برگردان به زبان ساده
زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
بودش گمان مهر وهنوزش یقین نبود
هوش مصنوعی: به یاد میآورم زمانی را که از ما کینهای وجود نداشت، اما او هنوز به محبت ما شک داشت و به صدق این محبت یقین نداشت.
اقرار مهر کردم وگفتم وفاکنی
کشتی مرا قرار تو با من چنین نبود
هوش مصنوعی: من با محبت تو به توافق رسیدم و گفتم که وفا کن، اما کشتی من در این دریا آرامش نداشت.
انکار مهر سد ره سد تغافل است
اما چه سود چون دل ما پیش بین نبود
هوش مصنوعی: انکار محبت مانند سد کردن مسیر است، اما چه فایده دارد وقتی که دل ما از حقیقت آگاه نیست.
من خود گره به کار خود انداختم که تو
زین پیش با منت گرهی بر جبین نبود
هوش مصنوعی: من خودم مشکل را برای خودم ایجاد کردم، زیرا قبل از این، هیچ مشکلی از تو در چهرهام وجود نداشت.
افسانهایست بودن شیرین به کوهکن
آن روز چشم فتنه مگر در کمین نبود
هوش مصنوعی: شیرین در دل کوهکن زندانی است و مانند یک افسانه به نظر میرسد. شاید چشم بدی در کمین باشد که او را ببیند و آسیبی به او برساند.
وحشی کسی که چشم وفا داشتم ازو
زود ازنظر فکند مرا چشم این نبود
هوش مصنوعی: من کسی را که به من وفا داشت، به سرعت از نظر دور کردم، اما من هرگز چشمی نداشتم که او را چنین ترک کنم.