برگردان به زبان ساده
چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
چه کارها که به فرمودهٔ فراق نکرد
هوش مصنوعی: به تو چه بگویم که چقدر با جانم میل و رغبت نداشت، چه کارهایی که به خاطر دوری و جدایی انجام نداد.
زمانه وصل ترا سد سبب مهیا ساخت
ولی چه سود که اقبالم اتفاق نکرد
هوش مصنوعی: زمانه برای دیدار تو شرایط را فراهم کرد، اما چه فایده که شانس من با من یار نبود.
هزار نقش وفاقم نمود ظاهر بخت
ولیک باطن خود ساده از نفاق نکرد
هوش مصنوعی: بخت به من ظاهراً هزاران نشانه از دوستی و هماهنگی نشان داد، اما در باطن، من هیچگاه به دورویی و نفاق دست نزدم.
کلید دار عنایت وسیلهها انگیخت
ولیک بخت بدم با تو هم وثاق نکرد
هوش مصنوعی: نعمتهای الهی و فرصتها به من روی آوردند، اما به رغم این همه، بخت و شانس من به خوبی با تو همراه نشد.
چه ذوق از اینهمه تنگ شکر، که بخت گشود
چو دفع تلخی هجر تو از مذاق نکرد
هوش مصنوعی: چه لذتی از این همه شیرینی که وقتی بخت به یاریام آمد و تلخی جدایی تو را از وجودم دور کرد، حس کردم.
شد از فراق به یک ذره صبر راضی و نیست
کسی که طاقت او را غم تو طاق نکرد
هوش مصنوعی: با جدایی، به یک ذره صبر قانع شدم و هیچکس نیست که بتواند درد و غم ناشی از عشق تو را تحمل کند.
مذاق وحشی و این درد و غم که ساقی وقت
نصیب ساغر ما بادهٔ رواق نکرد
هوش مصنوعی: طعم وحشی و این درد و غمی که داریم، باعث شده است که ساقی هیچ وقت به ما شمایل خوشی ندهد و درختان رواق را برای ما پر از شراب نکند.