برگردان به زبان ساده
گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
آتش به جای آب ز چشمم فشاند و رفت
هوش مصنوعی: او به سراغ من آمد و با شعلههای شوق دل مرا سوزاند و به سرعت رفت. آتش اشکهایم را به جای آب روانه کرد و از پیش من رفت.
آمد چو باد و مضطربم کرد همچو برق
وز آتشم زبانه به گردون رساند و رفت
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی و با سرعت بسیار، باعث شد که من مضطرب شوم، بهگونهای که مانند یک برق و شعله آتش به آسمان رسید و سپس ناپدید شد.
برخاستم که دست دعایی برآورم
دشنام داد و راه دگر کرد و راند و رفت
هوش مصنوعی: برخاستم تا دست نیاز به سوی آسمان بلند کنم و دعا کنم، اما او به من ناسزا گفت و راه دیگری در پیش گرفت و رفت.
از پی دویدمش که عنان گیریی کنم
افراشت تازیانه و مرکب جهاند و رفت
هوش مصنوعی: به دنبال او دویدم تا او را بگیرم، اما او با شجاعت و سرعتی که داشت، با تازیانهاش بر مرکب دنیا راند و از دستم در رفت.
وحشی نشد نصیبم ازو تازیانهای
چشمم به حسرت از پی او بازماند و رفت
هوش مصنوعی: من از او چیزی نصیبم نشد، فقط یک تازیانه نصیبم شد و چشمانم با حسرت به راه او دوخته مانده و او رفته است.