برگردان به زبان ساده
بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین را
نسب به خنده رسد، گریه های خونین را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شادیها و لذتهای شیرین زندگی، به اندازهای ناپایدار و بیفایده هستند که در مقابل غم و اندوه عمیق و دردناک قرار میگیرند. به عبارت دیگر، لحظات شیرین و شاداب، نتوانستهاند به اندازهی درد و غمهایی که احساس میشود، ارزش و اهمیت پیدا کنند.
ز غفلت تو جهان گشته جای آسایش
نموده خواب گران نرم سنگ بالین را
هوش مصنوعی: به خاطر غفلت تو، جهان به جایی برای آرامش تبدیل شده و سنگهای سخت به جای بالش، خواب سنگینی گرفتهاند.
تراست عیش گوارا، چو خاکسار شوی
که آب سرد بود کوزه سفالین را
هوش مصنوعی: تجربه لذت واقعی زندگی، همانند زمانی است که خود را humble و فروتن کنی، زیرا مانند کوزه سفالی که آب سرد را در خود نگه میدارد، در این حالت از آرامش و خنکای وجود بهرهمند خواهی شد.
نسب چه سود دهد، چون تو بی هنر باشی؟
ز آب جو، چه برش تیغهای چوبین را؟
هوش مصنوعی: نسب و اصل و نسب خانوادگی چه فایدهای دارد، اگر انسان استعداد و هنری نداشته باشد؟ از آب جو چه بهرهای میتوان برد، وقتی تیغهای چوبی در دست داریم؟
خیال لعل لب یار واعظ امشب باز
بدیده ام، چو نمک ساخت خواب شیرین را
هوش مصنوعی: امشب دوباره تصوری از لبهای زیبا و دلانگیز معشوق در ذهنم نقش بسته است، به گونهای که این خیال شیرین، خواب راحت و دلپذیرم را تلخ کرده است.