برگردان به زبان ساده
ز شوق گفتگویش، نیست هوشی در شنیدنها
ز جوش مدعا، چیزی که پیدا نیست، گفتنها
هوش مصنوعی: از شوق دیدار او، دیگر گوشها توانایی شنیدن ندارند. از هیجان و اشتیاقی که در دل دارم، حقیقتی وجود ندارد که بخواهم بگویم.
بهر سو ناوک او رو گذارد، میدود از پی
نگاه حسرتم، چون رشته، از دنبال سوزنها
هوش مصنوعی: او با تیرش به سمتهای مختلف میزند و من به دنبال نگاههایی هستم که دلم میخواهد و مانند رشتهای در پی سوزنها میدوم.
خیال قد رعنای تو، گویا جا در او دارد
که میگردد به گرد خاطرم، از خویش رفتنها
هوش مصنوعی: تصور زیبایی تو به نظر میآید که در دل و ذهن من جا دارد و پیوسته در اطراف یادهایم گردش میکند، در حالی که من از خودم دور میشوم.
کدامین آفتاب امروز میآید برون یارب
که گلهای چمن دارند رنگ و بو به دامنها؟
هوش مصنوعی: کدام خورشید امروز در میتابد، ای خدا، که گلهای چمن عطر و رنگ زیبایی دارند روی دامنها؟
اگر خواهی برآید مطلب، اول ترک مطلب کن
گذشتن بیشتر باشد در این ره از رسیدنها
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به نتیجهای برسی، ابتدا باید از موضوع مورد نظر گذر کنی. در این مسیر، بیشتر از اینکه به هدف فکر کنی، باید به مراحل و پیشرفتها اهمیت بدهی.
مهیای همان شو کز برای خلق میخواهی
گریبان چاکی مقراض باشد از بریدنها
هوش مصنوعی: برای دیگران آماده باش، چون برای بهبود وضعیت خود باید از کَران شجاعت و جراحتپذیری استفاده کنی و از آسیبها تجربه کسب کنی.
نمیگردد ز حق پر، تا ز خود خالی نمیگردی
که پرنورند، تا از خود تهی گشتند روزنها
هوش مصنوعی: انسان زمانی میتواند به حقیقت نزدیک شود که از خود و خواستههای شخصی خود بگذرد و خالی از خود باشد. افرادی که از خود رهایی پیدا کردهاند، مانند روزنهایی پرنور هستند که نور حقیقت از آنها میگذرد.
فشار تنگی احوال کیفیت دهد دل را
شود واعظ، شراب ناب، انگور از فشردنها
هوش مصنوعی: تنگناهای زندگی میتوانند احساسات عمیق و تازهای به دل انسان ببخشند، مانند اینکه در شرایط سخت، شخصی به آگاهی و بصیرت دست پیدا کند، همچون شراب خالصی که از فشرده شدن انگور به دست میآید.