برگردان به زبان ساده
خوش صیدِ غافلی به سر تیر آمدهست
زه کن کمانِ ناز که نخجیر آمدهست
هوش مصنوعی: غافل و بیخبر از خطر، شکار خوشصیدی در تیر رس قرار گرفته است. کمان ناز و ظریف را آماده کن، زیرا زمان شکار مناسب فرارسیده است.
روزی به کارِ تیغِ تو آید نگاه دار
این گردنی که در خمِ زنجیر آمدهست
هوش مصنوعی: روزی نیاز به قدرت و برتری تو پیش خواهد آمد، پس این گردن را که در قید و بند است، حفظ کن.
کو عشق تا شوند همه معترف به عجز
اول خرد که از پیِ تدبیر آمدهست
هوش مصنوعی: عشق را بیاور تا همگان به ناتوانی خود اعتراف کنند، زیرا عقل و اندیشه اولیه تنها در پی تدبیر و چارهجویی آمده است.
عشقی که ما دواسبه از او میگریختیم
این است کـآمدهست و عنانگیر آمدهست
هوش مصنوعی: عشقی که ما از آن فرار میکردیم، حالا آمده و ما را به خود راضی کرده است.
ملکِ دلِ مرا که سواری بس است عشق
با یک جهان سپاه به تسخیر آمدهست
هوش مصنوعی: عشق به تنهایی کافی است که فرمانروایی دل من را در دست بگیرد و با قدرتی فراوان به تسخیر درآید.
در خاره کندهاند حریفان به حکمِ عشق
جویی که چند فرسخ از آن شیر آمدهست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، رقیبان به دقت درخت را تکهتکه کردهاند تا بدانند چقدر فاصله دارد تا آن شیر، که نماد قدرت و زیبایی است، به آنجا برسد.
بی لطفیای به حالِ تو دیدم که سوختم
وحشی بگو که از تو چه تقصیر آمدهست
هوش مصنوعی: در حالتی که به تو بیمحلی کردم، دلم سوخت و از خودم پرسیدم که چه اشتباهی از طرف تو باعث این بیتوجهی شده است.