برگردان به زبان ساده
چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود
که سرگذشت فراق تو بر زبانم بود
هوش مصنوعی: مثل شمع در شب، همه شب در حال سوختن و گریه بودم، چون داستان جدایی تو بر زبانم جاری بود.
شد آتش جگرم پیش مردمان روشن
ز خون گرم که در چشم خونفشانم بود
هوش مصنوعی: آتش دل من در برابر مردم روشن شده است، چون خون گرم من در چشمان پر از اشک من است.
به التفات تو دارم امیدواریها
ولی ز خوی تو ایمن نمیتوانم بود
هوش مصنوعی: من به توجه و محبت تو امید دارم، اما از طبیعت و ویژگیهای خودت نمیتوانم احساس امنیت کنم.
ستم گذشته ز اندازه ورنه کی با تو
کدام روز دگر اینقدر فغانم بود
هوش مصنوعی: اگر ظلمی که به من شده است به حد و اندازه نبود، دیگر چه روزی بود که اینقدر از درد و ناراحتی بگریم؟
زبان خامهٔ من سوخت زین غزل وحشی
مگر زبانهای از آتش نهانم بود
هوش مصنوعی: من به خاطر این غزل شگفتانگیز، قلمم از زبانم جان سپرد. شاید در درونم شعلهای از آتش وجود دارد.