برگردان به زبان ساده
در کنار یار، از یار است دست ما تهی!
کاسه گرداب، در دریاست از دریا تهی!
هوش مصنوعی: در کنار محبوب، گویی از محبت بیبهرهایم! همانطور که کاسهای که در گرداب است، از آب دریا بینصیب است!
بی نیازی چون صدف ما را ز حق بیگانه کرد
داشت رو بر آسمان، تا بود دست ما تهی!
هوش مصنوعی: بی نیازی مانند صدف باعث شد که ما از حق و حقیقت دور شویم. هنگامی که نگاهمان به آسمان بود، متوجه شدیم که دستمان خالی است.
گریه نتواند دل ما را ز غم خالی کند
کی شود از خرج باران کیسه دریا تهی؟!
هوش مصنوعی: دل ما هرگز از غم خالی نمیشود، حتی اگر به اندازه باران ببارد؛ زیرا غم و اندوه به اندازهای درون ما سنگینی میکند که نمیتوان به راحتی آن را خالی کرد.
تا خم گردون، درین خمخانه هستی بجاست
از شراب غم نمیگردد ترا، مینا تهی
هوش مصنوعی: در زندگی، در این مکان که میتوان آن را به خمخانهای تشبیه کرد، وجود ما جایی دارد. غمها مانند شراب درون مینا نمیتوانند ما را پر کنند و آنجا خالی است.
دست خالی میکند رسوای عالم مرد را
برنمی خیزد صدا از کاسه، نبود تا تهی
هوش مصنوعی: در زندگی، کسی که هیچ چیز ندارد و دستش خالی است، نمیتواند در دنیا خود را نشان بدهد و صدایش به جایی نمیرسد. انگار که تا زمانی که خالی است، هیچ صدایی از او بیرون نمیآید و کسی او را نمیبیند.
هست تا در سر خرد، خالی نگردد دل ز غم
پنبه تا برجاست، نتواند شدن مینا تهی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در فکر و اندیشه، عقل و خرد وجود دارد، دل نمیتواند از اندوه خالی بماند. تا زمانی که پنبه در دست است، نمیتوان مینا را خالی کرد.
چون دل بی آه، ننهد فیض، هرگز پا در او
هر گلستانی که هست از سرو آن بالا تهی
هوش مصنوعی: وقتی دل بدون حسرت و آه باشد، هیچ فایدهای برایش نخواهد داشت. در هیچ باغی که باشد، از زیبایی و شکوه سروهای بلند خبری نخواهد بود.
یک سر و گردن، شد از ابنای جنس خود بلند
چون حباب آنکس که پهلو کرد ازین دریا تهی
هوش مصنوعی: یک فرد از میان همنوعان خود برتر و بالا میرود، مانند حبابی که از آب دریا بیرون میآید، اما وقتی کنارش قرار میگیری، احساس تنهایی و خالی بودن وجودش به وضوح مشهود است.
اهل همت جان نمیدارند از سائل دریغ
تا قدح خالیست، قالب میکند مینا تهی
هوش مصنوعی: آدمهای با همت از اینکه به نیازمندان کمک کنند دریغ نمیکنند، تا وقتی که ظرف خالی است، به راحتی میتوانند آن را پر کنند و خالی بودنش را در نظر نمیگیرند.
خاکساری بسکه واعظ، کرده تن پرور مرا
خواب من، پهلو کند از بستر دیبا تهی
هوش مصنوعی: واعظ به قدری مرا خوار کرده که حالا دلم میخواهد از خواب بیدار نشوم و راحت در آغوش خواب باقی بمانم، مثل کسی که در جای راحت و نرم نمیتواند استراحت کند.