برگردان به زبان ساده
قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما
واشد سر و سامان هوسها، ز سر ما
هوش مصنوعی: دنیا در نظر ما تغییر کرد و به هم ریخت، و آرزوها و خواستهها از ذهن ما پاک شدند.
در تن حرکت نیست، بجز گردش رنگم
دیگر سفر هند حنا شد سفر ما
هوش مصنوعی: در بدنم هیچ حرکتی نیست، جز تغییر رنگم. دیگر سفر ما به هندوستان به پایان رسیده است، مثل سفر حنّا.
چون غنچه، زر ما گره مشت ندیده است
صندوق بگو کیسه ندوزد به زر ما
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که مانند غنچهای که هنوز شکفته نشده و درون آن طلا یا چیز باارزشی وجود دارد، ما نیز به خاطر پنهان بودن ارزشهایمان، هنوز در معرض دیده شدن قرار نگرفتهایم. در واقع، پرسش این است که چه زمانی کسی به ارزشهای نهفته ما پی خواهد برد و آنها را نمایان خواهد کرد.
در باغ سخاوت نتوان کامرسش گفت
خود را چو به کامی نرساند ثمر ما
هوش مصنوعی: در باغ generosity نمیتوان انتظار سود برد، چرا که اگر به خوشبختی نرسد، ثمرهاش نخواهد بود.
ما را به املهای جهان، بستگیی نیست
چون قطره به تن رشته نگیرد گهر ما
هوش مصنوعی: ما به امیدها و آرزوهای دنیوی وابسته نیستیم، زیرا مانند قطرهای که بر رشتهها اثر نمیگذارد، ارزش واقعی ما به چیزهایی فراتر از اینها بستگی دارد.
کرده است زخود بیخبرم، یاد عزیزان
با آنکه نگیرند عزیزان خبر ما
هوش مصنوعی: بیخبر از خودم شدهام و در حالی که عزیزانم از حال و روز من بیخبرند، به یادشان فکر میکنم.
واعظ ندهد غیر گل آتشی از وی
خاری که زند دست به دامان تر ما
هوش مصنوعی: واعظ هیچ چیزی جز زیباییهای آتشین نمیگوید و فقط خارهایی به ما میرساند که ممکن است دستان ما را زخمی کنند.