برگردان به زبان ساده
بگذشت دورِ یوسف و دورانِ حُسنِ تو ست
هر مصرِ دل که هست به فرمانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: دوران زیبایی و جذابیت تو به پایان رسیده است و هر منطقه از دل که وجود دارد تحت فرمان زیبایی توست.
بسیار سر به کنگرهٔ عشق بستهاند
آنجا که طاقبندیِ ایوانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد با عشق و شوق فراوان به خاطر زیباییهای تو به سرانگشتی مشغولند، جایی که زیبایی و شکوه تو به اوج خود رسیده است.
فرمان ناز ده که در اقصای ملک عشق
پروانهای که هست ز دیوانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: به زیبایی خود ادامه بده، زیرا در دوردستهای سرزمین عشق، پروانهای که وجود دارد، نتیجهٔ دیوانگی و زیبایی توست.
زنجیرِ غم به گردنِ جان مینهد هنوز
آن مویها که سلسلهجنبانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: غم به گردن جانم بند میکند هنوز آن موهایی که زیبایی تو را به حرکت در میآورند.
آبش هنوز میرسد از رشحهٔ جگر
آن سبزهها که زینتِ بستانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: آب آن سبزههایی که زیبا میکنند باغ تو، هنوز به خاطر ریزش عصاره دل من به آنها میرسد.
دانم که تا به دامنِ آخرزمان کشد
دستِ نیاز من که به دامانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: من میدانم که تا زمانی که دستان نیازی من به دامان آخرزمان برسد، باید به دامان زیبایی تو چنگ بزنم.
تقصیر در کرشمهٔ وحشی نواز نیست
هرچند دونِ مرتبهٔ شانِ حسنِ تو ست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی در آهنگ یا زیباییهای خاصی از تو دچار گناه یا اشتباه میشود، نمیتوان آن را به حساب بینوازی و بیپروایی او گذاشت. هرچند که آن شخص در مرتبهای پایینتر از شان زیبایی و جذابیت تو قرار دارد، اما این موضوع به خصوصیات او ارتباطی ندارد.