برگردان به زبان ساده
ز پیش دیده تا جانان من رفت
تو پنداری که از تن جان من رفت
تا جانانم از پیش دیدگانم رفت، انگار او از پیش من نرفت، بلکه این جان من بود که تنم را ترک کرد.
اگر خود همره جانان نرفتم
ولی فرسنگها افغان من رفت
اگر میبینی تن من اینجاست و با جانانم نرفتهاست، بهجای آن اندوه من و غم دوری او؛ به دوردست ها میرود.
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامان من رفت
در من دنبال سر و سامان نگرد، چراکه هنگامی که تو رفتی، سر و سامان من هم همراه تو رفت.
چه دید از من که چون بر هم زدم چشم
چو اشک از دیدهٔ گریان من رفت
تا چشمان خویش را بر هم زدم، او همچون قطرهی اشکی که از دیدهای گریان میچکد و آن را ترک میکند، مرا ترک کرد و رفت.
از آن پیچم به خود چون مار ، وحشی
که گنج کلبهٔ ویران من رفت
بهر آن از غم و حسرت به خود میپیچم؛ که او، کسی که همچون گنجی بود در ویرانه من، مرا ترک کرد و رفت.