برگردان به زبان ساده
سحر کجاست که فراش جلوهگاه توام
نشسته بر سر ره دیدهبان راه توام
هوش مصنوعی: سحر کجا است که من به عنوان خدمتگذار تو، منتظر ظهور تو در کنار راه هستم و نظارهگر مسیر توام؟
هنوز خفته چو بخت منند خلق که من
برون دویده ز شوق رخ چو ماه توام
هوش مصنوعی: مردم هنوز در خواب و بیخبر از حال هستند، مانند بخت من که به خواب رفته است. اما من، به خاطر شوق و علاقهام به چهرهی زیبای تو، از این خواب بیرون آمدهام.
من آن گدای حریصم که صبح نیست هنوز
که ایستاده به دریوزه نگاه توام
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که به شدت به دیدن تو نیاز دارم، به طوری که حتی صبح نشده و هنوز روز شروع نشده، در کنار در منتظر نگاه تو هستم.
مرا تو اول شب راندهای به خواری ومن
سحر خود آمدهام باز و عذر خواه توام
هوش مصنوعی: تو در آغاز شب مرا با حقارت و بیاحترامی راندی و حالا من در سحرگاه به نزد تو برگشتهام و از تو عذرخواهی میکنم.
تو بیگناه کشی کن که ایستاده به عذر
به روز عرض جزا حایل گناه توام
هوش مصنوعی: تو بیگناهی را به قتل میرسی، در حالی که من برای دفاع از خود به روز محاکمه آمدهام و نمیتوانم گناهت را پنهان کنم.
اگر به کشتن وحشی گواه میطلبی
مرا طلب به گواهی که من گواه توام
هوش مصنوعی: اگر درباره کشتن یک وحشی شاهد میخواهی، من را بخواه که گواه تو هستم.