برگردان به زبان ساده
ای دولت جوان ترا بنده چرخ پیر
در قبضهٔ ارادت تو آسمان اسیر
هوش مصنوعی: ای خوشبختی جوان! من، که در خدمت تو هستم، به قدری به تو ارادت دارم که حتی آسمان نیز تحت تسلط تو قرار گرفته است.
گردون گرفته بر خط پیمان تو مدار
و اختر گزیده بر ره فرمان تو مسیر
هوش مصنوعی: آسمان بر سر عهد تو ابر گرفته و ستارهای که انتخاب شده است، مسیر دستورات تو را مشخص کرده است.
آن عالمی بجاه ، که از روی منقبت
در جنب تو صغیر بود عالم کبیر
هوش مصنوعی: آن فرد باارزش و محترم، که به خاطر مقام و شایستگیاش از نظر علمی بزرگ و مهم است، در برابر تو به مانند شخص کوچکی به نظر میرسد.
پشت ولی ز کلک ضعیف تو شد قوی
عمر عدو ز رمح طویلت شده قصیر
هوش مصنوعی: خلاف مشکلات و ضعفهای تو، قدرت دشمن به خاطر تیر بلندی که به او زدی، کم شده است.
گر دستم ستور تو هنگام کر و فر
اندر دماغ فتح و ظفر خوشتر از عبیر
هوش مصنوعی: اگر دستانم در پیروزی و موفقیت تو باشد، آن زمان برایم خوشتر از عطر و بوی خوش است.
از رنج تف خنجر چون آفتاب تو
در سایهٔ سپهر وطن ساخته اثیر
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که به تو وارد میشود، مانند آفتابی که در سایهٔ آسمان وطن میتابد، به وجود آوردهای.
جود تو داعیان رجا را شده مجیب
جاه تو خایفان بلا را شده مجیر
هوش مصنوعی: بخشش تو سبب پاسخگویی دعاکنندگان امید شده و مقام تو آرامشبخش ترسیمان از بلا گردیده است.
فرزند خصم تو ، که ز مادر جدا شود
گردونش جام مرگ چشاند بجای شیر
هوش مصنوعی: فرزند دشمن تو که از مادرش جدا میشود، به جای شیر، طعم مرگ را خواهد چشید.
طبع ولیت مایهٔ شادیست همچو زر
شخص عدوت صورت زاریست همچو زیر
هوش مصنوعی: وجود و طبیعت تو به گونهای است که شادی و خوشحالی به همراه دارد، مانند طلا. اما وجود و شخصیت دشمن تو شبیه به حالت زاری و ناامیدی است، مانند نقره.
چون بر سریر شرع برد نام تو خطیب
از فخر بر ستاره رسد پایهٔ سریر
هوش مصنوعی: زمانی که نام تو به عنوان خطیب بر مقام شرع نوشته میشود، به خاطر افتخار این موضوع، پایهی آن مقام حتی به ستارهها نیز میرسد.
احباب را وفاق تو سازنده چون نعیم
حساد را خلاف تو سوزنده چون سعیر
هوش مصنوعی: دوستانت را با اتحاد خود، مانند نعمت و آسایش، بساز؛ و حسودان را با عدم توافق خود، مانند آتش و سوزش، از بین ببر.
گیتی ز سهم گرز تو در نوحه و خروش
گردون ز بیم تیغ تو در ناله و نفیر
هوش مصنوعی: جهان به خاطر قدرت تو در گریه و زاری، و آسمان از ترس تیغ تو در ناله و فریاد است.
بیرون کشیده خصم ترا از میان ماز
انگشت اقتدار تو چون موی از خمیر
هوش مصنوعی: دشمن تو را از میان ما به راحتی و بدون زحمت حذف میکند، مانند اینکه مویی از خمیر بیرون کشیده شود.
از هیبت حسام چو نیلوفرت عدو
با رنگ همچو لاله و با روی چون زریر
هوش مصنوعی: شخصی با قدرت و شکوهی مانند حسام، دشمنش را با چهرهای شبیه به گل لاله و رویی همچون زر، به تصویر میکشد.
ای در سخا بنان تو بحری شده محیط
وی در ضیا ضمیر تو بدری شده منیر
هوش مصنوعی: ای تو که با سخاوتت مانند دریایی وسیع هستی و نور وجودت همچون دريایی دیگر، دلها را نورانی کرده است.
گردون بخدمت تو و گیتی بمدح تو
بسته میان چو رمح و گشاده دهان چو تیر
هوش مصنوعی: آسمان به خدمت تو است و جهان در ستایش تو، همچون نیزهای در دست و دهانی گشوده مانند تیر.
تو یک تنی که خیر دو عالم زذات تست
وان دیگران ، کثیر ، که لاخیر فی کثیر
هوش مصنوعی: تو یک وجودی که خیر و نیکی دو جهان از توست و دیگران بسیارند، اما در بسیاری از آنها خبری از نیکی نیست.
پیش یمین تو ، که یمانی قرین اوست
وقت سخا بسا که جزا میبرد یسیر
هوش مصنوعی: در کنار تو که بر منش سخاوت و generosity داری، بارها دیدهام که در زمان generosity، جزا و پاداش به سادگی نصیب دیگران میشود.
در عهد تو کمینه ثنا خوان صدر تو
ممدوح صد فرزدق و مخدوم صد جریر
هوش مصنوعی: در زمان تو، من همواره شایسته ستایش تو هستم، تو که ستایشگرانی مانند فرزدق و جریر داری.
شاها ، خدایگانا ، دانی که من رهی
در نظم بی همالم و در نثر بی نظیر
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ و خداگونه، آیا میدانی که من در شعر بیهمتا و در نثر بینظیر هستم؟
باغی شکفته دارم از سحر در بنان
گنجی نهفته دارم از فضل در ضمیر
هوش مصنوعی: من در دستانم باغی پر از شکوفه دارم و در درونم گنجی پنهان از لطف و عنایت.
من وصف علم خویش چه گویم ترا؟ که تو
هم عالمی خبیری و هم ناقدی بصیر
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم دانش خود را برای تو توصیف کنم؟ چرا که تو نیز خود دانا و با بصیرتی هستی که میتوانی نقد و بررسی کنی.
سی سال و پنج سال بمانند بلبلان
در باغ مدح خسرو ماضی زدم صفیر
هوش مصنوعی: سی و پنج سال مثل بلبلان در باغ، به ستایش و مدح پادشاه گذراندم و آواز خواندم.
اندر فنون فضل منش بودمی امام
وندر امور ملک منش بودمی مشیر
هوش مصنوعی: در زمینههای علمی و فضیلت، من به عنوان یک امام و پیشوای الهی عمل کردهام و در مسائل حکومتی و کشورداری، من به عنوان یک مشاور و راهنما بودهام.
او رفت و تا بقا بودم در ثنای تو
گوهر فشاند خواهم زین خاطر خطیر
هوش مصنوعی: او رفت و تا زمانی که هستم، در ستایش تو سخن خواهم گفت و از این دل شاد و سرشار خواهم بود.
مدح ترا نشاید الا چو من فصیح
ملک ترا نشاید الا چو من دبیر
هوش مصنوعی: تنها کسی که بتواند تو را ستایش کند، باید به اندازه من سخنوری فصیح باشد. همچنین، تنها کسی که شایسته است برتری تو را به تصویر بکشد، باید به اندازه من در نوشتن و نگارش ماهر باشد.