برگردان به زبان ساده
به پیری آنچنان گردیدهام از ناتوانیها
که نتوانم گشودن چشم حسرت بر جوانیها
هوش مصنوعی: با بالا رفتن سن و ناتوانیهای جسمی، آنقدر به پیری نزدیک شدهام که دیگر نمیتوانم به جوانیهایم با حسرت نگاه کنم.
گداز آتش هجران او جایی که زور آرد
توان بر طالع خود تکیه کرد از ناتوانیها
هوش مصنوعی: آتش فراق او به قدری سوزان است که حتی وقتی که کسی بخواهد به سرنوشت خود تکیه کند، از ناتوانیاش عاجز میماند.
ز بار غم چه پروا؟ لیک یار آید چو در گفتن
از آن ترسم که از جا درنیایم از گرانیها
هوش مصنوعی: از سنگینی غمها نترسم، اما وقتی یار بیاید و دربارهشان صحبت کند، میترسم که نتوانم کنترل خود را از دست ندهم و از شدت فشارها تحت تأثیر قرار بگیرم.
اگر خورشید رخسار تو در پیش نظر باشد
چو ماه نو ز پیری میروم سوی جوانیها
هوش مصنوعی: اگر چهرهی تو مانند خورشید در برابر چشمهام باشد، مانند ماه نو که جوان و شاداب است، من از پیری به سمت جوانی حرکت میکنم.
دل خود را به فریاد خموشی میکنم خالی
بر یاری که میداند زبان بیزبانیها
هوش مصنوعی: من احساسات و دردهای درونم را با سکوت به نمایش میگذارم و از کسی یاری میطلبم که به خوبی میداند چه میگذرد و نیازی به صحبت نیست.
دگر امروز از فیض نگاه گرم مهرویان
زبان واعظ ما میکند آتشفشانیها
هوش مصنوعی: امروز به خاطر نگاه پر مهر و زیبای دختران، زبان واعظ ما را به شدت تحت تأثیر قرار داده و مانند آتش فشانی به جوش و خروش آورده است.