برگردان به زبان ساده
میتراود التفات از جبههٔ پرچین او
جوهر و آیینه باشد شوخی و تمکین او
هوش مصنوعی: لطافت و زیبایی چهرهٔ او مانند جواهر و آیینه تابناک است و در نگاه او هم بازیگوشی و هم وقار و ادب وجود دارد.
بس که دارد نازکی، کار مکیدن میکند
چشم اگر بردارم از لعل لب شیرین او
هوش مصنوعی: چشمم به لبههای شیرین او دوخته شده و به خاطر نازک و زیباییاش، میتوانم تصور کنم که با مکیدن شیری از لبت، در حال نزدیکی به او هستم، و اگر لحظهای نگاه خود را از او بردارم، احساس میکنم که تا چه اندازه جذب او شدهام.
خضر را عمر ابد از یک دم آب زندگیست
تا قیامت زندهایم از صحبت دوشین او
هوش مصنوعی: خضر به عمر جاودانهاش از یک لحظه آب زندگی بهرهمند است و تا قیامت ما نیز از صحبت و معاشرت او زنده خواهیم بود.
میتواند دشت را از گریه گلریزان کند
چشم پاک من شود گر یک نظر گلچین او
هوش مصنوعی: اگر چشم پاک من یک بار به گلچین او نظر کند، میتواند دشت را از اشک شوق پر کند.
صورت آیینه زانوی خویشم تا سحر
نیست گر واعظ شبی زانوی من بالین او
هوش مصنوعی: تا سحر، تصویر آیینهای که از خویشتن دارم، وجود ندارد؛ اگر شب، واعظی بالای زانوی من نشسته باشد.