برگردان به زبان ساده
به خونریزی همانا داد فرمان چشم جادو را
که از مژگان نهد انگشت بر لب تیغ ابرو را
هوش مصنوعی: چشم جادو و مژگانش باعث میشود که خونریزی به وجود بیاید، زیرا آنها انگشتی بر روی لب تیغی که همان ابرو است میگذارند و این کار تأثیر عجیبی دارد.
محبت طرفه صحراییست، کز غیرت در آن وادی
گریبان چاک نتوان دید، نقش پای آهو را
هوش مصنوعی: محبت مانند بیابانی است که در آن به خاطر غیرت، نمیتوان نشانهای از دیگران یا جای پای آهو را مشاهده کرد.
خط بغداد ساغر، بگسلد خود را ز بیتابی
چو موج باده لب بر لب گذارد آن پریرو را
هوش مصنوعی: ساقی سُرای بغداد به خاطر بیتابیاش تصمیم میگیرد که به سرازیر شدن باده بپردازد. مانند موجی که به لب دریا نزدیک میشود، او هم به زیبایی آن پریرو نزدیک میشود.
هلاک خال آن پیشانی و چین جبین گردم
که دارد داغ از خوبی، هزاران چشم و ابرو را
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و نقش خال روی پیشانی و چینهای جبین آن معشوقه، هلاک میشوم؛ به طوری که اثر خوبی او میتواند هزاران چشم و ابرو را تحت تأثیر قرار دهد.
نه تنها غنچه را در شاخ گل برده است فکر او
که این غم یاد دارد صدهزاران سر به زانو را
هوش مصنوعی: فکر او تنها به غنچهای که در شاخه گل است محدود نمیشود، بلکه این غم به یادآورندهی هزاران سر باری است که بر زانوی خود خم شدهاند.
به عجز ناتوانی، دست و پای آن کمان دارم
که گیرد تیغ بیرحمی ز کف آن ترک بدخو را؟
هوش مصنوعی: دارم به ناتوانی، دستان و پاهایی مثل آن کمان، که در برابر بیرحمی، سلاح آن ترک بدجنس را در دست بگیرد.
به جرأت بردم تیغ نگاهت میدود واعظ
به این دیوانه سر ده یک نظر آن چشم جادو را!
هوش مصنوعی: با جسارت به چشمان تو نگریستم، در حالی که واعظ در حال نصیحت این دیوانه است. فقط با یک نگاه به آن چشم جادوییات!