برگردان به زبان ساده
عرق ناکرده پاک، از محفل ما شد نگار ما
درین گلشن سبکتر خاست از شبنم بهار ما
هوش مصنوعی: بیآنکه دانسته و زحمت کشیده باشد، محبوب ما با زیبایی و طراوتی در این باغ و گلستان، از شبنم بهار لطیفتر و سبکتر ظهور کرد.
بروی سخت ما گفتار ناصح برنمی آید
صدا را سرمه برگرداند از خود کوهسار ما
هوش مصنوعی: سخنان نصیحتآمیز بر دلهای سخت ما تأثیر نمیگذارد؛ مانند اینکه صدای ما به کوهها نمیرسد و برنمیگردد.
نمی آید ز ما اظهار هستی پیش کس کردن
بزور آیینه از دست نفس گیرد غبار ما
هوش مصنوعی: نمیتوانیم به کسی بفهمانیم که وجود داریم، چرا که نمیتوان آینه را به زور از دست نفس گرفت و غبار وجود ما را زدود.
بدستش رنگ خون خویشتن میخواستم، اما
حنا کی دست برمیدارد از دست نگار ما؟
هوش مصنوعی: میخواستم که با دستان خود رنگ خونم را بگیرم، اما حنا هرگز از دستان نگار ما کنار نمیرود.
به رنگ لاله، سودای تو ما را کرد صحرائی
خیال چهره ات شد آتش جوش بهار ما
هوش مصنوعی: به خاطر رنگ لاله، عشق تو ما را بیابانی کرد و تصور چهرهات مانند آتش بهار در دل ما شعلهور شد.
پناه از خصم تا بردیم سوی خاکساریها
بگرد ما نمی گردد کسی غیر از حصار ما
هوش مصنوعی: از دشمنان خود پناه میگیریم تا به humble بودن و خاکساری برسیم، اما کسی جز خودمان دور ما نمیچرخد.
شب مرگست، روز عشرت ما بی کسان واعظ
بدل دارد چراغان از شرر سنگ مزار ما
هوش مصنوعی: شب مرگ است و ما در روزهای شادیمان بدون همراه هستیم. واعظ در این میان میگوید که چراغانیاش به خاطر آتش سنگ مزار ماست.