برگردان به زبان ساده
ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست
ذرهای در سایهٔ خورشید تابان آمدست
هوش مصنوعی: موری ضعیف و کوچک به دیدار سلیمان بزرگ آمده است و این نشان میدهد که حتی موجودات کوچک هم به حضور پادشاهان بزرگ میروند. او تنها به اندازهای کوچک در زیر نور آفتاب میتابد.
قطرهای ناچیز کو را برد ابر تفرقه
رفته از عمان و دیگر سوی عمان آمدست
هوش مصنوعی: قطرهای کوچک که توسط ابر تفرقه به دور افتاده از عمان، اکنون به سمتی دیگر از عمان رسیده است.
سنگ ناقص کرده خود را مستعد تربیت
تا کند کسب کمالی جانب کان آمدست
هوش مصنوعی: سنگ ناتمام خود را آمادهی شکلگیری میکند تا به کمالی دست یابد که برای آنجا آمده است.
بی زبان مرغی که در کنج قفس دم بسته بود
صد زبان گردیده و سوی گلستان آمدست
هوش مصنوعی: مرغی که در گوشه قفس محصور و خاموش بود، حالا به گونهای باصدای بلند و با شوق به سوی گلستان رفته است.
تشنهٔ دیدار کز وی تا اجل یک گام بود
اینک اینک بر کنار آب حیوان آمدست
هوش مصنوعی: تشنگی برای دیدار کسی که تا لحظهی مرگ فقط یک قدم با او فاصله داشتم، اکنون در کنارهی آب حیات حاضر شده است.
تا به کی این رمز و ایما، این معما تا به چند
چند درد سر دهم کین آمدست، آن آمدست
هوش مصنوعی: تا کی باید به این نشانهها و معماها فکر کنم؟ تا چه زمانی باید برای این مشکلات و دردسرها خودم را ناراحت کنم که یکی آمد و دیگری هم آمد؟
مختصر کردم سخن وحشیست کز سر کرده پا
بهر پابوس سگان میر میران آمدست
هوش مصنوعی: سخن من کوتاه و خلاصه است، همچون وحشی که برای احترام به بزرگان و پیشوایان، از سر به پای سگان میرسد.