خواست و اراده تو نظم دارد و همچنین قضا و قدر جهان به دلیل عدالت تو در تعادل است.
از ضمیر روشن تو اختران یابند نور
وز لقای فرخ تو خسروان گیرند فال
هوش مصنوعی: از دل روشن تو ستارگان نور پیدا میکنند و از دیدار خوشبختی تو پادشاهان نشانه میگیرند.
عیش بدگوی تو تیره همچو ایام فراق
عمر بدخواه تو کوته همچو ایام وصال
هوش مصنوعی: زندگی خوشحالی تو به تاریکی و سختی ایام جدایی شباهت دارد، و عمری که برای خوب نیستی تو صرف میشود، به کوتاهی ایام خوشی و وصال میماند.
از هراس تو نهان کردند ماران دست و پا
در پناه تو برآوردند موران پر و بال
هوش مصنوعی: از ترس تو، مارها دست و پای خود را پنهان کردند و مورچهها با اطمینان، بال و پر خود را بالا بردند.
دیدهٔ تقوی ز نور عدل تو دارد بصر
چهرهٔ معنی ز حسن لفظ تو گیرد جمال
هوش مصنوعی: چشم تقوا به نور عدالت تو بینا است و چهرهی معنا از زیبایی الفاظ تو زیبایی میگیرد.
شد بحار از جود تو بی لؤلؤ ، ای ابر سخا
شد جبال از بر تو بی گوهر ، ای شمس نوال
هوش مصنوعی: به خاطر generosity و سخاوت تو، فصل بهار رنگین و زنده شده بدون آنکه مرواریدی در آن باشد. ای خورشید بخشش، کوهها نیز به خاطر تو پربار شدهاند بدون آنکه جواهر خاصی در آنها باشد.
گر تو ابری چون شد از جود تو بی لؤلؤ بحار ؟
ور تو شمسی چون شد از بر تو بی گوهر جبال؟
هوش مصنوعی: اگر تو مثل ابر باشی، چگونه میتوان دریایی از بخششهای تو را بدون مروارید تصور کرد؟ و اگر تو مانند خورشید باشی، چگونه میشود کوهی را بدون جواهر از نور تو تصور کرد؟
نیست از اولاد آدم چون تو مرضی السیر
نیست از ابنای عالم چون تو محمود الخصال
هوش مصنوعی: هیچیک از فرزندان آدم مانند تو مورد پسند نیست و هیچکدام از افراد دنیا مانند تو صاحب صفات نیکو نمیباشند.
تو نهال دولتی در بوستان مملکت
اینت فرخ بوستان و اینت فرخنده نهال!
هوش مصنوعی: تو مثل یک نهال ارزشمند و موفق در باغچه کشور هستی؛ اینجا باغی سرسبز و خوشبخت وجود دارد که تو نماد آن شکوفایی و خوشبختی هستی!
دولت فرخندهٔ تو فارغست از انقلاب
حشمت پایندهٔ تو ایمنست از انتقال
هوش مصنوعی: خوشبختی تو از تغییرات و ناپایداریها بینیاز است و عظمت تو از هر گونه انتقال و تغییر مصون مانده است.
هر کمالی را بود خوف زوال اندر عقب
هست ملک را کمالی خالی از خوف زوال
هوش مصنوعی: هر ویژگی و کمالی معمولاً با ترس از زوال و از بین رفتن همراه است. اما ملک و حکومت، به طور خاص، از این قاعده مستثنی بوده و کمالی دارند که از ترس زوال پاک است.
تیغ تو در هر دماغی جای سازد چون هوس
خیل تو در هر مضیقی راه یابد چون خیال
هوش مصنوعی: تیغ تو در هر بینی جا میگیرد، همانطور که آرزوی تو در هر تنگنایی راه پیدا میکند مانند یک خیال.
رمح تو در عیبه های جوشن گردان شوب
سخت آسان ، همچو اندر فرجهٔ دندان خلال
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند درخشندگی جواهر است و زیباییات به حدی چشمگیر است که میتواند سختترین کارها را راحت کند، مانند اینکه در فضای تنگ دندان، خلالی به راحتی جا بگیرد.
شهریارا ، بابل و خوارزم جای سحر شد
سحر این عین رشاد و سحر آن عین ضلال
هوش مصنوعی: شاعر به دو مکان بابل و خوارزم اشاره میکند که در زمانهای گذشته جاذبههای سحری داشتند، اما الان فریبکاری و نادرستی در آنها بیشتر نمایان شده است. به عبارتی، جادو و سحر به سجایای نیکو و فریبهای بد تبدیل شده است.
هست بر بابل تفاخرها بسی خوارزم را
کان فاخرها نباشد نزد دانایان محال
هوش مصنوعی: در بابل، افراد زیادی به خود میبالند و تفاخر میکنند، اما در برابر خوارزم، این افتخار فاقد ارزش است؛ زیرا در نظر آگاهان، افتخار بیاساس است.
خطهٔ بابل اگر گشتست پر سحر حرام
شد ز شعرم خطهٔ خوارزم پر سحر حلال
هوش مصنوعی: اگر سرزمین بابل پر از جادو و سحر است، شعر من در آنجا مجاز نیست، اما اگر سرزمین خوارزم پر از سحر باشد، شعر من در آنجا مشکلی ندارد.
نیست دریا معدن آب زلال و شد کنون
طبع من دریا ، و لیکن معدن آب زلال
هوش مصنوعی: دریا منبع آب زلال نیست، اما اکنون طبع من شبیه دریا شده است، هرچند که هنوز منبع آب زلالی نیست.
نکتهای تو ز نثر من جدا کرد اضطراب
نقدهای تو ز نظم برون برد اختلال
هوش مصنوعی: اضطراب و نقدهای تو باعث شد که نثر من از خلوص خود منحرف شود و نظم و ترتیب کلامم دچار اختلال شود.
تا بود جایز دو کوکب را بیک جا اقتران
تا شود حاصل دو اختر را بیک جا اتصال
هوش مصنوعی: تا زمانی که امکان دارد، دو ستاره میتوانند در یک نقطه به هم بپیوندند تا نتیجهی وجود هر دو آنها در یک مکان به دست آید.
کوکب احباب تو بادا همیشه در شرف
و اختر اعدای تو بادا همیشه در وبال
هوش مصنوعی: شایسته است که دوستان تو همیشه در اوج و درخشش باشند و دشمنان تو هرگز از مشکلات و دردسرها رهایی نیابند.
در جهان عین الکمالست آفت ملک و ملک
باد ملک تو مصون از آفت عین الکمال
هوش مصنوعی: در جهان، کمال واقعی وجود دارد و آفات و مشکلات برگزیدگان و پادشاهان تأثیر میگذارند. اما ملک تو از این آفات در امان است و در کمال واقعی محفوظ میماند.
تو نشسته کامران در پیشگاه مملکت
و ایستاده خسروان پیش تو در صف نعال
هوش مصنوعی: تو در موقعیت و قدرت بالایی نشستهای و حتی پادشاهان نیز در مقابل تو با احترام ایستادهاند.