برگردان به زبان ساده
چهره آرایی بود از نشأه می ننگ او
از می کیفیت خود می فروزد رنگ او
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهاش ناشی از نوشیدن شراب است و نقص او به خاطر تمتّع از شراب، رنگ و جلوهی وجودش را میافزاید.
گر بروی ما نمی خندد، نه از بی لطفی است
جا نمی یابد تبسم در دهان تنگ او
هوش مصنوعی: اگر تو بروی، او نمیخندد، و این به خاطر بیلطفی او نیست. لبهایش آنقدر تنگ است که نمیتواند تبسمی را در آنجا جا دهد.
در دل او ذره یی نبود ز دلسوزی اثر
ز آن سیه روزم، که این آتش ندارد سنگ او
هوش مصنوعی: در دل او حتی یک ذره هم نشانی از دلسوزی نبود. از آن وضعیت ناخوشایند من است که این آتش نمیتواند به سنگ او آسیبی برساند.
بر نیامد از دل زاری دل سختش ز جا
گرچه باشد دست دلها جمله زیر سنگ او
هوش مصنوعی: دل زار و آزردهای که از سختیهای زندگی شکایت نمیکند و با وجود همه دردها، همچنان قوی و استوار است. حتی اگر دلهای دیگران در زیر بار مشکلات شکسته شوند، دل او همچنان محکم و مقاوم باقی مانده است.
نیست ممکن کز دهان تنگ او گیرد سراغ
خط عبث گردد بگرد عارض گلرنگ او
هوش مصنوعی: غیر ممکن است که از دهان باریک او، نشانی از سخنان بیفایده به دست آید، چرا که تنها میتوان به زیبایی صورت او توجه کرد.