برگردان به زبان ساده
چشمش در ستم بر خلق باز کرده
مژگان بخون مردم، دستی دراز کرده
هوش مصنوعی: چشم او با ظلم و ستم بر مردم گشوده شده است و مژگانش مانند نیزهای به خون مردم آلوده است. او دستی دراز کرده تا بر دیگران سلطه پیدا کند.
برداشته بتکبیر، یکبارگی ز خود دست
هر کس بقبله ما یکره نماز کرده
هوش مصنوعی: با کمال وقار و آرامش، همه متوجه شدهاند که هر کسی که به سوی ما نماز گزارد، از خود فاصله گرفته و به ما پیوسته است.
سرچشمه حیات است لعل تو، لیک ما را
زلف تو بی نیاز از عمر دراز کرده
هوش مصنوعی: شیرینی و زیبایی وجود تو، منشأ زندگی و حیات است، اما موهای تو به قدری جذاب و دلنشین است که ما را از زندگی طولانی بینیاز کرده است.
تا سیم درد بیغش سازد در آتش عشق
تیغش دو نیم دل را، مانند گاز کرده
هوش مصنوعی: اگر در آتش عشق گرفتار شوی، درد و رنجی که از آن میکشی، میتواند دل را به دو نیم کند و مثل چیزی که زیر دندان گاز گرفته شده، عذابآور خواهد بود.
هست از خرام نازش، کوتاه دست خوبان
در نیکوی همین سرو، قدی دراز کرده
هوش مصنوعی: از زیبایی و فریفتگی او، همگان از دست نیکوکاران کوتاه شدهاند؛ زیرا این سرو بلند قامت، زیباییاش را در نیکویی به نمایش میگذارد.
از بسکه گشته حیران آیینه بر جمالش
دیگر بهم نیاید چشمی که باز کرده
هوش مصنوعی: از بس که زیبایی او باعث حیرت و شگفتی شده، چشمی که به او نگاه میکند، دیگر نمیتواند به درستی باز شود و به تماشای او بپردازد.
فکر بلند واعظ از طبع پست خود نیست
گویا که یاد قد آن سرو ناز کرده
هوش مصنوعی: واعظ به دلیل طبیعت پایین خود نمیتواند فکر بلند و عمیق داشته باشد، بهوضوح مشخص است که او تنها به یاد قد و قامت آن سرو ناز میافتد.