برگردان به زبان ساده
زال دنیا محو گردیدن ندارد این همه
روی این نادیدنی دیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: زال (که نماد پختگی و حکمت است) در دنیا نمیتواند محو شود و ناپدید گردد، چرا که این همه زیبایی و جذابیتهای نادیدنی را نمیتوان تنها در یک نگاه مشاهده کرد.
مال دنیا آتش آرام سوزی بیش نیست
بر سرش چون دود رقصیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: داراییهای دنیوی مانند آتش ملایمی هستند که به آرامی میسوزند و در واقع دردسر بزرگی ایجاد نمیکنند. این منابع هیچگاه ثبات ندارند و مثل دودی که نمیتواند به سمت بالا برود، از ارزش و اهمیت واقعی برخوردار نیستند.
بهر ضبط خردهای چند، ای توانگر روز و شب
غنچهسان بر خویش پیچیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: ای توانگر، برای جمع کردن اندکی مال، روز و شب مانند غنچه نمیتوانی در خود پیچیده شوی و این همه را نادیده بگذاری.
هست رزق دیگران مالت، چو سنگ آسیا
بر سر هر حبه لرزیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: رزق و روزی دیگران وابسته به مال توست، مانند سنگ آسیا که بر روی هر دانهای نمیلرزد و ثابت است.
تا تو زین سر چیده یی،ز آن سر اجل برچیده است
دستگاه آرزو چیدن ندارد این همه!
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو از این دنیا لذت میبری و آرزوهایت را دنبال میکنی، زمان مرگ به سراغ تو نیامده است. بنابراین، نیازی به نگرانی در مورد آرزوهایت نیست.
میکند چپ تابی این چرخ گردان باطلش
رشته آمال تابیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: این چرخ گردان زندگی به صورت غیرقابل تغییر و باطل، امیدها و آرزوها را به هم میپیچد و از بین میبرد. این همه مشکلات و فشارها فرصتی برای درخشش آرزوها باقی نمیگذارد.
نیست جز یک پشت پاوار، از تو تا اقلیم مرگ
ای دل نامرد لنگیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز یک حرکت ناگهانی وجود ندارد، از تو تا سرزمین مرگ ای دل بیجرأت، این همه لنگیدن بیفایده است.
دیده چون پوشیده شد از غیر حق، درگاه اوست
کو بکو سرگشته گردیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: وقتی چشم از غیر حق بسته شود و فقط به درگاه حق توجه کند، دیگر نیازی نیست که در این میان سرگردان و حیران باشیم.
ای که بر لب گفت و گوی کعبه ات باشد گران
آستان خلق بوسیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: ای کسی که گفت و گوی تو به مانند کعبه باعظمت است، نباید این قدر سنگینی و کبریایی داشته باشی که آستان مردم را بوسیدن ارزشش را نداشته باشد.
خانه دنیا که از گرد کدورتهاست پر
ای دل از وی چشم پوشیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: این دنیا پر از غم و مشکلات است و قلب تو باید یاد بگیرد که از این مسائل چشمپوشی کند و به آنها توجه نکند.
نقش پای رفتگان از بهر خودسازی بس است
خانه آیینه پرسیدن ندارد این همه!
هوش مصنوعی: آثار و نشانههای افرادی که رفتهاند، برای درک و ساختن خود ما کافی است. نیازی نیست که همیشه در جستجوی جوابها و تأییدات خارجی باشیم، چرا که خودمان میتوانیم از این نشانهها بهرهبرداری کنیم.
از رخ خوبان، دگر کوتاه کن دست نگاه
این گل بیرنگ و بو، چیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: از زیباییها و چهرههای دلربا، دیگر دست از تماشا بردار؛ چراکه این گل بیرنگ و عطر، ارزش چیدن و نگاه کردن ندارد.
مرگ نبود عمر من، غیر از حیات تازه یی
از حیات تازه ترسیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: مرگ برای من پایان عمر نیست، بلکه به نوعی یک زندگی جدید است که از زندگی قبلی ترس ندارد.
نام مردن برده واعظ پیش طبع نازکت
گفته حرفی راست، رنجیدن ندارد این همه
هوش مصنوعی: نام مرگ را واعظ به زبان آورد، اما این موضوع برای روح حساس تو آزاردهنده نیست، چرا که او فقط سخنی حقیقی گفته است و نباید از آن رنجید.