برگردان به زبان ساده
در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز
بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز
هوش مصنوعی: از آن زمانی که از حضور تو دورم، بر چهرهام ناشی از غصه و اندوه، نشانههایی را به وجود آوردهام که همچون دمی زرد و پژمرده است.
ناکامم از تو ، ورچه برآوردمت به کام
رنجورم از تو ، ورچه بپروردمت به ناز
هوش مصنوعی: من از تو ناامیدم، حتی اگر خواستههایم را برآورده کنی. از تو رنج میبرم، حتی اگر مرا با ناز و محبت پرورش دهی.
هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو
چونان که زر پخته بود در دهان گاز
هوش مصنوعی: من از حسرت بر تو مانند سیم خام هستم، مانند طلای پختهای که در دهانش نهفته است.
وز آرزوی آن لب چون انگبین تو
چون موم مانده ام ز تف سینه در گداز
هوش مصنوعی: از آرزوی لبهای شیرینت مانند عسل، چون موم، نرم و ذوب شدهام از حرارت سینهام.
ما را نیاز روی تو بی آبروی کرد
کس را مباد نیز بروی بتان نیاز
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به این دارد که عشق و محبت به معشوق باعث شده است که فرد به شدت به او نیازمند شود و این حالت او را بی آبرو کرده است. همچنین، آرزو میکند که هیچ کس دیگری چنین نیازی به معشوقها نداشته باشد و دچار این وضع نشود.
بر من فراز گشت در وصل تو و لیک
درهای مکرمات خداوند هست باز
هوش مصنوعی: در ارتباط با تو بر من احساس عروج و شگفتی دست داده، اما همچنین درهای رحمت و بزرگواری خداوند همچنان باز است.
خاقان کمال دولت ، آن خسروی که اوست
چون شمس نور گستر و چون چرخ سر فراز
هوش مصنوعی: این بیت به وصف شخصیتی قدرتمند و برجسته میپردازد که مانند خورشید نور را پخش میکند و مثل یک چرخ مرتفع در آسمان قرار دارد. او نمایانگر کمال و عظمت است و به عنوان یک پادشاه با مقام و منزلتی بالا شناخته میشود.
محمود ، آسمان محامد ، که در کرم
محض حقیقتست و جزو صورت مجاز
هوش مصنوعی: محمود، آسمان درخشان خوبیهاست که در آن نیکی خالص وجود دارد و تنها یک جنبه نمادین دارد.
از روی او مواکب نصرة در ابتهاج
وز رأی او مناکب دولت در اهتزاز
هوش مصنوعی: از چهره او، سپاه پیروزی در شادی و خرسندی است و با نظر او، ارکان حکومت در تحرک و جنبش هستند.
ایام را هدایت او بوده راهبر
اسلام را عنایت او گشته کار ساز
هوش مصنوعی: ایام تحت هدایت او بوده و سرپرست اسلام به لطف او، به سامان رسیده است.
یک ضربت از حسامش و یک لشکر از عدو
یک تاختن ز بیژن و یک بیشه از گراز
هوش مصنوعی: با یک ضربه از شمشیر او، یک لشکر دشمن را به عقب میرانَد، مثل بیژن که در برابر دشمن میتازد و مانند جنگل پر از گرازها.
ای خسروی ، که نیست در آفاق مثل تو
گردی عدو گداز و جوادی ولی نواز
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که در جهان همتا نداری، مانند تو کسی وجود ندارد که بتواند حریف و دشمن را از بین ببرد و در عین حال خوشرفتار و مهربان باشد.
اندر حریم عدل تو آهو قرین شیر
وندر جوار امن تو تیهو قرین باز
هوش مصنوعی: در سرزمین عدالت تو، آهوان با شیران زندگی میکنند و در کنار امنیت تو، تیهوها همجواری با بازها دارند.
از ورطهٔ خلاف تو گیتی بر اجتناب
وز حملهٔ نهیب تو گردون در احتزاز
هوش مصنوعی: از خطرات و مشکلات تو در این دنیا دوری میکنم و از تهدیدهای تو آسمان در اضطراب و حرکت است.
شاها، درین میانه گهی چند بوده ام
جفت بلا و رنج و قرین عنا و آز
هوش مصنوعی: ای شاه، در این مدت گاهی در برابر بلاها و رنجها و در کنار دردها و آزردگیها بودهام.
بی حیله مانده در کف ایام حیله گر
چون مهره گشته در کف گردون مهره باز
هوش مصنوعی: انسان در جریان زندگی گهگاه در وضعیتهایی قرار میگیرد که تحت تأثیر زمان و شرایط قرار میگیرد، مانند مهرهای در دستان یک بازیگر که خود قدرتی بر تغییر سرنوشتش ندارد و فقط باید ناظر تغییرات باشد.
کوتاه کرد بر تو ناگه زدامنم
دستی ، که بود چادثهٔ چرخ را دراز
هوش مصنوعی: ناگهان دستی به من رسید که باعث شد دامنم کوتاه شود، و این دستان به نوعی با حوادث و سرنوشت پیوند داشتند که بر زندگی من تأثیرگذار بودند.
تا عهدها نباشد بی نذر و بی یمین
تا عقدها نباشد بی مهر و بی جهاز
هوش مصنوعی: تا وقتی که پیمانها بدون نذر و بیخدایی نباشند، و توافقها بدون مهریه و بدون جهیزیه وجود نداشته باشند.
جز رأی نشر سروری و صفدری مپوی
جز سوی کسب محمدت و مفخرت متاز
هوش مصنوعی: به جز نظر و اندیشه در مورد حاکمیت و مقام رهبری، از دنبال کردن دیگر امور و جاهطلبیها پرهیز کن و به سوی کسب علم محمد (ص) و تجلی فضیلت بپرداز.