برگردان به زبان ساده
ز مرگت دوستان را، آن قدرها نیست پروایی
شود زین زهر، کام جملگی شیرین بحلوائی
هوش مصنوعی: دوستانت از مرگ تو چندان نگران نیستند، و این زهر نمیتواند دل همه را تلخ کند، بلکه میتواند به شیرینی شکری بدل شود.
ز ابنای زمان، یار نوی هر روز پیدا کن
که هرگز یاری امروزشان را، نیست فردایی
هوش مصنوعی: از میان مردم زمانه، هر روز یک دوست جدید پیدا کن، زیرا هیچ یک از یاران این روزها، فردایی ندارند.
نمیجویند در خلوت بجز خواب و خور و راحت
نمیگویند در صحبت، بغیر از حرف دنیائی
هوش مصنوعی: آدمها در تنهایی خود به جز خواب و غذا و آسایش چیزی نمیجویند و وقتی در جمع هستند، فقط درباره مسائل دنیوی صحبت میکنند.
باین وحشت فزایان، جای الفت نیست، میخواهم
دلی از شهر بیزار و، دماغ سر بصحرائی
هوش مصنوعی: اینجا جایی برای دوستی و نزدیکی نیست، با این ترس و هراسی که وجود دارد. من میخواهم که قلبم از این شهر که بدم میآید، دور باشد و به دنیای آزاد و بیدغدغهای بروم.
بسی سر در هوا و، پا به گل بودم، کنون باید
سرپا در گلی از سجده، آه عرش پیمایی
هوش مصنوعی: من زمانی در عالم خواب و خیال بودم و به راحتی در مشکلات میافتادم. اکنون باید با آرامش و تمرکز در حالتی از عبودیت و سجده به سر برم، گویی به عرش خداوند پرواز کردهام.
فتاده بر سر هم کار و، مزدور بدن کاهل
غم آرام سوزی کو و، درد کار فرمایی؟!
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به کسی است که در کار خود کاهلی میکند و به جای تلاش، به غم و ناراحتی پرداخته است. این فرد به دنبال آرامش نیست و از درد و رنج کارفرما نیز بیخبر است. به عبارت دیگر، او در حال تحمل بار سنگین کار و مسئولیتهاست اما در عوض فقط غم و بیتحرکی را تجربه میکند.
چو دندانی که افتد از دهن، وقت جوانیها
شوم غمگین، بر آرم از دهان گر حرف بیجایی
هوش مصنوعی: به مانند دندانی که از دهان میافتد، در زمان جوانیام ناراحت میشوم، و اگر حرف بیهودهای بزنم، آن را از دهانم برمیدارم.
نداری در ره دنیا، جوی اندیشه فردا
همه اندیشه، اما از برای رزق فردایی
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ چیزی برای تو نیست که به آن فکر کنی، همه افکار و نگرانیهایت مربوط به آینده است، اما تنها به خاطر درآمد و روزی فردایت.
بود یکدست مرگ جمله، گر درویش گر منعم؛
چو اسکندر بری دست تهی هرچند دارایی!
هوش مصنوعی: زندگی در نهایت برای همه یکسان است، چه فردی فقیر باشد و چه ثروتمند. مانند اسکندر که با دستان خالی و بدون هیچچیز از دنیا رفت، هرچند که در زمان خود دارایی و قدرت فراوانی داشت.
کفت خالیست از دنیا و، دل پر از غم دنیا
نداری گرچه دنیا واعظ، اما ز اهل دنیایی
هوش مصنوعی: تو از دنیا چیز زیادی نداری و دلات پر از غمهای دنیوی است. هرچند که دنیا خود را نصیحتکننده نشان میدهد، اما خود اهل دنیا و وابسته به آن است.