برگردان به زبان ساده
ای در نظم گشته از تو فراز
در عدل تو بر خلایق باز
هوش مصنوعی: ای کسی که به واسطه تو، نظم و ترتیب پیدا کرده است، در عدالت تو نسبت به مردم، دوباره میدرخشد.
عالمی را بخدمت تو پناه
امتی را بحضرت تو نیاز
هوش مصنوعی: به یک عالم، من پناهنده شدم تا خدمت تو را انجام دهم و به مردم نیازمند، به درگاه تو روی میآورم.
قدر تو بر سپهر جوید سبق
رأی تو با ستاره گوید راز
هوش مصنوعی: قیمت و ارزش تو در آسمان بسیار بالاست، اندیشه و نظر تو با ستارهها در میان است و رازهای عمیقی را در خود دارد.
بدسگال تو در مضایق رنج
نیک خواه تو در حدایق ناز
هوش مصنوعی: تو در سختیها و مشکلات دچار بدخواهی و کینهتوزی هستی، اما کسی که به تو نیکو میاندیشد در باغهای زیبا و خوشبختی زندگی میکند.
کعبه ای گشته صدر تو ز شرف
کاسمانش برد بمعجز نماز
هوش مصنوعی: صدر تو به مانند کعبه ای مقدس شده است و با شرف و عظمتش، به واسطه ی معجزه ی نماز، آسمان را به خود جلب کرده است.
طایر بخت باز کرده جناح
گرد ایوان تو کند پرواز
هوش مصنوعی: پرندهای که نشانگر شانس و بخت خوب است، بالهایش را گشوده و از دور به سمت گوشهی ایوان تو میپرد.
کین تو سوی محنتست دلیل
مهر تو سوی دولتست جواز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر تو به سمت مشکلات و سختیها میروی، نشاندهنده آن است که مهر و محبت تو به سمت رفاه و ثروت نیز راهی دارد. به طور کلی، اشاره به این دارد که تلاش و صبر در مقابل سختیها میتواند منجر به موفقیت و خوشبختی شود.
یافته جامهٔ معلی و مجد
از صفات ستودهٔ تو تراز
هوش مصنوعی: جامهٔ فاخر و عظمت، از ویژگیهای شایستهٔ تو نشأت میگیرد.
یک شکوه تو و هزار عدو
یک عدد شیر و صد هزار گراز
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت تو به اندازهای است که در مقابل آن، حتی اگر هزار دشمن وجود داشته باشند، چندان اهمیتی ندارند. تو مانند یک شیر هستی که در برابر صد هزار گراز، باز هم قوت و قدرت خود را حفظ میکنی.
بر کند کوشش تو دیدهٔ شرک
پر کند بخشش تو معدهٔ آز
هوش مصنوعی: براساس تلاشهای تو، نظرات متعصبانه و ناپسند از بین میرود و بخشش و generosity تو، روح و جان انسانها را سیراب میکند.
گر تو در مشکلی کنی اطناب
ور تو در نکته ای کنی ایجاز
هوش مصنوعی: اگر در مشکلات به تفصیل صحبت کنی، یا در نکتهای به اختصار بگویی، هر دو روش قابل قبول است.
جز بفرخندگی نینجامد
هر چه اقبال تو کند آغاز
هوش مصنوعی: هرچه که با خوششانسی تو شروع شود، جز به خوشحالی و شادابی نخواهد انجامید.
قدرت تو مجاور رحمت
وعدهٔ تو مقارن انجاز
هوش مصنوعی: قدرت تو همواره در کنار رحمتت قرار دارد و وعدهات همواره به تحقق نزدیک است.
گشته دشمن اسیر صولت تو
چون کبوتر اثیر مخلب باز
هوش مصنوعی: دشمن مانند کبوتر در دام تو گرفتار شده است.
بارهٔ تست آن که از صرصر
بیکی تاختن نماند باز
هوش مصنوعی: باران تند و سردی که در حال باریدن است، نمیگذارد برگشتن از مسیر را در نظر بگیریم.
چون خضای خدای سوی نشیب
چون دعای رسول سوی فراز
هوش مصنوعی: وقتی که زندهدلان مانند گیاهان، به سمت پستیها و نشیبها میروند، مانند دعاهای پیامبر که به سوی اوج و بلندیهاست.
این جهان با مسیر بارهٔ تو
نیک تنگست ، باره تیز متاز
هوش مصنوعی: این دنیا برای تو به خوبی فراهم شده است، بنابراین بیدلیل خود را در فشار نگذار.
این هنر را بصدق تو رونق
وی هدی را بجاه تو اعزاز
هوش مصنوعی: این هنر به خاطر صداقت تو شکوفا شده و این هدیه به خاطر مقام تو قدر و منزلت یافته است.
زود بینی رسیده بی تعبی
ملک از خطهٔ ختا بحجاز
هوش مصنوعی: به زودی میبینی که بدون هیچ تردیدی، سلطنت از سرزمین ختا به حجاز رسیده است.
رایت تو کشیده در طمغاج
نایب تو رسیده در شیراز
هوش مصنوعی: درود تو در طمغاج نمایان شده و پیام تو به شیراز رسیده است.
یک غلام تو والی بلغار
یک وکیل تو عامل اهواز
هوش مصنوعی: تو در مقام و رتبهای هستی که حتی یک غلام تو میتواند مقام حاکمیتی در بلغارستان داشته باشد و یا یک وکیل تو میتواند نمایندهای برای اداره امور در اهواز باشد.
گشته فرمان بر تو خان ختن
شده خدمت گر تو شاه طراز
هوش مصنوعی: تو به مقام و جایگاهی رسیدهای که بر دیگران تسلط داری و اگر بخواهی، میتوانی به عنوان خدمتکار و در مقام شاه، خدمت کنی.
هر کجاست مجمعست و مداحی
بر کشیده بمدح تو آواز
هوش مصنوعی: در هر جایی گردهماییها و تشویقها بر پا است و همه به ستایش تو آواز میخوانند.
در جهان تا سعدتست و شفا
در سخن تا حقیقتست و مجاز
هوش مصنوعی: تا زمانی که در جهان خوشبختی و سلامت وجود دارد، سخن گفتن تا زمانی ارزش دارد که حقیقت و واقعیت در آن نهفته باشد و از هر نوع افسانه و غیرواقعی دور باشد.
عدت حشمت تو باد تمام
مدت دولت تو باد دراز
هوش مصنوعی: آرزو دارم که بزرگی و شکوه تو همواره پابرجا باشد و دوران حکومتت طولانی و پایدار بماند.
عید آمد، بعید شادی کن
دل روشن بتف غم بگداز
هوش مصنوعی: عید فرا رسیده، به شادی بپرداز و دل خود را از غم پاک کن.
گاه بر گاه صفدری بنشین
گاه بر تخت خسروی بگراز
هوش مصنوعی: گاهی بر زمین ساده نشسته و زندگی کن و گاهی هم بر تخت پادشاهی تکیه بزن و از لذتهای آن بهرهمند شو.
چهرهٔ جود و مکرمت بفروز
رایت فضل و محمدت بفراز
هوش مصنوعی: چهرهات را با بخشش و نیکویی روشن کن و پرچم فضیلت و احترام خودت را برافراز.
همه چون جان بدسگال بسوز
همه چون کار نیک خواه بساز
هوش مصنوعی: همه باید مانند جان بدخواه بسوزند و همه باید مانند کسی که نیکوکاری میکند، بسازند.
من ز تو یافته هزار ضیاع
ز بذمینیه ، ز نوژ اباز
هوش مصنوعی: من از تو هزاران امتیاز کسب کردهام، مانند زمینهایی که از بذری خوب روییدهاند و به بار نشستهاند.
می سزم ارتفاعهای شگرف
بی غم جوی کند و رنج کراز
هوش مصنوعی: من در ارتفاعات بلند و شگفتانگیز میسوزم، بدون اینکه غمی جویایی کنم و از رنجهای ناشی از آن در امان باشم.