برگردان به زبان ساده
یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بده
وز مور و مار شور و شرش، نفرتم بده
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، از شر و بلای دنیا و از خطرات و مشکلات آن، به من پناه بده و مرا از زشتیهای آن نجات بده.
از بهر گور، حسرت حسن عمل بس است
بر دولت جهان دل بی حسرتم بده
هوش مصنوعی: برای زندگی پس از مرگ، کافی است که به عمل نیکو فکر کنیم. بینیازی از نعمتهای دنیا را به من عطا کن.
افگنده نفس، در گل و لای علایقم
تا آردم برون دل پر قوتم بده
هوش مصنوعی: نفس من در مشکلات و دشواریهای زندگی غرق شده است و میخواهم با قدرت دل و ارادهام خود را از این وضعیت نجات دهم.
مرد آزماست معرکه نفس و، من ضعیف
یارب بر این عدوی قوی، نصرتم بده
هوش مصنوعی: مرد در برابر نفس خود در حال آزمایش است و من با اینکه ضعیف هستم، ای خدا، به من کمک کن تا بر این دشمن قوی غلبه کنم.
یا در جهاد نفس دل شیر ده مرا
یا غیرتی باین دل بی غیرتم بده
هوش مصنوعی: به من قوتی عطا کن تا در مبارزه با نفس خود پیروز شوم، یا اینکه غیرتی به من بده که بتوانم بر این دل بیغیرتم غلبه کنم.
مزمن شده است علت بیدردیم بسی
از انفعال آن عرق صحتم بده
هوش مصنوعی: دلیل بیدردیام بسیار ریشهدار و طولانی شده است، پس خواهش میکنم که از سلامت خودم بهرهمندیام را افزایش بده.
عمرم تمام گشته و، کار است ناتمام
فرصت ز مرگ غافل کم فرصتم بده
هوش مصنوعی: عمر من به پایان رسیده و کارهای نیمهتمام زیادی دارم. مرگ را فراموش نکن و به من فرصت بده تا کارهایم را به اتمام برسانم.
دادی چو ملک بندگیم، تخت دولتی
توفیق کامرانی، از این دولتم بده
هوش مصنوعی: ای پروردگار، وقتی که تو به من حکومت و بندگی عطا کردی، بر تخت قدرت و موفقیت قرار گرفتم، از این رفعت و موقعیت به من بیشتر عطا کن.
در راه بندگی بسوی کعبه نجات
دادی چو دست و پای طلب، همتم بده
هوش مصنوعی: در مسیر بندگی و رسیدن به کعبه، مرا نجات دادید. اکنون که در تلاش هستم، کمکم کنید و عزم و ارادهام را تقویت نمایید.
از دست خویشتن بتو آورده ام پناه
یا رب ز لطف جای در آن حضرتم بده
هوش مصنوعی: از خودم ناامید شدم و به تو پناه آوردهام. خدایا، از لطف خودم را در آن جایگاه قربت قرار ده.
با نان خلق، نانخورش منت است و بس
از خوان لطف روی بی منتم بده
هوش مصنوعی: اگر با نان مردم زندگی کنی، تنها منت تو این است که نانخور آنها هستی. از سفرهی محبت خودت، به من هم نان بده.
دارم نه تاب حاجت و، نی طاقت غنا
از مال بی نیازی بی ثروتم بده
هوش مصنوعی: من نه توانایی تحمل خواستههایم را دارم و نه اینکه از ثروت و بینیازی لذت میبرم. اگر میتوانی، مرا از بینیازی و فقر رهایی بده.
در معدن کمال ز خورشید لطف تو
گوهر شدم، یگانه شدم، قیمتم بده
هوش مصنوعی: من با مهر تو به اوج کمال رسیدم و به یکتایی دست یافتم، اکنون ارزش و مقامم را به من شناساند.
بردم نصیب خویش ز هر نعمتت کنون
از خوان شکر نعمت خود، قسمتم بده
هوش مصنوعی: از هر نعمت تو بهرهمند شدم، اکنون از سفرهی شیرین نعمتهای خود به من سهمی بده.
بر داردم ز خاک، چو درویشی از کرم
تا سایمش بیا، سر بی نخوتم بده
هوش مصنوعی: من از خاک بر میخیزم، مانند یک درویش به خاطر مهربانیات. بیا و سایهام را نگهدار، و سرم را بدون هیچ نگرانی به من بده.
بهر عطای مال، بکن همتم عطا
در خرج نقد عمر، ولی خستم بده
هوش مصنوعی: به خاطر بخشش مال، تلاش کن تا بخشش داشته باشی. در هزینه کردن عمر به صورت پول نقد، اما من خستهام، پس به من نیز عطا کن.
بیخان و مان عشق توأم، بهر یاد خویش
غمخانه دل ز جهان خلوتم بده
هوش مصنوعی: دور از عشق تو در دلم غم و اندوهی به وجود آمده است، پس برای یادآوری صدای دل، کاش یک خلوت از جهان به من بدهی.
قفل جهنم سخن غیر کن لبم
وز ذکر خود، کلید در جنتم بده
هوش مصنوعی: من از گفتن هر چیزی جز نام تو خودداری میکنم و تنها از یاد تو میخواهم که دروازههای بهشت را پیش روی من بگشایی.
کردی چو ساقی می معنی چو واعظم
یا رب می کلام، بکیفیتم بده
هوش مصنوعی: ای ساقی، مانند یک معلم بزرگ، می را با معنا و مفهوم به من بده؛ ای خدا، به من می کلامی بده که کیفیتش بالا باشد.