برگردان به زبان ساده
ای بار داده کعبه کویت به راهها
گستاخ بارگاه قبول تو آهها
هوش مصنوعی: ای باران رحمت، کعبهی کوی تو در مسیرها به شجاعت گشوده شده است، و آستانهی پذیرش تو، سرشار از نالهها و آههای عاشقانه است.
بر دامن امید تو، دست دعا دراز
بر آستان عفو تو روی گناهها
هوش مصنوعی: دست دعا به سوی تو دراز کردهام، امید دارم که با رحمتت به گناهانم نگاه کنی و مرا ببخشی.
رگها که در تن است، حقیقتشناس را
باشد به سوی معرفتت شاهراهها
هوش مصنوعی: رگهایی که در بدن وجود دارند، برای کسی که حقیقت را میشناسد، باید راههای شناخت و درک حقیقت را نشان دهند.
هر سر ز پای کوبی شور تو بقعهای
دلها ز های و هوی غمت خانقاهها
هوش مصنوعی: هر زمانی که تو به زمین میزنی، شوری در دلها ایجاد میشود و صدای غم و اندوه تو به قدری بلند است که مانند صداهای یک خانقاه به گوش میرسد.
در سینههاست، هر نفسی، ذکر ارهای
در دیدههاست، سبحه ذکرت نگاهها
هوش مصنوعی: هر نفسی که از سینهها خارج میشود، یاد و ذکر خداوند در آن نهفته است. در چشمان مردم، نشانههای ذکر و یاد او مانند دانههای تسبیح قابل مشاهده است.
هر نالهای ز لشکر درد تو رایتی است
دلهاست از ستون غمت بارگاهها
هوش مصنوعی: هر نالهای که از درد تو سر میزند، نشانهای از غم و اندوهی عمیق است که دلها را تحت تأثیر قرار میدهد و بر روی زندگی آنها سایه میاندازد. غم تو به قدری بزرگ و سنگین است که مانند یک بارگاه، تمام وجود افراد را در بر گرفته است.
عشق از دل دو نیم، سوار دو اسبه است
غمها به حفظ کشور یادت سپاهها
هوش مصنوعی: عشق مانند اسبهایی است که دل را به دو بخش تقسیم کردهاند و غمها نیز در راستای حفاظت از سرزمین، شما را به یاد نیروی سپاه میاندازند.
از یک نسیم حکم تو در بحر روزگار
چون موج گشتهاند روان سال و ماهها
هوش مصنوعی: از یک نسیم، فرمان تو در پهنه زمان مانند موجهایی شده که سالها و ماهها را به حرکت درآورده است.
رهرو به کجا به کعبه کوی تو پی برد؟
کآواره گشتهاند، درین دشت راهها
هوش مصنوعی: مسافر چگونه میتواند به مقصدی که تو در آن هستی پی ببرد؟ زیرا در این دشت بیپایان، بسیاری گم شدهاند و راههای زیادی وجود دارد.
واعظ اگر چه برده ز حد معصیت، ولی
دارد ز عفو و بخشش و لطفت پناهها
هوش مصنوعی: واعظ اگرچه از مرز معصیت عبور کرده، اما به خاطر رحمت و لطف خداوند، پناههایی دارد.