برگردان به زبان ساده
زهی بجود تو ایام مکرمت مشهور
خهی بسعی تو اعلام محمدت معمور
هوش مصنوعی: ایام خوبی که به خاطر بخشندگی تو معروف شدهاند، با تلاش تو نام محمد همیشه زنده و جاوید است.
بهر بلاد علامات عدل تو پیدا
بهر دیار مقامات تو مشهور
هوش مصنوعی: در هر سرزمین نشانههای عدالت تو آشکار است و در هر دیاری مقام و منزلت تو شناخته شده و مشهور است.
ستاره قدر بلند ترا شده بنده
زمانه صدر بزرگ ترا شده مأمور
هوش مصنوعی: ستارهای که به تو نیکو مینگرد، بر بلندی و عظمت تو افزوده است و زمانه تو را به مرتبهای والا و مهم رسانده است.
ببارگاه تو درصف بندگان قیصر
بپایگاه تو در جمع چاکران فغفور
هوش مصنوعی: در درگاه تو، من هم همانند دیگران در خدمت تو ایستادهام، مثل اینکه در برابر قیصر یا زمامدار بزرگ دیگری باشم.
شده متابعت تو زمانه را توقیع
شده مبایعت تو حیوة را منشور
هوش مصنوعی: این مصرع به این معناست که پیروی از تو سبب شده است که زمانه به نوعی نوشتار و توافق درآید و ارتباط با تو زندگی را به صورت یک سند رسمی و معتبر برای ما نمایان کرده است.
نتیجه ای ز خلاف تو در دم کژدم
لطیفه ای ز وفاق تو در دم زنبور
هوش مصنوعی: نتیجهای که از رفتار متضاد تو به دست میآید، همانند نیش کژدم است و خوشیای که از توافق تو حاصل میشود، مانند نیش زنبور است.
فضایل تو بر اکرام طالبان موقوف
شمایل تو بر انعام سایلان مقصور
هوش مصنوعی: فضیلتها و ارزشهای تو بستگی به احترام و توجه کسانی دارد که در جستجوی علم و دانش هستند. همچنین، زیباییهای تو به بخشش و نوازش از سوی دیگران محدود است.
همه نهاد تو مجد و بمجد نامعجب
همه سرشت تو جاه و بجاه نامغرور
هوش مصنوعی: تمام وجود تو پر از عظمت و شگفتی است و درونت سرشار از مقام و افتخار است.
بزیر پایهٔ قدر تو ساحت جنت
بزیر سایهٔ صدر تو راحت رنجور
هوش مصنوعی: در زیر پایهی ارزش و مقام تو، بهشت قرار دارد و در سایهی هدایت تو، آسایش زخمخوردهها وجود دارد.
زدام کین تو نادیده هیچکس مخلص
زجام مهر تو ناگشته هیچکس مخمور
هوش مصنوعی: از حسادتهای تو هیچکس را در دل عشق تو، نمیتوان یافت که بهطور واقعی خالص و بیغش باشد، چون هیچکس از جام مهر تو مست و شیدا نشده است.
بحسن سعی تودر شرع صدهزار فتوح
زحد تیغ تو در شرک صدهزار فتور
هوش مصنوعی: با تلاش و نیکی تو در دین، به اندازه هزارها پیروزی به دست آمده و همچنین به اندازه هزارها آسیب و شکست در برهه نیکی تو نسبت به شرک و کفر وجود دارد.
چو باحسام شود دست سروران موصول
چو از نیام شود تیغ سرکشان مهجور
هوش مصنوعی: وقتی که در مورد شخصیتهای برجسته صحبت شود، همانند زمانی که شمشیر آزاد میگردد، احساسات و قوا به شدت فعال میشوند و بر قدرت و نفوذ آنها تاکید میشود.
زخون کشته شود عرصهٔ زمین غرقه
زگرد تیره شود چهرهٔ فلک مستور
هوش مصنوعی: از خون کشتهها، زمین در غم و رنج فرو میرود و آسمان نیز زیر سایهٔ تاریکی غمگین و پنهان میشود.
سر سروران گردد تهی ز هوش و خرد
دل دلیران ماند جدا ز لهو و سرور
هوش مصنوعی: زمانی که فرمانروایان به حدی از شادی و شگفتی میرسند که عقل و درکشان را از دست میدهند، دلهای دلیران از هیاهو و خوشگذرانیها جدا و فارغ میماند.
زباد کینه چراغ رجا شود کشته
ز تف حمله مزاج هوا شود محرور
هوش مصنوعی: از شدت کینه، امید به زندگی از بین میرود و شخص به داغی و بیتابی میرسد، مانند اینکه سرنوشتش به حملهی آتشین و ناگهانی دچار میشود.
دریده رمح تو دلها چو قرطهٔ لاله
گسسته تیغ تو سرها چو خوشهٔ انگور
هوش مصنوعی: تیغ عاشقانهات دلها را میشکافد مانند لالهای که گلش شکسته شده و ضربهات سرها را میزند مانند خوشهای از انگور که چیده شده است.
حسام تو کند آن لحظه بر زمین پیدا
زشخص کشته جبال وزخون کشته بحور
هوش مصنوعی: در آن لحظه، شمشیر حسام بر زمین نمایان میشود و از خون کشتهشدگان، کوهها و دریاها به وجود میآید.
گرفته فایدهٔ فتح تو زمین و زمان
نهاده مایدهٔ تیغ تو وحوش و طیور
هوش مصنوعی: فتح و پیروزی تو باعث شده تا زمین و زمان تحت تأثیر قرار گیرند و برکات و میوههای شمشیر تو برای جانوران و پرندگان فراهم شده است.
زهی بجود تو آسایش صغار و کبار
زهی بجاه تو آرایش سنین و شهور
هوش مصنوعی: شکوه و وجود تو مایه آرامش کوچکترها و بزرگترهاست. عظمت تو باعث زیبایی و رونق زمانها و سالها میشود.
تویی که هست جناب تو سجده گاه ملوک
تویی که هست رکاب تو بوسه جای صدور
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که درگاه تو محل سجده پادشاهان است؛ تو آنی که رکاب تو بوسهگاه صدور و فرمانروایی است.
هوای تو شده سرمایهٔ وضیع و شریف
ثنای تو شده پیرایهٔ اناث و ذکور
هوش مصنوعی: محبت و عشق به تو برای من ارزشمندترین چیز شده است و ستایش و تحسین تو زینتبخش زنان و مردان گردیده است.
منم ،که صیت من از خدمت تو شد شایع
منم ،که نام من ازمدحت تو شد مذکور
هوش مصنوعی: من هستم که شهرت من به خاطر خدمت به تو در همه جا پخش شده است و من هستم که نامم به خاطر ستایش از تو شناخته شده است.
شدم بسعی تو مقبول منتظم احوال
شدم بفیض عطای تو مستقیم امور
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش تو، مورد قبول واقع شدم و حالتم به نظم و ترتیب درآمد. با لطف و بخشش تو، کارهایم به مسیر درست خود هدایت شد.
همه هوای تو جویم بشدت و برخا
همه دعای تو گویم بغیبت و بحضور
هوش مصنوعی: من به شدت در پی دریافت بوی تو هستم و در غیاب تو، همیشه برایت دعا میکنم و وقتی که حضور داری، نیز دعا میکنم.
خدایگانا، گفتند حاسدان بغرض
که: شد هوای دل من ز خدمت تو نفور
هوش مصنوعی: خداوندا، حسودان به خاطر نیتهای بدشان میگویند که: عشق من به تو باعث شده است که از خدمت به تو دور شوم.
بحق صانع هفت آسمان وهفت زمین
که نیست عقل در انکار صنع او معذور
هوش مصنوعی: به راستی که فقط خداوندی که هفت آسمان و هفت زمین را آفریده، دلیل بر این است که هیچ عذری در انکار آفریدههای او وجود ندارد. عقل نمیتواند در نادیده گرفتن و انکار آثار او توجیهی داشته باشد.
بقدر دعوت مسموع و قبهٔ مرفوع
بجاه آیت مسطور و خانهٔ معمور
هوش مصنوعی: به میزان دعوتی که پذیرفته شده و احترام بالایی که دارد، به جایگاهی که در آیهای نوشته شده و خانهای که رونق دارد، اشاره میشود.
باعتقاد سؤالات عیسی اندر مهد
باختصاص مناجات موسی اندر طور
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سوالات عیسی در دوران بچگی و زمان کودکیاش، مانند مناجات و گفتگوی موسی در کوه طور، دارای اهمیت و خاص بودن هستند. به نوعی میتوان گفت که هر کدام از این شخصیتها در موقعیتهای خاص و مهمی به تفکر و گفتگو پرداختهاند.
باشک دیدهٔ یعقوب در غم یوسف
بصدق سجدهٔ داود در شب دیجور
هوش مصنوعی: چشمان یعقوب در اندوه یوسف به شدت اشک ریخت، مانند سجدهی صادقانهی داود در شب تاریک و سخت.
بنفس پاک شهیدان اهل بیت نبی
که در خزاین قدسند و در حدایق نور
هوش مصنوعی: روح پاک شهیدان اهل بیت پیامبر که در گنجینههای الهی و در باغهای روشنایی قرار دارند.
بموقف عرفات و بجمع عرصات
بحشر و نشر و بقا و لقا و حور و قصور
هوش مصنوعی: در میدان عرفات و در جمع بزرگ مردم، در روز قیامت و در برانگیختن دوباره و زندگی جاودان و دیدار با یکدیگر و در کنار حوران و قصرهای بهشتی.
برزق واهب رزق و بجان قابض جان
بوحی حامل وحی و بصور نافح صور
هوش مصنوعی: روح بخشنده روزی و جانگیر جانها، و وحی را از جانب خود حمل میکند و با صور خود نیکی را منتشر میسازد.
بساکنان صوامع، بطالبان علوم
بوافقان مناسک بحافظان نفور
هوش مصنوعی: ساکنان صومعهها، کسانی که به دنبال علم هستند و آیینهای خاصی را انجام میدهند، از نگهداری و حفظ اصولی که پسندیده نیستند، دوری میکنند.
بعرش و کرسی و حوض و صراط و لوح و قلم
بحشر و نشر و بقا و لقا و حور و قصور
هوش مصنوعی: در روز قیامت و در احوال پس از مرگ، چیزهایی مانند عرش، کرسی، حوض، پل صراط، لوح و قلم وجود دارند. همچنین مفاهیم جاودانگی، دیدار از حق، و نعمتهایی چون حور و کاخها در آن زمان مطرح میشوند.
بجان آنکه شود خلق را شفیع بهشت
بذات آنکه را دهد بنده را شراب طهور
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه انسانها در روز قیامت شفاعت نکنند و بهشت را واسطه قرار ندهند، من فقط به ذات الهی که به بندگانش شراب پاک و زلال میدهد، پناه میبرم.
بقدس و کعبه و جودی و یثرب و عرفات
بصورة انجیل و بحرفهای زبور
هوش مصنوعی: در مکانهای مقدس مانند قدس، کعبه، کوه جودی و یثرب و عرفات، معنای عمیق و ارزشی نهفته است که با کلامی مشابه به انجیل و آیات زبور بیان میشود. اینجا به اهمیت روحانی و مذهبی این مکانها و ارتباطشان با متون مقدس اشاره شده است.
بعدل تو ،که ازو گشت ظالمی منسوخ
بقضل تو ، که ازو هست نیستی مقهور
هوش مصنوعی: به خاطر عدلی که تو داری، من توسط آن ظالم شدم و این بدین معناست که براساس فضیلت تو، هستی من در نهایت به نیستی میانجامد.
که تا نیاید نزدیکم اضطرار فنا
زصدر تو نشوم، جز باختیار تو ،دور
هوش مصنوعی: تا زمانی که اضطرار فنا به من نزدیک نشود، از وجود تو جدا نخواهم شد و این جدایی تنها از روی انتخاب و اختیار تو خواهد بود.
همیشه تا قلم روزگار خوبان را
کشد ز مشک رقم بر صحیفهٔ کافور
هوش مصنوعی: هرگاه زمان به خوبیها نگاهی بیافکند، آنها را با دقت و زیبایی بر روی صفحهای زینت میبخشد که بویی از مشک و لطافتی مانند کافور دارد.
ز لطف و عنف تو بادا نهاد راحت و رنج
ز قهر و کین تو بادا اساس شیون و سور
هوش مصنوعی: از نعمت و مهربانی تو، راحتی و رنج شکل میگیرند و بر پایه غضب و کینه تو، فریاد و شادی بنیان مینهد.
خجسته خاک جناب تو قبلهٔ آفاق
ستوده صدر رفیع تو کعبهٔ جمهور
هوش مصنوعی: خاک مقدس شما متمایز و شایسته ستایش است و جایگاه والای شما مانند کعبهای است که همه به سمت آن روی میآورند.