برگردان به زبان ساده
امروز ناز را به نیازم نظر نبود
زان شیوههای خاص یکی جلوهگر نبود
هوش مصنوعی: امروز حالت محبوبانهای نداشتم که به نیازم توجهی کند، هیچکدام از شیوههای خاص هم نتوانستند خود را نشان دهند.
چشم از غرور اگر چه نمیگشت ملتفت
عجز نگاه حسرت من بی اثر نبود
هوش مصنوعی: اگرچه چشم به خودبزرگبینی نمینگرد، اما نگاه ناتوانی و حسرت من بیتأثیر نبوده است.
بس شیوههای ناز که در پرده داشت حسن
اما تبسمی که شود پرده در نبود
هوش مصنوعی: حسن شیوههای زیبایی زیادی در دل داشت، اما لبخند او آنقدر دلنشین بود که میتوانست تمام ابهامها و رازها را برملا کند.
آن خندهها که غنچهٔ سیراب مینهفت
بیرون ز زیر پردهٔ گلبرگ تر نبود
هوش مصنوعی: خندههایی که از احساس شادی و سرزندگی سرچشمه میگیرند، در واقع در پشت زیباییهای ظاهری و حس آرامش پنهان شدهاند و نمیتوان آنها را فقط از روی ظاهر و گلبرگها شناسایی کرد.
من کشته کرشمه مژگان که بر جگر
خنجر زد آنچنان که نگه را خبر نبود
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و نازککاری چشمهایم کشته شدم، بهگونهای که زخم خنجر بر قلبم بر جای ماند و نگاه من بیخبر از این آسیب بود.
دل را که نومقید زندان حسرت است
جز عرض عشق هیچ گناه دگر نبود
هوش مصنوعی: دل که در بند حسرت و آرزوهای ناکام است، جز ابراز عشق هیچ اشتباه یا گناه دیگری ندارد.
وحشی نگفتمت که غرور آورد نیاز
این سرکشی و ناز چرا بیشتر نبود
هوش مصنوعی: نمیگفتم که درخواستم از تو، غرور و سرکشی را به همراه دارد، پس چرا باید بیشتر از این خود را عزیز و نازکنده نشان دهم؟