برگردان به زبان ساده
بس که سودا آورد بازار و شهر و خانهها
ترسم آخر شهر گردد دشت از دیوانهها
هوش مصنوعی: به خاطر این که بسیاری از دیوانگان و شوریدهسراها در بازار، شهر و خانهها حضور دارند، میترسم آخر کار این شهر به دشت و بیابان تبدیل شود.
کی گشایش را بود ره در دل فرزانهها؟
دشت را هرگز نگنجانیده کس در خانهها
هوش مصنوعی: آیا راهی برای آرامش و گشایش در دل انسانهای دانا وجود دارد؟ هیچکس هرگز نتوانسته دشت وسیع را در خانههای کوچک جا دهد.
آن قدر فیضی که صاحبخانه از مهمان برد
میتوان گفت که مهمانند صاحبخانهها
هوش مصنوعی: اگر مهمان از صاحبخانه بهرهمند شود و از او بهرهمندتر باشد، میتوان گفت که آنها خود صاحبخانهاند.
نیست عاقل غیر در بند تعلق را بلد
راه شهر عافیت را پرس از دیوانهها
هوش مصنوعی: هیچ عاقلی که گرفتار وابستگیها باشد، نمیتواند راه رسیدن به آرامش و آسایش را نشان دهد. برای یادگیری این راه، بهتر است از افرادی که دچار جنون شدهاند، سوال کنید.
ساختند آباد دلها را ز گنج اعتبار
با آبادان، الهی خانه ویرانهها
هوش مصنوعی: با ثروت و اراده خود، قلبها را شکوفا کردند و در کنار آبادانی، ای کاش خانههای خراب را نیز بسازند.
دشمنند آنانکه لاف جانفشانی میزنند
بر چراغت جمله دامانند این پروانهها
هوش مصنوعی: افرادی که به خیال خودشان از جانفشانی و فداکاری سخن میگویند، درواقع دشمن تو هستند. همه این پروانهها که دور چراغ میچرخند، فقط به دنبال منافع خویشاند.