برگردان به زبان ساده
خسرو ملک بخش کشور گیر
که ز خلقش بعدل نیست نظیر
هوش مصنوعی: خسرو، پادشاهی است که کشور را در اختیار دارد و مانند او از نظر انصاف و عدالت در میان مردم وجود ندارد.
خسرو شرق ، کز سر تیغش
هست دشمن همیشه جفت نفیر
هوش مصنوعی: خسرو شرق، کسی است که دشمنان همیشه از تند و تیز بودن کارهای او وحشت دارند و نمیتوانند از او فرار کنند.
قصر مجد و شرف بدوست رفیع
چشم فضل و هنر بدوست قریر
هوش مصنوعی: کاخ عظمت و افتخار به او تعلق دارد و چشمهای نیکویی و هنر نیز به او مینگرند.
خدمتش عهده وضیع و شریف
حضرتش کعبهٔ صغیر و کبیر
هوش مصنوعی: خدمت به او بر عهده همه است، چه افراد عادی و چه افراد مهم. او همانند کعبه، مرکز توجه و احترام است.
نه چو قدرش علو شمس و قمر
نه چو خلقش نصیب مشک و عبیر
هوش مصنوعی: نه به اندازهی بلندیاش به خورشید و ماه شباهت دارد، و نه به خاطر خلقتش به عطر و بوی خوش مشک و عبیر تعلق دارد.
همتش هست همچو چرخ بلند
فکرتش هست همچو بدر منیر
هوش مصنوعی: ارادهاش به اندازهی یک چرخ بزرگ است و فکرش همچون ماه روشن و درخشان میباشد.
نیست جز عین صدق و صورت حق
هر چه لفظش همی کند تقریر
هوش مصنوعی: هر چیزی که با کلام توصیف میشود، تنها یک واقعیت خالص و تجلی از حقیقت است.
نیست جز عقد درو عقدهٔ سحر
هر چه دستش همی کند تحریر
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز پیوندی که گرههای سحر را باز کند وجود ندارد؛ هر چیزی که او به دست میآورد، به نوعی نوشتار و ثبت میشود.
زرد روی و نحیف تن گشته
دشمن دولتش چو زر و زریر
هوش مصنوعی: چهرهاش زرد و تنش لاغر شده و دشمنیاش به مانند زر و زرین است.
خسرو حق تویی ، که نیست ز خلق
مثل تو جمله بخش و حمله پذیر
هوش مصنوعی: تو بهترین و برترینی، که در میان همهی مردم هیچکس به پای تو نمیرسد؛ آدمی هستی که در generosity و پذیرش مهمانان، بینظیری.
هر چه بخشند بحر و کان در عمر
هست در جنب بخشش تو حقیر
هوش مصنوعی: هر چه که دریا و معادن در طول زندگی داشته باشند، در برابر بخشش و مهربانی تو ناچیز و کوچک است.
بیضهٔ مملکت ز تست مصون
روضهٔ مکرمت ز تست نضیر
هوش مصنوعی: مملکت به خاطر وجود تو از خطرات در امان است و باغ کرامت و بزرگواری تو مشابهی ندارد.
طبع بیندهٔ تو وقت خطر
مطلع گشته بر قلیل و کثیر
هوش مصنوعی: اگر زمانی خطر پیش آید، طبیعت بینندهٔ تو بر همه چیز، چه کم و چه زیاد، آگاه میشود.
همت تو ز روی رفعت قدر
برده بر گوشهٔ سپهر سریر
هوش مصنوعی: همت و تلاش تو به قدری بلند است که بر قلهٔ آسمان، جایگاه ویژهای یافتهای.
وقت بخشش ز دست مکرم تو
بحر قلزم همی خور تشویر
هوش مصنوعی: در هنگام بخشش تو، بزرگوار، حتی دریای وسیع هم به اندازه یک قطره به حساب میآید.
شرع گشته بحشمت تو قوی
ملک گشته بصحبت تو خطیر
هوش مصنوعی: قانون و موازین به خاطر عظمت تو استوار و محکم شده و کشور به دلیل وجود تو در جمع افراد مهم و تأثیرگذار قرار گرفته است.
جز بحکم تو در بروج فلک
هیچ کوکب نکرده عزم مسیر
هوش مصنوعی: جز به فرمان تو در آسمانها هیچ ستارهای قصد سفر نکرده است.
چرخ در بند قدر تو چو زمین
بحر در پیش قدر تو چو غدیر
هوش مصنوعی: اگر چرخ فلک مانند زمین به تو وابسته است، پس در برابر تو مثل دریا به غدیر است.
هر چه تدبیر تو بود در ملک
پس تدبیر تو رود تقدیر
هوش مصنوعی: هر چیزی که در تلاش و برنامهریزی تو برای زندگیات وجود دارد، سرانجام باید بپذیری که سرنوشت و تقدیر فراتر از آن است و راه خودش را میرود.
چون ز تف خدنگ و شعلهٔ تیغ
عرصهٔ حربگه شود چو سعیر
هوش مصنوعی: وقتی که آتش و تیر به میدان جنگ میرسند، اوضاع به شدت ملتهب و خطرناک میشود.
عیش هر صفدری شود چو شرنگ
روی هر پردلی شود چو زریر
هوش مصنوعی: زندگی هر کسی که در دلش غم باشد، مانند شرنگ میشود و حال و روز هر دلی که به عشق ناکام باشد، مانند زریر میشود.
تیغ هندی بسوی مرگ دلیل
رمح خطی بصوب حرب صفیر
هوش مصنوعی: تیغ هندی نمایانگر مرگ است و در حالی که تیرکمان به سمت جنگ نشانه میگیرد.
در چنین حربگه بدوزی تو
دل دشمن بنوک نیزه و تیر
هوش مصنوعی: در این جنگ و نبرد، تو میتوانی دل دشمن را با نیزه و تیر بزنید و آسیب برسانید.
بحمیم و نعیم دشمن و دوست
کین و مهرت شود نذیر و بشیر
هوش مصنوعی: من در وضعیت ناآرامی و آرامش هستم، دشمن و دوست هر دو در کنار هم هستند. عشق و نفرت میتواند نشانهای باشد برای خبر دادن از خوشحالی و نگرانی.
روزه بگذشت و روز عید رسید
قصد عشرت کن و نبیذ بگیر
هوش مصنوعی: ماه روزه گذشت و روز عید فرارسید. حال وقت شادی و خوشگذرانی است، بنابراین بیفت به نوشیدن!
تو قرین سرور و لهو و زرشک
دشمن تو قرین کرم و زحیر
هوش مصنوعی: تو با شادی و لذت همراهی، در حالی که حریف تو در برگزاری بخشش و خستگی است.
بندهٔ حضرت تو خرد و بزرگ
سفرهٔ خدمت تو میر و وزیر
هوش مصنوعی: من در حضور تو، چه کوچک و چه بزرگ، بنده و خدمتگزاری هستم که برای خدمت به تو آمادهام.