برگردان به زبان ساده
وداع جان و تنم استماع رفتن تست
مرو که گر بروی خون من به گردن تست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به نوعی جدایی و وداع اشاره دارد. او میگوید که روح و جسمش به خاطر رفتن معشوقهاش در حال تلاش برای کنار آمدن است. او به معشوقهاش میگوید که اگر او برود، بار درد و رنجش را بر دوش خواهد داشت و این جدایی برای او بسیار سخت و سنگین است.
زمانه دامنت از دست ما برون مکناد
خدای را نروی دست ما و دامن تست
هوش مصنوعی: زمانه به تو اجازه ندهد که از ما دور شوی، خدایا نرو که دست ما به دامن توست.
به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد
مرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست
هوش مصنوعی: به جایی نرو که در آن هیچ نشانهای از دوستی دیده نمیشود، زیرا آن مکان نه برای تو، بلکه برای دشمنان تو مناسب است.
نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیست
وطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست
هوش مصنوعی: بنشین و از بالهایت استفاده کن، زیرا هر جا که پرندهای وجود دارد، آنجا را به عنوان وطن خود برگزیده است و همواره در آرزوی بهشت دلانگیز و زیباست.
در آتشی ز فراقش فتادهای وحشی
که هر زبانهٔ آن برق سد چو خرمن تست
هوش مصنوعی: در آتش جدایی معشوق خود گرفتار شدهای، ای وحشی! که هر شعلهای از این آتش، همچون آفتاب، نور و گرمای وجود تو را به نمایش میگذارد.