برگردان به زبان ساده
یارب دل قانع، بدل سیم زرم ده
از پای بدامن سر بیدرد سرم ده
هوش مصنوعی: ای خدا، دلی راضی و خشنود به من ببخش و از سرانجام بد و دردسرهای زندگی نجاتم بده.
جز گرد مذلت در خلق چه خیزد؟
عقلی بسر بیخرد در بدرم ده
هوش مصنوعی: به جز ننگ و خاری که از مردم به دست میآید، چه چیزی میتواند بیرون بیاید؟ عقلی که فاقد خرد و هوش باشد، مرا به دردسر میاندازد.
زین چشم چه دیدم، بجز از عالم کثرت
چشم دگر از بهر جهان دگرم ده
هوش مصنوعی: از این چشمی که دارم، جز زیباییهای دنیای مادی چیزی نمیبینم. ای کاش چشمی دیگر به من بدهی تا بتوانم دنیای دیگری را مشاهده کنم.
در خانه دل گرد غم از روزن گوش است
گوشی ز خبرهای جهان بیخبرم ده
هوش مصنوعی: در دل من غم وجود دارد و از آنجا که گوشم به صدای دنیا نیست، از خبرهای آن بیخبرم.
نی جای مقامست، گل و لای علایق
توفیق گذر کردن ازین رهگذرم ده
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که نی، نماد روح و مقام معنوی است و در اینجا به سختیهای زندگی و وابستگیهای آن اشاره میکند. این شاعر از معشوق میخواهد که به او کمک کند تا از این موانع عبور کند و به مقصدی روحانی برسد. در واقع، او به دنبال توفیق و راهیابی در مسیر زندگی و معنویت است.
از سر مکنم سایه سودای غمت کم
زین بال هما دولت بیزور و زرم ده
هوش مصنوعی: از دل و جان خود سایه آرزوی تو را دور میکنم، چون از این پرواز بلند به خوشبختی و ثروت تو بینیازم.
پهلو چو تهی گشت ز عالم، پر و بالست
یارب بسوی خویشتن، این بال و پرم ده
هوش مصنوعی: وقتی که از دنیا و مشکلات آن خالی شوم و احساس تنهایی کنم، لطفا به من بال و پر بده تا بتوانم به سمت خودم پرواز کنم.
در دشت تجرد نتوان خار غمی یافت
از لطف دلیلی سوی آن بوم و برم ده
هوش مصنوعی: در دشت تنهایی، نمیتوان خار غمی یافت، اما با لطف و محبت کسی، میتوان به آن سرزمین و دیار رفت.
خام بسر است از هوس سقف زر اندود
ویرانه در بسته بی بام درم ده
هوش مصنوعی: شخصی که هنوز تجربه و درک کافی ندارد، نباید به آرزوهای بزرگ و ناممکن دل ببندد، چرا که در نهایت به رنج و ناکامی خواهد رسید. خود را در جایی قرار میدهد که فاقد امکانات و حمایتهای لازم است.
غولی چو أمل هست ره بندگیت را
از درد طلب بدرقه این سفرم ده
هوش مصنوعی: در مسیری که برای بندگی و خدمت به تو انتخاب کردهام، وجود غم و ناامیدی نمیتواند مانع من شود. از تو میخواهم که در این سفر، به من یاری برسانی و حمایتم کنی تا بتوانم به هدفم برسم.
تا راه ترا شمع شود سرمه بینش
یک دیده دل وار از آن خاک درم ده
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشم دل روشن شود و راه تو را روشن کند، از آن خاک (این دنیا) به من ثروتی بده.
آیینه از زنگ هوس، خاک نشین است
خاکستری از آتش آه، سحرم ده
هوش مصنوعی: آیینه به خاطر وسوسهها و تمایلات دنیوی، کدر و آلوده شده است و خاکستر ناشی از آتش درد و اندوه در برابر آن قرار دارد. ای صبح، به من نیکی و زندگی تازهای عطا کن.
سرگرمی سودای هوی و هوسم سوخت
دلسردی ازین آتش ظلمت اثرم ده
هوش مصنوعی: اقیانوس آرزوها و خواستههایم مرا به آتش دلسردی میسوزاند و از این تاریکی، نور و اثر خوبی بر من نخواهد ماند.
از خشکی ز هدم نشود تخم عمل سبز
باران سرشک از رگ مژگان ترم ده
هوش مصنوعی: اگر زمین خشک باشد، بذر عمل نمیتواند بروید؛ اما اشکهای بارانگونه از چشمانم، میتواند به آن بذر جان ببخشد.
هر گه که برآید سخنت، گوش دلم بخش
هر جاکه نه حرفت گذرد، گوش کرم ده
هوش مصنوعی: هر زمان که سخنان تو به گوش من میرسد، دل من آمادهی شنیدنش است و هر کجا که کلام تو به من نرسد، من ناخواسته بیاعتنا هستم.
بی اید تو، بر باد شد این عمر گرامی
از مردن با یاد تو، عمر دگرم ده
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، این عمر ارزشمند مانند باد پراکنده شد. از آنجا که با یاد تو میمیرم، عمر دیگری به من عطا کن.
از گوش گران، گوش کشم شد سخن مرگ
پیشم سفری آمده، زاد سفرم ده
هوش مصنوعی: من از گوش سنگین خود ندا را میشنوم که درباره مرگ سخن میگوید و به نظر میرسد سفر جدیدی در پیش دارم، پس مرا برای این سفر آماده کن.
خوابی چو اجل هست و، خوری چون غم آنم
در بندگی خود، تن بیخواب و خورم ده
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک خواب است که به پایان میرسد و من در این حالت از غم در بندگی خود، بیخواب و تنها به خوراک خود میپردازم.
از خاک تو برداشتیم، هم تو کنم سبز
کردی ز غم خود چو نهالم، ثمرم ده
هوش مصنوعی: از خاک تو برآوردهام و به خاطر تو جوانه زدم. از غم خود به مانند درختی که جوانه میزند، از تو میخواهم میوهای به من عطا کنی.
از سنگدلان گشته دم تیغ زبانم
آبش ز ره لطف، بخون جگرم ده
هوش مصنوعی: زبانم مثل تیغ تیز شده و از دل سنگدلان بیرون میآید. اما از لطف شما، مرا از این درد و زخم دل رهایی بخش.
گردیده ام از فکر سخن رشته چو واعظ
از قلزم معنی همه یکتا گهرم ده
هوش مصنوعی: از فکر و اندیشهام به جایی رسیدهام که مانند واعظی در عمق دریا، تنها یک گوهر ارزشمند به دست آوردهام.