برگردان به زبان ساده
ای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
گوهر بر مکارم تو خوار همچو سنگ
هوش مصنوعی: ای جواهر زمین، سنگها از بزرگی و وقار تو شرم دارند. گوهرها در برابر ویژگیهای نیکو و برجسته تو حقیر و ناچیز به نظر میرسند.
چندین هزار کوه ، که اوتاد گیتی اند
از حلم تو ربوده ثبات و گرفته سنگ
هوش مصنوعی: بسیاری از کوهها که در زمین مانند میخهای محکم و ثابت هستند، به خاطر صبر و بردباری تو دچار تغییر و ناپایداری شدهاند و ثبات خود را از دست دادهاند.
اعلام تو ز چهرهٔ نصرت فشانده گرد
آثار تو ز صفحهٔ دولت زدوده زنگ
هوش مصنوعی: پیشرفت و پیروزی تو بر چهرهات نمایان است و اثرات تو بر روی صفحهٔ تاریخ، از زنگار و آلودگی پاک شده است.
هستی هزار حاتم طایی بوقت جود
هستی هزار رستم سگزی بروز جنگ
هوش مصنوعی: در جهان افرادی مانند حاتم طایی وجود دارند که در بخشش و سخاوت زبانزد هستند و در عجب از ایثار و generosity آنها میتوان به عظمت وجودشان پی برد. همزمان، کسانی نیز هستند که همچون رستم در روزهای نبرد و جنگ، شجاعت و دلیرمردی را به نمایش میگذارند و در مقابل دشمنان میایستند. این بیانگر دو نوع شخصیت برجسته در زندگی انسانها است.
در زلزله ز حملهٔ جیش تو روم و ترک
پر ولوله ز نعرهٔ کوی تو هند و زنگ
هوش مصنوعی: در زلزلهٔ ناشی از احساسات تو، من از سر و صدای بالای تو به جایی دیگر میروم و از نعرهٔ کوچه و بازار تو، همه جا شلوغ و پر سر و صدا میشود.
گرگ از وفول عدل تو گشته عدیل میش
شیر از کمال رفق تو گشته رفیق رنگ
هوش مصنوعی: گرگ به خاطر عدل و انصاف تو، دوست و همدم گوسفند شده است و شیر نیز به دلیل لطافت و مهربانیات، رفیق رنگین گشته است.
آنجا که لطف تست بود خار چون رطب
آنجا که عنق تست بود نوش چون شرنگ
هوش مصنوعی: در جایی که محبت و نیکی تو حکمفرماست، حتی خارها مانند خرما نرم و دلپذیرند، و در جایی که چهرهٔ سرحالت به نظر میرسد، نوشیدنیها هم طعمی تلخ و ناگوار دارند.
از دست کوشش تو مخالف بروز رزم
بر سر خورد بلا رگ و در دل خورد خدنگ
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش تو باعث شده که دشمنان نتوانند در میدان جنگ ظاهر شوند و بدبختیها بر سر تو آوار شوند، همانطور که تیر بر دل فرود میآید.
از گنج بخشش تو موافق بگاه بزم
دیبا برد بتخت و جواهر برد بتنگ
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به مهربانی و generosity اشاره میکند و بیان میکند که از ثروت و نعمتهای تو، متناسب با لحظههای جشن و خوشی، پارچهای نازک و زیبا به همراه جواهرات گرانبها به ارمغان میآورد. این تصویر نشاندهندهی زیبایی، شکوه و شادی در زمان بزم و مهمانی است.
شبدیز تست آنکه بود روز کر و فر
در پیش او بسیط جهات فراخ تنگ
هوش مصنوعی: شبدیز تو کسی است که روزی قدرت و توانش در مقابل او، فضاهای وسیع و محکم را میسازد و تنگیها را به وسعت تبدیل میکند.
بیشه نوردتر ، چو بتفسید ، از هزبر
دریا گزارتر ، چو بجوشید ، از نهنگ
هوش مصنوعی: در یک جنگل، اگر شخصی رنج و زحمت زیادی بکشد، نیازی به ترس از یک موجود خطرناک ندارد؛ زیرا وقتی که او به خــود بیاید و قدرتش را نشان دهد، از خطرات بزرگتر نیز عبور کرده و بر میخیزد.
بر باد صرصرت مقدم گه شتاب
چون کوه بابلست مسلم گه درنگ
هوش مصنوعی: شتاب کرده و بیوقفه پیش برو، زیرا مانند کوهی استوار و محکم باید بر سر حرف خود باقی بمانی.
ای تازیان عزم ترا وقت تاختن
دولت نهاده زین و سعادت کشیده تنگ
هوش مصنوعی: ای عربها، وقتی که برای حمله آمدهاید، دولت و خوشبختی در زین شما قرار دارد، پس به خوبی آمادهاید.
جاه تو هر نفس ز یکی گوشهٔ زمین
ملکی کند بدست و جهانی کند بجنگ
هوش مصنوعی: هر لحظه، مقام تو به خاطر ارادت و خودسازیات به نوعی تسلط بر گوشهای از زمین میرسد و این باعث میشود که به جنگ و جدال برای به دست آوردن جهانی بزرگتر بپردازی.
ملک جهان بچنگ تو و زهر رگ عدوت
برخاسته ز غصهٔ تو ناله ای چو چنگ
هوش مصنوعی: دنیا در اختیار تو است و دشمنانت به خاطر غم تو، از درد و اندوه ناله میزنند مثل صدای چنگ.
شاها منم که گویی مناقب ربوده ام
از اهل روزگار بمیدان نام و ننگ
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که به گونهای سخن میگوید که از ویژگیهای برجسته و شایستگیهای خود، از زمانه و جامعهام بهرهبرداری کردهام، در حالی که در میدان زندگی با اعتبار و عواقب خوبی و بدی مواجه هستم.
بالای کوه فضل مرا مستقر شدست
بالای کوه را طلبت همت پلنگ
هوش مصنوعی: در بالای کوه، فضیلت و دانش من قرار گرفته است و برای رسیدن به آن، باید عزم و ارادهای قوی مانند پلنگ داشته باشید.
بانگست و لاف باده گران، علم با منست
کار کمینه باز نیاد ز صد کلنگ
هوش مصنوعی: صدای مستی و بزرگمنشی، ولی علم و دانایی در کنار من است. کار کوچک من از صد چکش و ضربه هم بینتیجهتر است.
نه هر که چون منست بصورت چون من بود
فرقست در میانهٔ انسان و استرنگ
هوش مصنوعی: هر کسی که شبیه من به نظر میرسد، لزوماً مانند من نیست. تفاوتی اساسی بین آدمی و حیوان وجود دارد.
اکنون که نوبهار بباغ و براغ در
فرشی بگسترید ز دیبای هفت رنگ
هوش مصنوعی: الان که بهار فرا رسیده و باغها و سبزهزارها پر از زیبایی شدهاند، فرشی از پارچهای هفترنگ در گستردهای روی زمین بستر شده است.
بزادی زنگ غم ز دل خلق و باده گیر
از دست ساقیان سمن ساق همچو رنگ
هوش مصنوعی: از دل مردم غم و اندوه را دور کن و شراب بگیر، مانند رنگی که از ساقه ی گل سمن میگیرد.
تا هست همچو عارض معشوق یاسمین
تا هست چهرهٔ عشاق باد رنگ
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهرهٔ معشوق همچون گل یاسمن زیباست، عشق و محبت نیز همچنان در دل عاشقان جلا و رنگ دارد.
بادا ز بخت قسم ولی تو عاطفت
بادا ز چرخ بخش عدوی تو آذرنگ
هوش مصنوعی: ای کاش از خوششانسی تو باشد، اما محبت و عشق تو از آسمان نازل شده است، که دشمنان تو را به آتش میکشاند.
دستی که نیست کاتب مدح تو باد شل
پایی که نیست راغب صدر تو باد لنگ
هوش مصنوعی: آنگونه که تو را نمینویسند و نمیستایند، و آنگونه که کسی به تو علاقهمند نیست، همچنان ناتوان و ماندهای.
گردن کشان لشکر اعدات را بقهر
بسته رکابدار تو گردن بپالهنگ
هوش مصنوعی: لشکر دشمن که با گردنکشی خود میخواهد قدرت را به رخ بکشد، با نیرویی که تو، سوار بر اسب، بر آنها میافکنی، در هم شکسته میشود.