برگردان به زبان ساده
از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت
هرکه شد بیمارِ دردِ عشق بهبودی نداشت
هوش مصنوعی: هیچ درمانی برای بهبود درد عشق مؤثر واقع نشد، چرا که هر کسی به این درد مبتلا شد، هیچگاه بهبودی نیافت.
بود روزی آن عنایتها که با ما مینمود
خوش نمودی داشت اما آنچنان بودی نداشت
هوش مصنوعی: روزی بود که لطف و محبتها به ما نشان میداد و ما را خوشحال میکرد، اما در واقع آنطور که به نظر میرسید، نبود.
دوش کـآمد با رقیبان مست و خنجر میکشید
غیرِ قصدِ کشتنِ ما هیچ مقصودی نداشت
هوش مصنوعی: شب گذشته، با رقبای شاداب و سرمست، آمده بود و با شمشیرش در حال درگیری بود، اما نیازی به کشتن من نداشت و هدف دیگری جز این نداشت.
عشق غالب گشت اگر در بزمِ او آهی زدم
کی فروزان گشت جایی کـآتشی دودی نداشت
هوش مصنوعی: اگر عشق در محفل او غلبه کند، با یک آه من، آتشی ایجاد میشود که دودی ندارد و روشناییاش بیسروصدا است.
جایِ خود در بزمِ خوبان شمعسان چون گرم
کرد
آنکه اشکِ گرم و آهِ آتشآلودی نداشت
هوش مصنوعی: در جمع زیباپسندان، کسی مانند شمع جایگاه خود را پیدا میکند که احساسات و غمهای عمیق دردناکی ندارد و نمیتواند اشک و آهی که نشاندهندهٔ عمق احساس است، به نمایش بگذارد.
داشت سودای رخش وحشی به سر در هر نفس
لیک از آن سودا چه حاصل یک دمش سودی
نداشت
هوش مصنوعی: در هر لحظه آرزوی دیدن مشکلات و زیباییهای عشق را در دل داشتم، اما از آن آرزو چه سودی به دست آوردم؟ حتی یک لحظه هم بهرهای نداشتهام.
وحشی از دردِ محبت لذتی چندان نیافت
هرکه جسمی ریش و جان دردفرسودی نداشت
هوش مصنوعی: اندوه عشق برای وحشی چنان عمیق و پرمغز بود که نتوانست به اندازه کافی از آن لذت ببرد؛ چرا که هر کسی که جسمی آزار دیده و جانش در رنج بود، چنین احساسی را تجربه نکرد.