برگردان به زبان ساده
کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد
این نقد بقا چیست که بیهوده فنا شد
هوش مصنوعی: هیچ نتیجهای از تلاشهایم نگرفتم و سرمایهام برای ماندگاری از دست رفت. این سرمایهای که برای بقا به آن تکیه داشتم، چه چیزی است که بیفایده به زوال میرود؟
اظهار محبت به سگ کوی تو کردیم
گفتیم مگر دوست شود دشمن ما شد
هوش مصنوعی: ما عشق و محبت خود را به سگ محلهات نشان دادیم، اما او بهجای اینکه دوست ما شود، دشمن ما شد.
دل خون شد و از دیدهٔ خونابه فشان رفت
تا رفتهای از دیده چه گویم که چهها شد
هوش مصنوعی: دل از غم و ناراحتی پراکنده و خونین شده و اشکها مانند خون از چشمها سرازیر شده است. حالا که آن عزیز رفته، چه بگویم و چه احساسی دارم که دلم را به درد آورده است.
با جلوهٔ حسنت چه کند این تنِ چون کاه
انوار تجلیست کزان کوه ز پا شد
هوش مصنوعی: با زیبایی و جلوهٔ تو، این بدن بیارزش مانند کاه چه کار میتواند بکند؟ نوری که از تجلی تو میتابد، آنقدر قوی است که حتی کوهها را از پا درمیآورد.
رفتیم به خوابِ غم از افسانهٔ وحشی
او را که به عشرتگه ما راهنما شد
هوش مصنوعی: در خواب غمی فرو رفتیم، به خاطر داستانی از او که به ما در راهیابی به جایی پر از شادی کمک کرد.