برگردان به زبان ساده
کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه
ازین رو، نیک و بد را نیز باشد رو در آیینه
هوش مصنوعی: از گرمای چهره کسی، خوبیها و بدیها در آینهای منعکس میشود. بنابراین، خوبیها و بدیها در آینه نیز نمایان هستند.
نباشد شاهدی بر خوبی کس، همچو اطوارش
ندارد به ز خود بر خوبی خود محضر آیینه
هوش مصنوعی: اگر کسی را برای خوبیهایش شاهد و گواهی نباشد، مانند خود او نیز نمیتواند به خوبیهایش آگاه باشد. باید به آینهی خود نگاه کند تا زیباییها و خوبیهایش را ببیند.
ز یار دلنشینی، هر دمش باید جدا گشتن
نمی باشد از آن یک لحظه بی چشم تر آیینه
هوش مصنوعی: از دوست دلنواز، هر لحظه باید جدا شد، ولی نمیتوان حتی یک لحظه بدون او زندگی کرد، مانند آینهای که همیشه به نور نیاز دارد.
چه نالی از کدورتهای دنیا، کان کند پاکت؛
بود بیجا کند گر شکوه از روشنگر آیینه
هوش مصنوعی: چرا از کدورتهای دنیا شکایت میکنی، وقتی که وجود تو پاک و بینقص است؟ اگر از روشنایی آینه شکایت کنی، این بهانهای نادرست خواهد بود.
دل روشن کند هموار زشتیهای دنیا را
که زن را میکند مقبول طبع شوهر آیینه
هوش مصنوعی: دل را میتابد تا بر زشتیهای دنیا غلبه کند و زنی که به دل شوهرش نزدیک است، به این ترتیب مورد پسند او قرار میگیرد.
شکسته دل ز بس بیند هنرمندان عالم را
ز چشم مردمان پوشیده دارد جوهر آیینه
هوش مصنوعی: دل شکسته و غمگین از دیدن هنرمندان بزرگ جهان، گویی کوچک و نامرئی شده است؛ چرا که جذابیت و زیبایی آنها همچون جوهر یک آیینه، از چشم مردم پنهان است.
تو با خود آنچه کردی از جهالت پیشگی، دیگر
بروی خود چه سان خواهی نگه کردن در آیینه؟!
هوش مصنوعی: تو به خودت آنچه از نادانی و ناپختگی کردی، حالا چطور میخواهی خودت را در آینه ببینی؟
به جز اصلاح حال خلق، مطلب نیست واعظ را
نگوید عیب مردم را ز روی دیگر آیینه
هوش مصنوعی: جز بهبود وضعیت مردم، موضوع دیگری برای واعظ وجود ندارد. او نباید عیوب مردم را از روی یک زاویه منفی و غیرمنصفانه بیان کند.