برگردان به زبان ساده
هر نقش درم بندی است، در دیده آگاهی
دائم ز فلوس خویش در دام بود ماهی!
هوش مصنوعی: هر تصویری که میبینیم، نشانهای از درک و آگاهی ماست. ما همیشه در حال تلاش برای درک و شناخت خودمان هستیم، مانند ماهیای که در دام است و نمیتواند از وضعیت خود فرار کند.
در خواب نبیند شه، آسایش درویشی
درویش ندارد ره بر تخت شهنشاهی
هوش مصنوعی: در خواب هم شاه آسایش درویش را نمیبیند؛ چون درویش هیچگاه نمیتواند به تخت شاهی دست یابد.
با سر بسر آن کو، ره در دل شب میپو
گم کرده خود میجو، با شمع رخ کاهی
هوش مصنوعی: به جستجوی کسی نرو که در دل شب گم شده، بلکه با نوری که از چهرهات ساطع میشود، او را پیدا کن.
بگداخت غمش از تن، تا جامه و پیراهن
چون هیچ نماند از من، ای ضعف چه میخواهی؟!
هوش مصنوعی: غمش آنقدر او را در خود ذوب کرده که دیگر هیچ چیز از او باقی نمانده است. حالا ای ضعف و ناتوانی، چه چیزی را طلب میکنی؟!
بار عملی بر بند، تا هست روان در تن
کز کف رود این ساحل، کشتی چو شود راهی
هوش مصنوعی: بار مسئولیت را بر دوش خود بگذار، زیرا زمانی که جان در بدن است، اگر از این ساحل بگذری، مانند کشتی خواهی بود که راه خود را مییابد.
اعضا و قوی، کردند ترکم بگه پیری
از خلق چنان دیگر خواهم ز که همراهی؟!
هوش مصنوعی: اعضا و نیروها، به من بیتوجه شدند و گفتند که پیری از دیگران چگونه میخواهم با آنان همراهی کنم؟
واعظ، غم روزی چند؟ یک شب غم خود هم خور
این زنگ ز دل خیزد، با آه سحرگاهی
هوش مصنوعی: ای واعظ، چرا به غم روزهای آینده فکر میکنی؟ بهتر است یک شب هم به غم خود بپردازی. این احساسات از دل برمیخیزد و با آتش سحرگاهی آرام میگیرد.