برگردان به زبان ساده
به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی را
چه میدانی که سلخی هست، ماه زندگانی را
هوش مصنوعی: در دوران پیری، چرا بار مسئولیت جوانی را به دوش میگذاری؟ آیا نمیدانی که زندگی مانند ماهی در حال گذر است و زیباییها و جوانی زودگذرند؟
کسی کز بار پیری حلقه شد قد چو شمشادش
سراپا چشم گردیده است و، میجوید جوانی را
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر پیری کمکم خمیده شده و قدش مثل شمشاد نیست، تمام وجودش پر از نگرانی و حسرت برای بازگشت جوانیاش است.
دلیلی بهتر از افتادگی نبود ره حق را
که از بالای پستی، آب دارد این روانی را
هوش مصنوعی: بهتر از این نیست که برای رسیدن به حقیقت، لازم است گاه با تواضع و فروتنی مسیر را طی کنیم، چرا که از بلندای پستی، جریان زندگی به خوبی قابل مشاهده است.
در آفت خانه دنیا، تلاش خاکساری کن
زمین بودن سپر باشد، بلای آسمانی را
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و پرآفت زندگی، باید با humility و تواضع تلاش کنیم. باید زمین و وجود خود را به عنوان سدی برای مشکلات و بلایای آسمانی در نظر بگیریم.
اگر خواهی نشاط، از حاصل گیتی بکش دامن
که دارد سرو، از آزادگی رقص روانی را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی شادمانی را تجربه کنی، از داشتههای دنیا فاصله بگیر؛ زیرا که آزادی و سرزندگی در رقص دل و جان خود را نشان میدهد.
به وضع کهنه دیر این جهان، با این دل غمگین
بسی خندی، اگر بینی رباط زعفرانی را
هوش مصنوعی: با دیدن اوضاع کهنه و قدیمی این دنیا، با وجود دل غمگینم، بسیار میخندم، اگر تو رباطی زعفرانی را ببینی.
گرفت از دست ما پیری، همه بود و نبود ما
به ما نگذاشت واعظ، هیچ جز داغ جوانی را
هوش مصنوعی: ما به خاطر پیری که به دست خودمان به وجود آمده، همه چیز خود را از دست دادهایم و واعظ هم هیچ چیزی جز حسرت از دست دادن جوانی را برای ما باقی نگذاشت.